حدیث 1177

1177- 3-[1] وَ عَنْهُ عَنْ مُعاویةَ بْنِ عَمّارٍ قالَ: قُلْتُ لِأبی‌عَبْدِاللهِ ع رُبَّما تَوَضَّأْتُ فَنَفِدَ الْماءُ فَدَعَوْتُ الْجاریةَ فَأبْطَأتْ عَلَی بِالْماءِ فَیجِفُّ وَضوئی فَقالَ أعِدْ.
وَ بِإسْنادِهِ عَنْ عَلی بْنِ إبْراهیمَ عَنْ صالِحِ بْنِ السِّنْدی عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشیرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أبی‌حَمْزَةَ عَنْ مُعاویةَ بْنِ عَمّارٍ مِثْلَهُ[2]
وَ رَواهُ الْکُلَینی عَنْ عَلی بْنِ إبْراهیمَ مِثْلَهُ[3].
——————————
[1]– التهذیب 1- 87- 231 و الاستبصار 1- 72- 221.
[2]– التهذیب 1- 98- 256.
[3]– الکافی 3- 35- 8.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه این حدیث را به چند طریق روایت کرده است.
1. به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به حسین بن سعید الاهوازی که معتبر درجه یک است، از معاویه بن عمار
2. به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به علی بن ابراهیم القمی که معتبر درجه یک است، از صالح بن سندی از جعفر بن بشیر از محمد بن ابی‌حمزه الثمالی از معاویه بن عمار
که همه از ثقات درجه یک هستند.
ثقةالاسلام الکلینی نیز شبیه این حدیث را از علی بن ابراهیم القمی به باقی سند روایت کرده است.
* * *
علامه مجلسی: مجهول (مر). صحیح (مل).

در این روایت، معاویه بن عمار به امام صادق علیه‌السلام عرض می‌کند که چه بسا وضو گرفتم و آب تمام شد. از جاریه خواستم که آب بیاورد، اما آب را بر من به تأخیر انداخت تا وضویم خشک شد. امام علیه‌السلام هم در جواب می‌فرمایند که اعاده کن.
این‌جا هم با وضعیتی شبیه وضعیت روایت قبل مواجه هستیم، حتی غلظت آن، ضعیف‌تر از روایت قبل است. لذا باز هم صبر می‌کنیم تا ببینیم در روایات بعد به چه می‌رسیم. تا این جا که روایت قبلی مهم‌تر بود و این روایت، چیز اضافه‌تری ندارد.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه