حدیث 1186
1186- 1-[1] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإسْنادِهِ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ سَعیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أبیعُمَیرٍ عَنِ ابْنِ أُذَینَةَ عَنْ زُرارَةَ قالَ: سُئِلَ أحَدُهُما ع عَنْ رَجُلٍ بَدَأ بِیدِهِ قَبْلَ وَجْهِهِ وَ بِرِجْلَیهِ قَبْلَ یدَیهِ قالَ یبْدَأُ بِما بَدَأ اللهُ بِهِ وَ لْیعِدْ ما (کانَ)[2].
——————————
[1]– التهذیب 1- 97- 252 و الاستبصار 1- 73- 224.
[2]– فی نسخة- فعل، (منه قده).
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به حسین بن سعید الاهوازی که معتبر درجه یک است، از محمد بن ابیعمیر از عمر بن اذینه از زراره بن اعین روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
* * *
علامه مجلسی: صحیح (مل).
این باب در اصل در ادامه باب قبلی است و در باب قبلی علی الحساب به لزوم رعایت ترتیب مطابق ترتیب موجود در آیه و توضیحی که در جمعبندی عرض کردم، رسیدیم، حالا ببینیم این باب، چیزی را تغییر میدهد یا خیر؟
در این حدیث از یکی از دو امام همام، یعنی امام باقر یا امام صادق علیهماالسلام درباره فردی سؤال شده است که با شستن دستها آغاز میکند، قبل از آنکه صورت را بشوید، یا به دو پایش شروع میکند قبل از دو دستش. ایشان هم میفرمایند که آغاز کند به آنچه الله به آن آغاز کرده است و وضو را اعاده کند.
چند نکته درباره این حدیث عرض کنم.
1- اول از همه عرض کنم که هر چند این احادیث از باب ادبی مضمره هستند، اما معمولا کسی این احادیث را مضمره نمیشمرد، چرا که معلوم است منظور از «أحدهما» کیستند، هر چند در «أحدهم» این اتفاق نظر نیست. علی ای حال! حتی اگر حدیث را مضمره هم بگیریم، با توجه به سؤالکننده که زراره است، مضمره بون، خللی در سند حدیث ایجاد نمیکند.
2- در ضمن روایت، تصریحی در وضو ندارد، اما به نظر بنده معلوم است که منظور وضو است و مثلا در مورد غسل نیست.
3- اگر ما بودیم و این حدیثف میشد در لزومی بودن، یا تنزیهی بودن این دستور تردید کرد، اما با توجه به آن چه در روایات باب قبل گذشت، میشود گفت این حدیث در بیان لزوم است.
4- و نکته آخر اینکه شاید بتوان از این حدیث استفاده کرد که منظور راوی از عبارت «بِرِجْلَیهِ قَبْلَ یدَیهِ»، شستن پا قبل از شستن دو دست است و این را مؤیدی گرفت بر اینکه مسح در وضو، اقل وظیفه است و اکثر از آن که شستن باشد، اشکالی ندارد. سکوت امام در این مورد هم تقریر به صحت به حساب آید. البته میشود قلت و إن قلت کرد و بحث را ادامه داد، اما لزومی ندارد، چرا که دلایل قوی و متقنی بر جواز، بلکه استحباب این کار داشتیم.