حدیث 5591 و مقدمه بحث تکمیلی
5591- 11-[1] أحْمَدُ بْنُ عَلی بْنِ أبیطالِبٍ الطَّبْرِسی فی الْإحْتِجاجِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیری أنَّهُ کَتَبَ إلَی صاحِبِ الزَّمانِ ع یسْألُهُ عَنِ الْفَصِّ الْخُماهَنِ هَلْ تَجوزُ فیهِ الصَّلاةُ إذا کانَ فی إصْبَعِهِ فَکَتَبَ الْجَوابَ فیهِ کَراهیةُ أنْ تُصَلّی فیهِ وَ فیهِ أیضاً إطْلاقٌ وَ الْعَمَلُ عَلَی الْکَراهیةِ وَ سَألَهُ عَنِ الرَّجُلِ یصَلّی وَ فی کُمِّهِ أوْ سَراویلِهِ سِکّینٌ أوْ مِفْتاحُ حَدیدٍ هَلْ یجوزُ ذَلِکَ فَکَتَبَ فی الْجَوابِ جائِزٌ.
وَ فی نُسْخَةٍ عَنِ الْفَصِّ الْجَوْهَرِ بَدَلَ الْخُماهَنِ
وَ رَواهُ الشَّیخُ فی کِتابِ الْغَیبَةِ بِالْإسْنادِ الْآتی[2].
——————————
[1]– الاحتجاج- 483.
[2]– الغیبة للطوسی- 232، 234، یأتی الاسناد فی الفائدة الثانیة من الخاتمة برقم 48. و یأتی ما یدلّ علی ذلک فی الباب 46 من هذه الأبواب.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام غیر معتبر است.
این حدیث مرسل است، چرا که شیخ طبرسی قرن ششم، مطلب را از محمد بن عبدالله الحمیری قرن سوم روایت میکند و طریق خود به او را هم نگفته است.
مرحوم شیخالطائفه هم این عبارات در توقیع از امام عصر علیهالسلام، در کتاب الغیبة درند که آن هم مرسل است.
در این حدیث عجیب ادعا شده است که محمد بن عبدالله الحمیری، خدمت امام عصر علیهالسلام نامه نوشت و درباره نگین خماهن سؤال میکند که آیا وقتی در انگشت است، نماز با آن جایز است؟ «الفص»، به معنای نگین انگشتر است و خماهن هم ظاهرا هماتیت است که نوعی آهن اکسید شده است.
در ادامه روایت ادعا شده است که امام عصر علیهالسلام در پاسخ فرمودند که کراهت دارد که در آن نماز بخوانی، البته در آن جواز و عمل به کراهت هم هست. دقت بفرمایید، گویی این عبارات را داریم از کتاب فقهیِ فقیهی معمولی میخوانیم که بر اساس ادله نصی و اجتهادی فتوا میدهد. جدای از این که سند این حدیث معتبر نیست، این نوع جملات نیز در لسان ائمه علیهمالسلام در روایات معتبر، اصلا سابقه ندارد.
در ادامه هم سؤال شده است که فردی نماز میخواند و در آستین یا شلوارش چاقو یا کلید آهنی هست، آیا جایز است؟ جواب ادعایی هم این است که جایز است.
میبینیم که این حدیث هم سندش معتبر نیست و هم متنش غیر معمول است، اما جالب اینکه باز هم بعضی آقایان بعد از ادعای اجماع بر جواز استفاده از حدید در نماز، به این حدیث هم اشاره و بلکه استناد کردهاند.
* بحث تکمیلی:
ما در ابواب نواقض وضو، باب چهاردهم، مطلبی درباره آهن داشتیم که همه روایات آن هم معتبر بود. اگر به احادیث آن باب مراجعه کنید، میبینیم که اگر با ابزار آهنی، ناخن گرفت یا موی سر و صورت را چیده شد، مستحب است که دست یا موها شسته شود. این احادیث هم مؤید همین مطالبی است که در روایات این باب دیدیم. البته اگر کسی از آن روایات برداشت وجوب داشته باشد، برداشتش از روایات این باب هم چیزی غیر از ما میشود، یا اگر از این باب برداشت نجاست حدید یا ممنوعیت استفاده از آن را در نماز یا غیر نماز کند، برداشتش از آن باب ممکن است چیز دیگری خواهد شد. علی ای حال آنچه واضح است اینکه تا اینجا، یعنی همین باب سی و دو از ابواب لباس مصلی و آن باب چهاردهم ابواب نواقض وضو، همه روایات در ذم تند و تیز در استفاده از آهنآلات بود، تا جایی که لفظ «نجس» هم برای آن به کار رفته است.
در آن باب چهاردهم از ابواب نواقض وضو هم در فرازی از حدیث 758 که معتبر درجه یک هم بود، عبارت «لِأنَّ الْحَدیدَ نَجِسٌ» را داشتیم و آنجا هم آقایان ترجیح داده بودند نجس را به معنای لغوی آن بزنند و نَه معنای فقهی. ما این باب را در ضمن ابواب نواقض وضو کار کردیم و در سایت موجود است، پیشنهاد میکنم یک بار مرور کنید، مفید است و درک بهتری پیدا میکنید.
در آخرین باب از «أبواب النجاسات و الأوانی و الجلود» که آخر جلد سوم از وسائل الشیعه سی جلدی است، بابی تحت عنوان «باب طهارة الحدید» داریم که لازم است احادیث آن را هم بررسی کنیم. البته بعضی از آنها تکراری است که از آنها میگذریم.
البته چند روایت پراکنده هم در سایر ابواب داریم، مثل حدیث 19463 که درباره یاقوت و عقیق و فیروزه و خواص آنها است که اشارهای هم به حدید چینی دارد، اما هم افراد مجهول هستند و هم افراد ضعیف و جاعل حدیث.
یا روایت 27502 که به واسطه ابوالبختری، معتبر نیست.
همینطور روایاتی درباره ذبح که محل بحث که حدید در آنها به معنای آهن است، یا تیزی و اگر بخواهیم وارد آن شویم، بحث مفصل جدیدی شروع میشود و انصافا به درد بحث فعلی ما نمیخورد.
پس فعلا موروری داشته باشیم در روایات باب طهارة الحدید که وعده دادم.