حدیث 5580 و جمعبندی نهایی حکم طلا
5580- 5-[1] أحْمَدُ بْنُ أبیعَبْدِاللهِ الْبَرْقی فی الْمَحاسِنِ عَنْ أبیهِ عَنِ ابْنِ أبیعُمَیرٍ عَنْ حَمّادٍ عَنِ الْحَلَبی قالَ: سَألْتُهُ عَنِ الثَّنیةِ تَنْفَصِمُ وَ تَسْقُطُ أ یصْلُحُ أنْ یجْعَلَ مَکانَها سِنَّ شاةٍ فَقالَ إنْ شاءَ فَلْیضَعْ مَکانَها سِنّاً بَعْدَ أنْ تَکونَ ذَکیةً.
——————————
[1]– المحاسن- 644- 174.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
احمد بن محمد البرقی این حدیث را از پدرش از محمد بن ابیعمیر از حماد بن عثمان الناب از عبیدالله بن علی الحلبی روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند، مگر احمد البرقی که ثقه مشروط است و البته مشکلی در اینجا ایجاد نمیکند.
در ضمن حدیث مضمره است، اما قاعدتا سؤال از امام صادق علیهالسلام است.
این حدیث، شبیه یکی از مرسلات قبلی است که شیخ طبرسی صاحب مکارم الأخلاق روایت کرده بود، البته قسمت طلا را ندارد.
در این حدیث، سؤال درباره دندانی است که سست شده و افتاده است و این که آیا صلاح هست جای آن دندان گوسفند قرار داد؟ پاسخ هم مثبت است، البته به شرط آنکه گوسفند ذبح شرعی شده باشد.
میبینیم که این حدیث معتبر هست، اما در بحث فعلی ما، که استفاده از طلا است، به کار نمیاید.
* جمعبندی نهایی حکم استفاده از طلا:
میبینیم که این باب هم عملا مؤید جمعبندی است که پیش از این رسیدیم، یعنی استفاده از طلا، برای هیچ کس، چه مرد باشد و چه زن، فینفسه اشکالی ندارد، اما با عنایت به احادیث قبلی دانستیم که اگر استفاده از طلا، جنبه اشرافی و تبرج داشته باشد، شایسته نیست و حتی ممکن است در مراتبی، به همین دلیل، حرام هم بشود.
اما نکته آخر درباره این که آیا طلا بر بدن زن و مرد، تأثیر مثبت و منفی دارد یا خیر؛
این موضوع را باید بر اساس ضوابط ساینس، یا همان علوم تجربی سنجید. من مقالههای مختلفی به زبان فارسی و بیشتر انگلیسی در این مورد مطالعه کردم که البته بیشتر آنها هم توسط مسلمانان عرب و هند نوشته بود و با این که معلوم بود، پیش فرض نویسندگان مقاله، ممنوعیت طلا برای مردان و جواز آن برای زنان بود، نَه تنها رابطه معناداری بین استفاده از طلا برای افراد و تأثیر بر بدن وجود نداشت، بلکه نتایح ضد و نقیض هم بود. یعنی بعضی تحقیقات نشان تأثیر منفی اندک بر بدن مرد و بعضی نشان از اثر مثبت بر آنها داشت.
یکی از این مقالات که به زبان فارسی هم بود، مقاله مروری بود که در بحث ما، بیش از سایر مقالات به کار میآید.
مقاله مروری چیست و چرا برای ما کاربردی تر است؟ مقالههای مروری یا Review Article، مقالههایی علمی هستند که برخلاف مقالههای پژوهشی یا Original Research، نتایج یک آزمایش یا تحقیق جدید را گزارش نمیکند، بلکه به بررسی، تحلیل و جمعبندی مقالاتی که پیش از این در یک موضوع خاص منتشر شدهاند، میپردازد. مقالههای مروری مانند یک «گزارش جامع» از مقالههای مختلف در موضوعی خاص هستند که نتایج آنها را ذکر، طبقهبندی و بر اساس آن، با روشهای علمی نتیجهگیری میکند تا خواننده با مرور یک مقاله، تصویری کلی از مجموعه مقالات مورد بررسی به دست آورد. در مقالههای پژوهشی، نویسنده یک فرضیه میدهد، آزمایش میکند، دادهها را جمعآوری میکند و نتیجهگیری میکند، در حالی که در مقالههای مروری، نویسنده چندین مقاله پژوهشی را مطالعه و خلاصه کرده، سپس نتایج را طبقهبندی کرده و نتیجهگیری میکند. پس هدف مقاله مروری، گردآوری اطلاعات پراکنده در مقالههای مختلف، تجلیل آنها و جمعبندی است.
به نظر میرسد مقاله مورد نظر ما، نوعی مقاله مروری از نوع متا-آنالیز (Meta-Analysis) است که از بهترین انواع مقالههای مروری است، یعنی نویسنده نه تنها مقالات را میخواند و خلاصه میکند، بلکه دادههای عددی تمام مقالات را جمع کرده و دوباره با روشهای آماری تحلیل میکند تا به یک نتیجه قابل اعتماد نهایی برسد.
مقاله مورد نظر ما، مقالهای است با عنوان «اثر طلا بر فیزیولوژی باروری مردان، مروری بر مطالعات»، نوشته دکتر محبوبه حاجیفقها، معرفت غفاری نوین و دکتر شیوا علیزاده است که نفر اول، دکترای تخصصی بهداشت باروری، دومی دانشجوی دکتری بهداشت باروری و سومی هم استاد گروه زیستی و آناتومی دانشکده پزشکی دانشگاه علومپزشکی شهید بهشتی است. این مقاله در شماره 147، از دوره بیست و هفتم مجله دانشگاه علومپزشکی مازندران، در فروردین سال 1396 چاپ شده است.
من در این چند خطی از چکیده، در ابتدای مقاله و گزارشی یک خطی از متن و چند خطی را از نتیجهگیری در انتهای مقاله را عرض میکنم. اگر دوستان علاقهداشتند، مقاله را دانلود و مطالعه کنند.
در قسمت یافتههای چکیده آمده است: «از ۷۷ مقاله بهدست آمده، ۱۴ مطالعه که تأثیر طلا بر دستگاه تناسلی مردان را مورد بررسی قرار داده بودند، مورد استفاده قرار گرفت. اکثر یافتهها حاکی از آن بود که مقدار طلای موجود در مایع سمینال و اسپرم میتواند بر سیستم باروری مردان تأثیر بگذارد.» و در قسمت استنتاج چکیده آمده است: «این مطالعه نشان داد که مقدار طلای موجود در اندام تناسلی مرد بر باروری وی تأثیر دارد. با توجه به اندک بودن مطالعات علمی، نمیتوان تأثیر مثبت یا منفی طلا بر باروری مردان را بهوضوح نتیجهگیری کرد و قضاوت قطعی در این مورد نیازمند تحقیقات گستردهتر است.»
در مقاله خلاصهای از مقالات قبلی آمده که بعضی از آنها نشان از تأثیر مثبت طلا بر باروری مردان و بعضی نشان از تأثیر منفی آن بر باروری مردان داشت.
در نهایت، در سطور پایانی مقاله و قبل از بخش سپاسگزاری آمده است: «با توجه به اندکبودن مطالعات علمی انجام شده و تفاوت موجود در نتایج آنها، نمیتوان تأثیر مثبت یا منفی طلا بر باروری مردان را بهوضوح نتیجهگیری کرد.» جالب آنکه درست در ادامه این عبارات آمده است: «اما با در نظر گرفتن تأکید اسلام بر حرام بودن استفاده از طلا توسط مردان و با توجه به این موضوع که هرچه را دین حرام کرده برای انسان ضرر دارد، میتوان گفت که اثرات منفی طلا در بدن مردان و از جمله دستگاه باروری مرد بر اثرات مثبت آن غالب است.» این جا است که به خوبی در مییابیم مقاله، خواسته یا ناخواسته، به اختیار، یا از روی جبر، با پیشقضاوت مواجه بوده است، ولی باز هم وضعیت تحقیقات به گونهای بوده است که نتوانسته است این پیش قضاوت را اثبات کند.
البته بعضی مقالهها هم بود که به تأثیر طلا بر بدن افراد اختصاص داشت، اما مربوط به باروری نبود، که طبیعتا در این مقاله مروری نیامده بود و آنها هم وضعیت مقالههای مورد مطالعه در همین مقاله را داشتند.
خلاصه اینکه دیدیم اولا طلا، بر اساس نصوص دینی، یعنی آیات قرآن و روایات معتبر معصومین علیهمالسلام، فینفسه برای هیچ فرد و جنسیتی حرام نیست، اما از باب اشرافیگری و تبرج، چه بر مردان و چه بر زنان، یا هر جنسیت دیگری، چه بزرگ و چه کودک، ناپسند و حتی در شرایطی حرام است و هر چه جایگاه فرد در جامعه بالاتر و تأثیرگذاری او بیشتر باشد، این حساسیت هم بیشتر است. ثانیا نَه تنها دلیلی علمی بر قطعیت تأثیر منفی طلا بر بدن مردان نداریم، بلکه در کنار آن، نشانهایی هم تأثیر مثبت داریم که نتیجهاش، عدم قطعیت علمی دو طرف است و ادعاهای به ظاهر علمی بعضیها در باب تأثیر منفی طلا بر بدن مردان، بر اساس تأثیر فتوای مشهور است و نَه استقلال علمی.
حالا چرا فتوای حرمت طلا مشهور است و روایات به این واضحی که در باب قبل داشتیم، نادیده گرفته میشود، قاعدتا دلیل اصلیش اجماع است و این که فقهای ما برای اجماع فقها، یعنی اجماع افرادی مانند خودشان، ارزشی بسیار بیشتر از روایات معتبر معصومین علیهمالسلام قائل هستند. و السلام علی من اتبع الهدی.