حدیث 1174 و جمع‌بندی این باب (موقت)

1174- 4-[1] سَعْدُ بْنُ عَبْدِاللهِ فی بَصائِرِ الدَّرَجاتِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَینِ بْنِ أبی‌الْخَطّابِ وَ الْحَسَنِ بْنِ موسَی الْخَشّابِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عیسَی عَنْ عَلی بْنِ أسْباطٍ عَنْ یونُسَ بْنِ عَبْدِالرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِالصَّمَدِ بْنِ بَشیرٍ عَنْ عُثْمانَ بْنِ زیادٍ أنَّهُ دَخَلَ عَلَی أبی‌عَبْدِاللهِ ع فَقالَ لَهُ رَجُلٌ إنّی سَألْتُ أباکَ عَنِ الْوُضوءِ فَقالَ مَرَّةً مَرَّةً فَما تَقولُ أنْتَ فَقالَ إنَّکَ لَنْ تَسْألَنی عَنْ هَذِهِ الْمَسْألَةِ إلّا وَ أنْتَ تَرَی أنّی أُخالِفُ أبی تَوَضَّأْ ثَلاثاً وَ خَلِّلْ أصابِعَکَ.
أقولُ: وَ أحادیثُ التَّقیةِ کَثیرَةٌ تَأْتی فی مَحَلِّها إنْ شاءَ اللهُ وَ هی دالَّةٌ بِعُمومِها وَ إطْلاقِها عَلَی وُجوبِ التَّقیةِ فی الْوُضوءِ بِقَدْرِ الضَّرورَةِ[2].
——————————
[1]– مختصر بصائر الدرجات 94.
[2]– ورد ما یدلّ علی التقیة فی الحدیث 1 من الباب 38 من أبواب الوضوء و فی الحدیث 2 من هذا الباب و فی الباب 24 و 25 من أبواب الأمر و النهی و ما یناسبهما.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام معتبر درجه دو است.
سعد بن عبدالله القمی این حدیث را از محمد بن حسین بن ابی‌الخطاب و حسن بن موسی الخشاب و محمد بن عیسی بن عبید الیقطینی از علی بن اسباط از یونس بن عبدالرحمن از عبدالصمد بن بشیر از عثمان بن زیاد روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند، مگر دو نفر. یکی اابن عبید الیقطینی که ثقه مشروط است که البته مشکلی در این‌جا ایجاد نمی‌کند و دیگری عثمان بن زیاد که ثقه درجه دو است.

در این حدیث آمده است فردی به امام صادق علیه‌السلام گفت که از پدرتان درباره وضو سؤال کردم و گفتند که یکی یکی است. نظر شما چیست؟ امام علیه‌السلام هم فرمودند که تو این سؤال را از من نمی‌پرسی، جز این‌که می‌بینی من با پدرم مخالفت می‌کنم. سه تایی وضو بگیر و  بین انگشتانت را خلال کن.
من نمی‌دانم این فرد سؤال‌کننده عباسی بوده، یا فردی عباسی در جمع حضور داشته، یا امام نگران رسیدن خبر به عباسی‌ها بوده است. علی ای حال! معلوم می‌شود که امام باقر علیه‌السلام یک بار یک بار وضو می‌گرفته‌اند و امام صادق، حداقل برای مدتی سه بار سه بار. اما این‌که بگوییم بیش از یک بار ممنوع است، یا به طور خاص سه بار سه بار اشکال دارد، یا خلال انگشتان مبطل وضو است، از این روایت معلوم نیست.
 
* جمع‌بندی این باب (موقت):
بر خلاف این‌که معمولا شرایط حمل بر تقیه در بسیاری از مواردی که جناب شیخ حر، حمل بر تقیه کرده‌اند، برای من محرز نیست، در این باب به وضوح شرایط تقیه دیده می‌شود و کاملا با ایشان موافق هستم.
ما بعد؛
ابتدا نکته‌ای را درباره فرمایش شیخ حر عرض کنم. ایشان می‌فرمایند که احادیث تقیه زیاد است و إن شاء الله در محلش می‌آید و آن‌ها به عموم و خصوص، دلالت بر وجوب تقیه، البته به قدر ضرورت دارند.
من با اصل تقیه موافق هستم و همین‌طور با این فرمایش ایشان و مشهور موافق هستم که اگر قرار باشد تقیه شود، باید به حد ضرورت باشد و اتفاقا حساسیت بنده، روی همین حد ضرورت است. این حد ضرورت خیلی مهم است. مثلا وقتی انسان می‌تواند بدون ورود به مبطلات وضو یا هر چیز ممنوع دیگری، مانند آن‌چه بنده درباره تجربه خودم عرض کردم، تقیه کند و سپری برای خود قرار دهد که گرفتار انواع دردسرها، از کم تا خیلی زیاد نشود، چرا باید سراغ مبطلات و ممنوعات برود؟ همین اصل ضرورت می‌گوید که تا ضرورت ندارد، سعی کن با ترفندها و ابتکارهایی، چنان کن که بدون انجام محرمی، سپری در مقابل بلا برایت حاصل شود. می‌بینیم که ائمه علیهم‌السلام هم، حداقل در این‌جا چنین کرده‌اند. این هم مصداقی از حد ضرورت است و اگر این سپر محافظتی یا همان تقیه، در همین حد ایجاد می‌شود، آیا شرعا مجازیم ورود به مبطلات ونواقض و محرمات داشته باشیم؟ به نظر بنده خیر و فکر کنم که دیگران هم با این عرض بنده موافق باشند. این مطلب نَه در این‌جا، که در همه جا و نیز در فهم احادیث تقیه‌ای مهم است. نمی‌دانم چرا وقتی قرار است حدیثی را حمل بر تقیه کنیم، خیلی وقت‌ها باید به دنبال ارتکاب محرمات باشیم؟ آن هم انجام محرمات توسط حجج الهی. این مطلبی است که در باب تقیه کم‌تر مورد توجه قرار گرفته است. فتأمل جدا!

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه