حدیث 1165
1165- 25-[1] وَ فی مَعانی الْأخْبارِ عَنْ أبیهِ عَنِ الْحِمْیری عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عیسَی عَنِ الْحُسَینِ بْنِ سَعیدٍ عَنْ عُثْمانَ بْنِ عیسَی عَنْ مَنْصورِ بْنِ حازِمٍ عَنْ إبْراهیمَ بْنِ مُعَرِّضٍ قالَ: قُلْتُ لِأبیجَعْفَرٍ ع إنَّ أهْلَ الْکوفَةِ یرْوونَ عَنْ عَلی ع- أنَّهُ بالَ حَتَّی رَغا[2] ثُمَّ تَوَضَّأ ثُمَّ مَسَحَ عَلَی نَعْلَیهِ[3] ثُمَّ قالَ هَذا وُضوءُ مَنْ لَمْ یحْدِثْ فَقالَ نَعَمْ قَدْ فَعَلَ ذَلِکَ قالَ قُلْتُ: فَأی حَدَثٍ أحْدَثُ مِنَ الْبَوْلِ فَقالَ إنَّما یعْنی بِذَلِکَ التَّعَدّی فی الْوُضوءِ أنْ یزیدَ عَلَی حَدِّ الْوُضوءِ.
——————————
[1]– معانی الأخبار 248.
[2]– رغا- أی صار له رغوة (لسان العرب 14- 330).
[3]– فی نسخة- نفسه، (منه قده).
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه دو است.
شیخ صدوق این حدیث را از پدرش از عبدالله بن جعفر الحمیری از احمد بن محمد بن عیسی الاشعری از حسین بن سعید الاهوازی از عثمان بن عیسی از منصور بن حازم از ابراهیم بن معرض روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند، مگر ابراهیم بن معرض که از ثقات درجه دو است.
این حدیث، از آن احادیث خاص است.
در این حدیث آمده است که ابراهیم بن معرض به امام باقر علیهالسلام میگوید که اهل کوفه از علی علیهالسلام روایت میکنند که «أنه بال حتی رغا». این اصطلاحی است به این معنا که خیلی بول کرد، کاملا بول کرد و از این دست معانی. معنی لغویش این است که بول کرد به طوری که کف کرد. سپس وضو گرفت و بر نعلینش مسح کرد. سپس فرمودند این وضوی کسی است که حدثی نداشته است. ظاهرا امام باقر علیهالسلام می فرمایند که بله، چنین کردهاند. راوی سؤال میکند که پس کدام حدث، حدثتر از بول است؟ امام هم میفرمایند که منظور ایشان تعدی از وضو بوده است و اینکه بر حد وضو بیافزاید.
خیلی از آقایان این حدیث را حمل بر تقیه کردهاند. ببینید! یکی از معانی حدث که اتفاقا ریشهای و اصلی هم هست، تازه بوده یا به عبارتی تازه به وجود آمدن یا تازه به وجود آوردن است. اگر حدث را در این حدیث، به این معنای ریشهای بگریریم، مطلب کاملا متفاوت میشود. منظور امام علی علیهالسلام و مردم کوفه، از حدث معنای لغوی آن بوده است و ابراهیم بن معرض، حدث را به معنی اصطلاحی آن که نواقض وضو و غسل هستند گرفته است. امام باقر هم در عبارات پایانی توضیح میدهند که منظور از حدث، همان نوآوری و تعدی از حدود الله است. این از این که مربوط به بحث فعلی ما هم میشود.
فقط میماند مسح امیر المؤمنین علیهالسلام بر نعلین که امام علیهالسلام هم روایت اهل کوفه را تأیید کردهاند. اولین سؤالی که اینجا باید پاسخ داده شود، این است که آیا این نعلین، شراک داشته و بندی بوده، یا روبسته بوده است. اگر بندی بوده که مطلب جدیی نیست و پیش از این دیدیم که بوده است و توضیحش را هم عرض کردم، اما اگر روبسته بوده، باید ببینیم چه دلیلی بر این مدعا بوده است و آیا روایات معتبری است که آن را تأیید کند، یا رد کند. فعلا که نَه به این طرفش چیزی داشتیم و نَه به آن طرفش، اما در آینده خواهیم داشت که در جای خودش بررسی میکنیم. ان شاء الله.