حدیث 1155
1155- 15-[1] وَ بِإسْنادِهِ عَنْ أبیجَعْفَرٍ الْأحْوَلِ عَمَّنْ رَواهُ عَنْ أبیعَبْدِاللهِ ع قالَ: فَرَضَ اللهُ الْوُضوءَ واحِدَةً واحِدَةً وَ وَضَعَ رَسولُ اللهِ ص لِلنّاسِ اثْنَتَینِ اثْنَتَینِ.
قالَ الصَّدوقُ الْإسْنادُ مُنْقَطِعٌ وَ هَذا عَلَی الْإنْکارِ لا الْإخْبارِ کَأنَّهُ قالَ حَدَّ اللهُ حَدّاً فَتَجاوَزَهُ رَسولُ اللهِ ص وَ تَعَدّاهُ وَ قَدْ قالَ اللهُ وَ مَنْ یتَعَدَّ حُدودَ اللهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ[2].
——————————
[1]– الفقیه 1- 38- 77.
[2]– الطلاق 65- 1.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه دو است.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام غیر معتبر است.
شیخ صدوق این حدیث را به طریق خود در الفقیه به ابوجعفر الاحول، محمد بن علی بن نعمان که معتبر درجه یک است، از من رواه روایت کرده است که مؤمن الطاق از ثقات درجه یک است. من رواه، ابتداء مجهول است، اما به واسطه مؤمن الطاق توثیق درجه دو میشود، البته به شرط آنکه متن حدیث مشکلی نداشته باشد که به واسطه آن معلوم شود این فرد مجهول، ضعیف یا واضع الحدیث است.
این حدیث به قول امروزیها بودار است. اگر برداشت ما از این جملات اِخباری باشد، حدیث غیر معتبر میشود و معلوم میشود که این «من رواه» مجهول، نَه تنها ضعیف، بلکه واضع حدیث هم هست و دارد معصیتی بزرگ را به نبی مکرم نسبت میدهد. گویی الله تعالی حدی را برای وضو معلوم کرده است و نبی مکرم از آن تجاوز کردهاند. یعنی الله عز و جل فرموده است یک بار، یک بار، اما حضرت رسول الله فرمودهاند دو بار، دو بار. جنای شیخ، در پایان هم به نوعی میگویند که چنین چیزی درست نیست، چرا که «هر کس به حدود الهی تجاوز کند، به خودش ظلم کرده است.» که آیهای از سوره طلاق است. اولش هم که فرمودهاند حدیث منقطع است که اشارهشان به «من رواه» است. این برداشت و این مطلب کاملا مقبول است.
اما گزینه دومی هم هست که مرحوم شیخ صدوق نیز به آن اشاره کردهاند و آن جنبه انکاری است. اگر جمله را به حالت استفهام انکاری بخوانید، متوجه میشوید. در حالت امام میفرمایند که الله، وضو را یکی یکی واجب کرد، آن وقت رسول الله آن را دو تا، دو تا برای مردم قرار داد؟! این هم خالی از وجه نیست و در این صورت نیازی به تضعیف «من رواه» نیست.
البته حدیث را میشود جور دیگری هم توجیه کرد و گفت که الله تعالی، یک بار، یک بار را لازم دانسته است و نبی مکرم، دو بار، دو بار را رخصت گرفتهاند، یعنی به اذن الهی این کار را انجام دادهاند. این برداشت شاید خیلی بیربط نباشد، اما انصافا دور از ذهن است و لزومی ندارد چنین مهملی برای آن ببافیم.