حدیث 1144
1144- 4-[1] وَ عَنِ الْمُفیدِ عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أبیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِاللهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عیسَی عَنْ زیادِ بْنِ مَرْوانَ الْقَنْدی عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ بُکَیرٍ عَنْ أبیعَبْدِاللهِ ع قالَ: مَنْ لَمْ یسْتَیقِنْ أنَّ واحِدَةً مِنَ الْوُضوءِ تُجْزیهِ لَمْ یؤْجَرْ عَلَی الثِّنْتَینِ[2].
——————————
[1]– التهذیب 1- 81- 213 و الاستبصار 1- 71- 218.
[2]– قال الشیخ فی الخلاف- فی أصحابنا من قال أن الثانیة بدعة و منهم من قال- الثانیة تکلف. (منه قده) راجع الخلاف 1- 15.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام غیر معتبر است.
شیخ مفید این حدیث را از احمد بن محمد بن حسن بن ولید از پدرش از سعد بن عبدالله از محمد بن عیسی بن عبید الیقطینی از زیاد بن مروان القندی از عبدالله بن بکیر روایت کرده است که چهار نفر اول و نفر آخر از ثقات درجه یک هستند، اما ابن عبید الیقطینی و زیاد بن مروان از ثقات مشروط هستند. زیاد بن مروان از ثقات مشروط است که دو دوره زندگی داشت. او واقفی شد و انحرافش در حدی بود که در وثاقتش تأثیر داشت و با توجه به اینکه ابن عبید الیقطینی مشهور به نقل از ضعفا است، معلوم نمیکند که این حدیث را از دوران وثاقت او نقل میکند، یا دوران انحراف و ضعفش در نقل حدیث، لذا طریق این حدیث معتبر نیست.
* * *
علامه مجلسی: موثق (مل).
دیدیم که این حدیث بر مبنای ما معتبر نیست. اگر معتبر بود، لازم بود وقت بگذاریم و ببینیم منظور از این حدیث چیست، اما چون معتبر نیست، از آن می گذریم.