حدیث 1178

1178- 4-[1] وَ بِإسْنادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أحْمَدَ بْنِ یحْیی عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أبیهِ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ الْمُغیرَةِ عَنْ حَریزٍ فی الْوَضوءِ یجِفُّ قالَ قُلْتُ: فَإنْ جَفَّ الْأوَّلُ قَبْلَ أنْ أغْسِلَ الَّذی یلیهِ قالَ جَفَّ أوْ لَمْ یجِفَّ اغْسِلْ ما بَقی قُلْتُ وَ کَذَلِکَ غُسْلُ الْجَنابَةِ قالَ هُوَ بِتِلْکَ الْمَنْزِلَةِ وَ ابْدَأْ بِالرَّأْسِ ثُمَّ أفِضْ عَلَی سائِرِ جَسَدِکَ قُلْتُ وَ إنْ کانَ بَعْضَ یوْمٍ قالَ نَعَمْ.
وَ رَواهُ الصَّدوقُ فی مَدینَةِ الْعِلْمِ مُسْنَداً عَنْ حَریزٍ عَنْ أبی‌عَبْدِاللهِ ع کَما ذَکَرَهُ الشَّهیدُ فی الذِّکْرَی[2]
قالَ الشَّیخُ الْوَجْهُ فی هَذا الْخَبَرِ أنَّهُ إذا لَمْ یقْطَعْ وُضوءَهُ وَ إنَّما تُجَفِّفُهُ الرّیحُ الشَّدیدَةُ أوِ الْحَرُّ الْعَظیمُ وَ إنَّما تَجِبُ عَلَیهِ الْإعادَةُ فی تَفْریقِ الْوُضوءِ مَعَ اعْتِدالِ الْوَقْتِ وَ الْهَواءِ قالَ وَ یحْتَمِلُ أنْ یکونَ وَرَدَ مَوْرِدَ التَّقیةِ لِأنَّ ذَلِکَ مَذْهَبُ کَثیرٍ مِنَ الْعامَّةِ.
——————————
[1]– التهذیب 1- 88- 232.
[2]– الذکری 91.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به محمد بن احمد بن یحیی بن عمران که معتبر درجه یک است، از احمد بن محمد که یا ابن خالد البرقی است، یا ابن عیسی الاشعری، از پدرش از عبدالله بن مغیره از حریز بن عبدالله روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند، مگر دو نفر. محمد بن احمد بن یحیی و احمد البرقی که ثقه مشروط هستند که البته مشکلی در این‌جا ایجاد نمی‌کنند. البته حدیث مضمره است، لیکن با توجه به شخصیت حریز و نوع سؤال، قاعدتا مخاطب امام صادق علیه السلام است، کما این‌که همه محدثین و فقهای ما همین نظر را دارند.
شهید اول در الذکری، شبیه این حدیث را از کتاب مدینة العلم شیخ صدوق روایت کرده و می‌فرمایند که حدیث مسند است. این طریق به چند دلیل معتبر نیست. اول این‌که طریق شهید به کتاب مدینة العلم معلوم نیست و این کتاب هم قرن‌ها است که مفقود شده است. دوم این‌که سند این حدیث را نگفته است که بتوان آن را بررسی کرد.
* * *
علامه مجلسی: موقوف کالصحیح (مل).

این‌جا با روایتی متفاوت مواجه هستیم. حریز بن عبدالله درباره وضویی که خشک می‌شود روایت کرد که سؤال می‌کند درباره این که اگر قبل از آن‌که قسمت بعدی شسته شود، قسمت قبلی خشک شود، حکم آن چیست؟ و پاسخ واضح و صریح پاسخ می‌فرمایند که خشک بشود یا نشود، ما بقی را بشور. حریز سؤال می‌کند که غسل جنابت هم همین است؟ و پاسخ این است که آن هم در همین جایگاه است، فقط با سر شروع کن، سپس بر سایر بدنت بریز. عرض کردم حتی اگر قسمتی از روز باشد؟ پاسخ هم مثبت است.
بهتر است این روایت را سه قسمت کنیم، تا بهتر فهم شود. در قسمت اول و دوم، به صراحت درباره خشک شدن بدن بین اجرای وضو و غسل سؤال می‌شود و پاسخ هم این است که بلا اشکال است. در قسمت سوم که سؤال می‌شود حتی اگر قسمتی از روز باشد، معلوم نیست که این سؤال و به تبع آن پاسخ آن، فقط برای غسل است یا وضو را هم شامل می‌شود. اگر نخواهیم با پیش‌قضاوت فتوای مشهور پیش برویم، قاعدتا به هر دو بر می‌گرد. فعلا قسمت دوم را که مربوط به بحث ما نیست کنار می‌گذاریم و تمرکزمان را روی قسمت اول که درباره وضو است می‌گذاریم، هر چند ناچاریم اشاراتی هم به قسمت دوم داشته باشیم.
ببینید این جا به صراحت موالات در وضو را غیر لازم می‌داند، در نتیجه می‌تواند قرینه‌ای بر تنزیهی و استحبابی بودن موالات در اوامر و نواهی باشد که در دو روایت قبل آمده بود.
البته آقایان در کتاب‌هایشان برای این حدیث توضیحاتی دارند که خلاصه‌اش همین توضیحات شیخ است. مرحوم شیخ چند وجه برای کنار گذاشتن این حدیث مطرح می‌کنند. اول این که شاید مربوط به این است که باد یا گرمای شدید باعث خشک شدن بشود، نَه این‌که خودش دست از وضو بکشد، پس در این صورت‌ها مشکلی نیست و اگر در اعتدال هوا یا وقت باشد، باید اعاده کند. برای این مطلب، اصطلاحاتی هم وضع کرده‌اند، مثل خشک شدن تقدیری و حسی و غیره. ببینید عملا شیخ فتوایشان را داده‌اند و حالا برای توجیح این روایت، توجیهاتی بیان می‌کنند که انصافا بلادلیل و بلاوجه است.
وجه دیگری هم که مطرح کرده‌اند و آن تقیه است و علت این حمل را مذهب کثیری از عامه دانسته‌اند.
وجه اول که تلاشی است برای تحمیل نظر مشهور و الا این توجیه انصافا شاق است و بدون قرینه داخلی یا خارجی.
اما حمل بر تقیه؛ ببینید مالکی‌ها و حنبلی‌ها نظرشان به لزوم موالات است و شافعی‌ها و حنفی‌ها، نظر به استحباب شدید موالات دارند. یعنی مالکی‌ها و حنبلی‌ها، می‌گویند حتما باید موالات را رعایت کنید و دو فرقه دیگر اصرار بر رعایت آن دارنذ. حالا خودتان قضاوت کنید که با این وضعیت می‌شود این حدیث را حمل بر تقیه کرد؟ یعنی کسی دستش بین وضو خشک شود و بخواهد اعاده وضو کند، عامه بگویند ما چنین نمی‌کنیم و معلوم می‌شو این شیعه است و بلایی سرش بیاورند؟! خودتان قضاوت کنید. حالا بماند که بنا بر شواهد تاریخی، مالک بن انس که فقه او در زمان بنی‌العباس، فقه حکومتی بود، نظر به لزوم موالات داشت، این دیگر کار تقیه را در این حدیث یک‌سره و تمام می‌کند.
خب! این دو علت وجهی نداشت، اما علت دیگری هم می‌شود برای کنار گذاشتن قسمت اول این روایت مطرح کرد، لزوم مسح سر و پا، با اضافه آب وضو است. به این مطلب، دو نکته وارد است. اول این‌که اگر صورت را شسته بود و خشک شد و بعد دست‌ها را شست، یا صورت و یک دست را شسته بود و خشک شدند، با شستن قسمت نهایی، اضافه آبی می‌ماند که مسح‌ها را انجام دهد. حالا بماند که دیدیم که مسح سر و پا، با اضافه آب قسمت های قبلی، لزومی نیست و می‌توان آب اضافه هم گرفت.
به نظر من تنها توجیهی که برای کنار گذاشتن این حدیث قابل توجه است، مضمره بودن آن است که کم‌تر به آن توجه شده است. شما هم ببینید که اگر مضمره بودن این حدیث، خدشه‌ای به آن وارد می‌کند، آن را کنار بگذارید، و الا ببینید با آن باید چه کنید.
به نظر حقیر با توجه به وضعیت حریز، چه از نظر وثاقت و چه از نظر فقاهت به گونه‌ای بوده است که مضمره بودن این حدیث، خللی بر آن وارد نمی‌کند. آقایان که کم‌تر از او را مضمره حساب نمی‌کنند. هر چند حریز بن عبدلله مانند هر غیر معصومی خطاهایی داشته که امام علیه‌السلام از کسی مانند او انتظار نداشته‌اند، اما در وثاقت و فقاهت او حرفی نیست. حتی بعضی از کتاب‌های او، مانند کتاب الصلاة که شامل احکام نماز و مقدمات و مؤخرات آن بوده است، به نوعی رساله عملیه برای بزرگان صحابه بعد از او بوده است و توجه ویژه‌ای به آن داشته‌اند. علاوه بر این‌ها، راویان این حدیث حریز هم گویی نگاه حدیث معصوم به این گزارش او دارند و نَه سؤال از یک فرد نامعلوم. این‌ها نظر بنده، حالا خودتان ببینید مضمره بودن حدیث را خللی بر آن می‌دانید یا خیر.
البته دو روایت دیگر هم مانده است که باید بررسی کنیم.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه