حدیث 1143

1143- 3-[1] وَ بِإسْنادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أحْمَدَ بْنِ یحْیی عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ موسَی بْنِ إسْماعیلَ بْنِ زیادٍ وَ الْعَبّاسِ بْنِ السِّنْدی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ بَشیرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أبی‌عُمَیرٍ عَنْ بَعْضِ أصْحابِنا عَنْ أبی‌عَبْدِاللهِ ع قالَ: الْوُضوءُ واحِدَةٌ فَرْضٌ وَ اثْنَتانِ لا یؤْجَرُ وَ الثّالِثَةُ بِدْعَةٌ.
——————————
[1]– التهذیب 1- 81- 212 و الاستبصار 1- 71- 217.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام غیر معتبر است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به محمد بن احمد بن یحیی بن عمران که معتبر درجه یک است، از احمد بن محمد که یا ابن خالد البرقی است، یا ابن عیسی الاشعری است، از موسی بن اسماعیل بن زیاد و عباس بن سندی از محمد بن بشیر از محمد بن ابی‌عمیر از بعض اصحابنا روایت کرده است که در این طریق، اسمعیل بن زیاد و دو نفر بعد او، همگی مجهول هستند. بعض اصحابنا آخر سند هم مجهول است و راهی برای توثیق آن نیست.
* * *
علامه مجلسی: مجهول (مل).

حالا به روایتی می‌رسیم که خیلی برای آقایان چشم‌گیر بوده است و بر اساس آن فتوا داده‌اند. در این روایت می‌گوید که یک بار واجب است و دو بار اجری ندارد و سه بار بدعت است.
این روایت را، غیر از نگاه اخباری و تسلیم کامل در برابر التهذیب و الإستبصار، واقعا هیچ‌جوره نمی‌توان معتبر دانست، اما چون مستند آقایان بوده است، اندکی روی آن درنگ می‌کنیم.
عبارت اول که حرفی نیست و واضح است که شستن و مسح کردن اجزای وضو، حداقل یک بار واجب است.
عبارت دوم هم مشکل خاصی ندارد. باشد، دو بار شستن اجری ندارد و البته حرام و مبطل وضو هم نیست.
اما عبارت سوم، ادعای بزرگی دارد که با این روایت مملو از مجهول، نمی‌توان به آن حکم کرد. سه بار بدعت است؟ چرا؟ به خاطر این روایت غیر معتبر؟ بله، اگر اخباری هستید و دربست تسلیم کتب اربعه، از جمله التهذیب و الإستبصار، باشد، مبنایتان به خودتان مربوط است، ولی لطفا در همه جا به این مبنا پای‌بند باشید، نَه این‌که خیلی جاها روایاتی از این کتب را به خاطر سند کنار بگذارید و این‌جا بی‌خیال سند باشید.
جمع‌بندی این‌که معلوم است که یک بار شستن و مسح کردن هر قسمت، لازم و واجب است، اما بیش‌تر از آن تا این‌جا دلیلی نداریم که ممنوع باشد. بله به استناد روایات معتبر، یک بار نَه تنها واجب، بلکه مستحب است و بیش‌تر آن هم ارزش شرعی ندارد، اما تا بحث وسواس و اسراف و مانند این‌ها نباشد، منعی هم ندارد، مگر بعدا ببینیم روایت معتبری داریک که از یک تعدادی بیش‌تر را ممنوع می‌کند.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه