الحدیث 24 / 1
1/24- العیاشی، بإسناده: عن رفاعة بن موسی، قال: سمعت أباعبدالله علیهالسلام یقول: «وَ لَهُ أسْلَمَ مَنْ فی السَّماواتِ وَ الْأرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً- قال:- إذا قام القائم علیهالسلام لا تبقی أرض إلا نودی فیها بشهادة أن لا إله إلا الله و أن محمدا رسول الله صلیاللهعلیهوآلهوسلم.»[1]
—————————————-
[1]. تفسیر العیاشی 1: 183 [آل عمران، ح 81].
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام، غیر معتبر است.
این حدیث در کتاب تفسیر العیاشی (ج 1، ص 182) به صورت مرسل از رفاعه بن موسی روایت شده است. گفتیم که مرحوم العیاشی، متوفای سال 320 هجری است و رفاعه بن موسی تا پیش از سال 183 هجری قمری زنده بوده است، در نتیجه این حدیث ارسالی حدوداً یک قرن و نیمه دارد، لذا طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر نیست.
هر چند طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر نیست، اما به دو دلیل میتوان این گزارش را در یک معنای خاص و به نظر حقیر غیر دقیق، پذیرفت. اول اینکه قاعدتاً پس از ظهور امام عصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف و خصوصاً استقرار حکومت جهانی ایشان، طبیعتاً پیام توحیدی و رسالت محمدی در سراسر جهان ندا داده میشود و شاید هیچجا یا حداقل کمتر جایی باشد که چنین موقعیتی نداشته باشد و دیگر اینکه هماکنون هم که هنوز زمان ظهور ایشان فرا نرسیده است، قرنها است که این ندا، یعنی شهادت به یگانگی الله تعالی و رسالت محمد، رسول الله صلیاللهعلیهوآله در سراسر جهان و بسیاری از نقاط گیتی طنینانداز است. البته منکر آن نیستم که این ندا با مشکلات جدی و برداشتهای نادرستی همراه بوده و هست که إن شاء الله با ظهور ایشان، این برداشتها اصلاح شده و پیام راستین اسلام به گوش جهانیان و از جمله خود ما خواهد رسید.
اینجا ما روایت را اینگونه معنا کردیم که ندای شهادتین در اقصی نقاط جهان شنیده میشود و نَه اینکه همه مردمان به اسلام میگروند که این معنا، معنای دقیقی برای این روایت نیست. اگر بخواهیم این روایت را درست معنا کنیم، باید تکلیف معنای «الأرض» و «أسلم» را روشن کنیم که «الأرض»، یعنی کره زمین؟ یا به عبارتی همه زمین، یا بخش پهناوری از آن؟ همینطور باید معلوم کنیم که «أسلم»، به معنای تسلیم شدن است، یا اسلام آوردن. اگر کسی این روایت را معتبر بداند، قاعدتا میگوید که «الأرض»، همه زمین است و احتمال بسیار زیاد، «أسلم» را هم به اسلام آوردن معنا میکند، اما از آنجایی که این حدیث معتبر نیست، از آن میگذریم و رویش حساب خاصی باز نمیکنیم.