حدیث 1194
1194- 9-[1] وَ عَنْ عَلی بْنِ إبْراهیمَ عَنْ أبیهِ عَنِ ابْنِ أبیعُمَیرٍ عَنْ حَمّادٍ عَنِ الْحَلَبی عَنْ أبیعَبْدِاللهِ ع قالَ: إذا نَسی الرَّجُلُ أنْ یغْسِلَ یمینَهُ فَغَسَلَ شِمالَهُ وَ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ رِجْلَیهِ فَذَکَرَ بَعْدَ ذَلِکَ غَسَلَ یمینَهُ وَ شِمالَهُ وَ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ رِجْلَیهِ وَ إنْ کانَ إنَّما نَسی شِمالَهُ فَلْیغْسِلِ الشِّمالَ وَ لا یعیدُ عَلَی ما کانَ تَوَضَّأ وَ قالَ أتْبِعْ وُضوءَکَ بَعْضَهُ بَعْضاً.
وَ رَواهُ الشَّیخُ بِإسْنادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یعْقوبَ[2] وَ کَذا الَّذی قَبْلَهُ.
——————————
[1]– الکافی 3- 34- 4، و أورد صدره فی الحدیث 1 من الباب 33 من أبواب الوضوء.
[2]– التهذیب 1- 99- 259 و الاستبصار 1- 74- 228.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
ثقةالاسلام الکلینی این حدیث را از علی بن ابراهیم القمی از پدرش از محمد بن ابیعمیر از حماد بن عثمان از عبیدالله بن علی الحلبی روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
شیخ الطائفه هم شبیه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به ثقةالاسلام الکلینی که معتبر درجه یک است، به باقی سند الکافی روایت کرده است.
* * *
علامه مجلسی: حسن (مر). حسن (مل).
در این حدیث آمده است که اگر فردی شستن دست راست را فراموش کرد و دست چپ را شست و مسح سر و پا را انجام داد، بعد یادش آمد، دست راست و چپش را میشوید و مسح سر و پا را انجام میدهد و اگر چپ را فراموش کرده بود، چپ را میشوید و اعاده بقیه وضو لازم نیست. در پایان هم میفرمایند که تبعیت کند وضویت، بعضش بعض دیگر را.
این قسمت آخر را پیش از این داشتیم و صحبت کردیم و دوبره تکرار نمیکنم. اما دو قسمت قبلی روایت؛
قسمت اول که مشکلی ندارد، اگر شستن دست را فراموش کردی و ادامه وضو را انجام دادی، از باب لزوم یا توصیه، فرمودهاند که دست راست را بشود و دست چپ و مسحها را هم اعاده کن.
اما قسمت دوم؛ اگر به قرینه یمین و شمال ابتدای روایت، «نَسی شِمالَهُ» فراموشی شستن دست چپ بگیریم، آن وقت معلوم میشود که اولا در دو روایت قبل هم احتمالا منظور فراموشی شستن دست چپ بوده است و در این صورت اعاده قسمتهای مسحی لازم نیست. از طرفی دیدیم که این دستورالعمل نَه تنها شرایط تقیه ندارد، بلکه اتفاقا خلاف تقیه هم هست، لذا باید بپذیریم که ترتیب در وضو لازم است، اما این ترتیب فقط بین قسمتهای شستنی با هم و قسمتهای مسح کردنی با هم است و اگر شستن دست چپ فراموش شد، فقط باید همان را شست و اعاده قسمتهای مسحی لزومی ندارد، بلکه جنبه تنزیه و توصیه دارد. اما اگر بگوییم این قرینه، قرینه بلاوجهی نیست، اما قطعی هم نیست و شاید منظور امام شستن پای چپ بوده است، آن وقت مطلب همان میشود که ذیل دو حدیث قبل عرض کردم. به نظرم این احتمال دوم، احتمالی بسیاری جزئی و بیشتر شبیه وسواس ذهنی است و معلوم است که منظور از «شمال»، دست چپ است.