حدیث 5590
5590- 10-[1] وَ فی الْعِلَلِ عَنْ أبیسَعیدٍ الْمُعَلِّمِ النَّیسابوری عَنْ أبیجَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلی بْنِ سَعیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ زُرارَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یوسُفَ عَنْ سُفْیانَ الثَّوْری عَنْ إسْماعیلَ السِّنْدی عَنْ عَبْدِ خَیرٍ قالَ: کانَ لِعَلی بْنِ أبیطالِبٍ ع أرْبَعَةُ خَواتیمَ یتَخَتَّمُ بِها یاقوتٌ لِنُبْلِهِ وَ فَیروزَجٌ لِنَصْرِهِ وَ الْحَدیدُ الصّینی لِقُوَّتِهِ وَ عَقیقٌ لِحِرْزِهِ الْحَدیثَ.
أقولُ: هَذا مَحْمولٌ عَلَی بَیانِ الْجَوازِ وَ نَفْی التَّحْریمِ أوْ عَلَی اللُّبْسِ فی غَیرِ الصَّلاةِ أوْ مَخْصوصٌ بِالْحَدیدِ الصّینی لِما مَرَّ[2].
——————————
[1]– علل الشرائع- 157- 1 الباب 126، و أخرجه بتمامه فی الحدیث 2 من الباب 60 من أبواب الملابس.
[2]– مر فی أحادیث هذا الباب من النهی عن لبس خاتم حدید.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام غیر معتبر است.
این حدیث را شیخ صدوق از ابوسعید، محمد بن فضل، نعلم نیشابوری از ابوجعفر، محمد بن علی بن سعید از محمد بن مسلم بن واره که در سند حدیث اشتباه ثبت شده است، از محمد بن یوسف بن واقر الفریبابی از سفیان الثوری از اسماعیل بن عبدالرحمن السندی از عبد خیر المدائنی روایت کرده استن که جدای از ضعف سفیاری الثوری، کلکسیونی از افراد مجهول است. نهایتا نفر اول، بر مبنای ما، توثیق درجه دو میشود.
با اینکه حدیث معتبر نیست، اما من بارها آن را شنیدهام و طبیعتا عجیب مورد علاقه انگشتر فروشها است. در این حدیث ادعا شده است که امیر مؤمنان علیهالسلام، چهار انگشتر داشتند. یاقوت برای نجابتش، فیروزه برای نصرت و یاریش، آهن چینی برای قوتش و عقیق برای حفاظتش.
تنها چیزی که از آهن چینی میدانم این است که در عصر بنیامیه و بنیالعباس، وسایل آهنی از چین وارد میشد که با آهن رایج در سرزمینهای غربی، مانند عراق و حجاز متفاوت بود. حتی مطمئن نیستم واقعا جنسش آهن بوده باشد و شاید فلز دیگری بوده است. تا الآن لازم نشده روی آن متمرکز شوم و آن حدیث هم که معتبر نیست. اگر کسی این حدیث را ساخته انگشترسازان و انگشترفروشان خراسانی بدان، خالی از وجه نیست.