حدیث 5584
5584- 4-[1] وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یحْیی عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقاسِمِ بْنِ یحْیی عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ راشِدٍ عَنْ أبیبَصیرٍ عَنْ أبیعَبْدِاللهِ ع قالَ: قالَ أمیرُالْمُؤْمِنینَ ع لا تَخَتَّموا بِغَیرِ الْفِضَّةِ فَإنَّ رَسولَ اللهِ ص قالَ ما طَهُرَتْ کَفٌّ فیها خاتَمُ حَدیدٍ.
——————————
[1]– الکافی 6- 468- 6، و أورده فی الحدیث 3 من الباب 46 من أبواب الملابس.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه دو است.
ثقةالاسلام الکلینی این حدیث را از محمد بن یحیی العطار از احمد بن محمد بن عیسی الاشعری از قاسم بن یحیی بن حسن بن راشد از جدش از ابوبصیر الاسدی روایت کره است که همه از ثقات درجه یک هستند، مگر حسن بت راشد که بر مبنای ما ثقه درجه دو است.
* * *
علامه مجلسی: ضعیف علی المشهور (مر).
ممکن است عدهای از رجالیون این حدیث را معتبر ندانند، اما عدهای هم معتبر میدانند، بر مبنای ما هم که معتبر است، البته از نوع درجه دو.
حالا ببینیم از حدیث، چه معلوم میشود؛
1. در این حدیث، از قول امیر مؤمنان علیهالسلام آمده است که جز از انگشتر نقره استفاده نکنید. تا این جای کار، گویی امام علیهالسلام، هر انگشتری غیر از فضه را منع میکنند، آهن باشد، یا طلا یا مس یا هر فلز و بلکه چیز دیگری. اما در ادامه علت فرمایش خودشان را به فرمایشی از نبی مکرم مستند میکنند که میفرمایند علت این حرف من این است که حضرت رسول الله صلیاللهعلیهوآله فرمودند دستی که در آن انگشتر آهن است، پاک نمیشود.
2. با توجه به این قسمت دوم، میتوان گفت که قسمت اول، ناظر به همه فلزات و غیر فلزات، بجز نقره نیست و ایشان دارند ضمن نهی از انگشتر آهن، انگشتر نقره را پیشنهاد میکنند. پس ناظر به منع انگشتر آهن است و نَه انگشتر غیر نقرهای.
3. اینکه بخواهیم به استناد این حدیث، استفاده از انگشتر نقره در حال نماز یا غیر آن را مستحب بدانیم، از این حدیث معلوم نیست، چرا که ممکن است امام علیهالسلام در بیان این مطلب هستند که اگر خواستید از انگشتر استفاده کنید،آهن نباشد، بلکه نقره باشد و نَه بیشتر. اگر تاریخ را مرور کنید، به راحتی در مییابید که غیر اشراف که انگشتر طلا هم استفاده میکردند، آن چه در بین اعراب صدر اسلام رایج بوده، انگشتر آهنی بوده است و نقره رواج کمتری داشته است و البته به مرور بیشتر شده است.
4. نکته جالب توجه در مقایسه آهن و نقره این است که آهن جزو آلودگیپذیرترین فلزات است که نظافت آن هم زحمت دارد، اما در مقابل آن، نقره، جزو فلزاتی است که کمترین آلودگی را میگیرد و نظافت آن هم بسیار سادهتر است. فلزات دیگر، معمولا بین این دو قرار میگیرند، هر چند استثناهایی هم هست که بهتر یا بدتر از این دو هستند. عملا امام علیهالسلام فلز رایج در انگشترهای آن عصر را که آلودگیپذیر است را منع کرده و بهترین فلز رایج که اتفاقا غیر اشرافی هم هست را پیشنهاد میکنند.
5. منع از انگشتر آهن در اینجا دو نکته دارد. اول اینکه آیا این نهی، نهی تحریمی است یا تنزیهی؟ و دوم اینکه منظور از طهارت چیست؟
جمعی از اخباریها به استناد روایات دیگر، این طهارت را مقابل نجاست فقهی دانستهاند و از آنجایی که نماز با لبس نجس را ممنوع میدانند، نماز با خاتم آهن را ممنوع و حرام و حتی باطل میدانند. این استدلال واقعا پایه و اساس خوبی دارد، اما اکثر قریب به اتفاق اصولیون، چون با اجماعی مخالف این حکم مواجه بودند، در اینجا زیر بار این حکم نرفتهاند و قائل به کراهت استفاده از انگشتر آهن، هنگام نماز شدهاند. ما هم که مبناء با اینها فرق داریم. در بحث نجاست و طهارت دانستیم که مشتقات «نجس»، مانند مشتقات «طهر»، در آیات و روایات، باید به کثیفی و آلودگی بهداشتی و سلامتی، یا اشمئزاز عرفی معنا شود، یعنی همان چیزی که معنای لغوی و اصلی آن است و دانستیم نجاست و طهارت فقهی که فقها ساختهاند، اصطلاح دقیقی نیست و اشکالات جدی دارد. در این باره، ضمن روایات بعدی این باب و روایات تکمیلی، بیشتر صحبت خواهیم کرد.
پس برداشت ما از قسمت اول این شد که بهتر است با انگشتر آهنی نماز خوانده نشود و گزینه جایگزین مناسب برای آن انگشتر نقره است. از قسمت دوم هم دانستیم که دستی که در آن انگشتر آهن است، تمیز نمیشود و آلوده میماند.
5. نکته آخر اینکه این حدیث هم درباره هنگام اقامه نماز است و تعمیم آن به سایر حالات، محل تأمل است. هر چند اگر سراغ تنقیح مناط و الغای خصوصیت برویم، میتوان این حکم را به سایر حالات هم تعمیم داد و گفت همهجا مهم است، خصوصا در نماز.