وَ قالَ الْمَلِکُ إنّی أری سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ یَأْکُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ یابِساتٍ یا أیُّها الْمَلَأُ أفْتونی فی رُءْیایَ إنْ کُنْتُمْ لِلرُّءْیا تَعْبُرونَ (۴۳)
و گفت پادشاه: «به یقین من دیدم هفت گاوهای چاق را که میخورندشان هفت لاغر و هفت خوشه گندم سبز و دیگر خشکشدهها. ای اشراف! نظر دهید مرا در رؤیایم اگر برای رؤیا تعبیر میکنید». (۴۳)
شاه گفت: برؤیا دیدم هفت گاو فربه که هفت لاغر آنرا همیخورد و هفت خوشه سبز و دیگر خشگیده، ای بزرگان اگر تعبیر رؤیا میکنید مرا در باره رؤیایم نظر دهید (۴۳)
و پادشاه [مصر] گفت: «من [در خواب] دیدم هفت گاو فربه است که هفت [گاو] لاغر آنها را میخورند، و هفت خوشه سبز و [هفت خوشه] خشگیده دیگر. ای سران قوم، اگر خواب تعبیر میکنید، در باره خواب من، به من نظر دهید.» (۴۳)
و (روزی) شاه گفت: من (در خواب) میدیدم هفت گاو فربه را که هفت گاو لاغر آنها را میخورند و هفت خوشه سبز و خوشههای دیگر خشکیده را (که بر سبزها پیچیده و آنها را میخشکانند). ای سران قوم، مرا درباره خوابم نظر دهید اگر تعبیر خواب میکنید. (۴۳)
کتابخانه موسسه حکمت اسلامی احتجاج