حدیث 1296و جمع‌بندی این باب (موقت)

1296- 1-[1] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإسْنادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أحْمَدَ بْنِ یحْیی عَنْ أحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعیدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ إسْحاقَ بْنِ عَمّارٍ عَنْ أبی‌عَبْدِاللهِ ع عَنِ الطَّشْتِ یکونُ فیهِ التَّماثیلُ أوِ الْکوزِ أوِ التَّوْرِ یکونُ فیهِ التَّماثیلُ أوْ فِضَّةٌ لا یتَوَضَّأُ مِنْهُ وَ لا فیهِ الْحَدیثَ.
أقولُ: وَ یأْتی ما یدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فی الْأوانی[2] وَ غَیرِها[3].
——————————
[1]– التهذیب 1- 425- 1353 و تقدم ذیله فی الحدیث 5 من الباب 14 من أبواب نواقض الوضوء.
[2]– یأتی فی الحدیث 3، 4 من الباب 65 من أبواب النجاسات.
[3]– یأتی فی الباب 61 من أبواب الأطعمة المحرمة.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به محمد بن احمد بن یحیی بن عمران که معتبر درجه یک است، از احمد بن حسن بن بن علی بن فضال از عمرو بن سعید المدائنی از مصدق بن صدقه از اسحاق بن عمار روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند، مگر محمد بن احمد بن یحیی بن عمران که ثقه مشروط است که البته مشکلی در این‌جا ایجاد نمی‌کند.
* * *
علامه مجلسی: موثق (مل).

در این حدیث، از امام صادق علیه‌السلام درباره طشت یا کوزه یا ظرفی سؤال شده است که تصاویری داخل آن است یا از نقره هستند و امام علیه‌السلام هم در پاسخ می‌فرمایند که نَه از آن و نَه در آن وضو نگیر.
ابتدا ببینیم منظور از تمثال چیست؟ معمولا تمثال را تصویر دوبعدی یا سه‌بعدی، مثلا پیکره‌ها از انسان یا حیوان دانسته‌اند، در نتیجه تصویر و مجسمه نباتات را تمثال نمی‌دانند. این معنا خیلی هم قطعی نیست، مثلا ابن منظور در لسان العرب، تمثال را «اسم لشیء المصنوع مشبَّها بخلق من خلق الله» را معرفی کرده است که ظهور در تصویر هر چیزی دارد. البته نصوص زیادی داریم که وقتی صحبت از تمثال می‌کند، به وضوح معلوم است که منظورش تمثال انسان یا شبه انسان است، کما این‌که مواردی داریم که معلوم است منظورش تمثال حیوانات یا شبیه حیوان است و مواردی هم داریم که شاید نباتات و غیر آن هم باشد. حتی با توجه به شواهد تاریخی، ممکن است منظور از تماثیل در این‌جا، تماثیل مربوط نمادهای مذهبی ادیان، خصوصا مسیحیت تثلیثی باشد که در ظروف آن زمان رایج بوده است و از سرزمین‌های رومی وارد می‌شده است. این ظروف هم در مناطقی که قبلا جزو امپراطوری بیزانس بود و به امپراطوری بنی‌امیه و بنی‌العباس ملحق شده بود، تولید می‌شد و هم از خود بیزانس وارد می‌شد و بر خلاف ظروفی که در عراق و حجاز تولید می‌شد، کیفیت بهتری داشت.
علی ای حال! امثال ما، باید این حدیث را حمل بر کراهت کنند، اما طبق مبنای مشهور باید حمل بر وجوب شود که البته به دلایلی آقایان هم معمولا حمل بر کراهت می‌کنند. این را هم اضافه کنم که من تردید دارم حتی کراهت این مطلب، در دوره و زمانه و جغرافیای ما، هنوز برقرار باشد.
در مورد ظرف نقره‌ای هم بعید نیست منظور پرهیز از اشرافیت باشد که اگر این را بگیریم، منحصر به ظرف نقره نیست، بلکه به طریق اولی ظروف طلا و جواهر نشان و بلکه هر ظرفی که نشان از اشرافیگری را داشته باشد، شامل می‌شود.
 
* جمع‌بندی این باب (موقت):
در دوره‌های بسیار دور،استفاده کردن از ظروفی که در آن تصویر انسان و حیوان یا حتی سایر مخلوقات، یا شاید تصاویر مذهبی سایر ادیان در آن بوده، کراهت داشته است، اما این‌که الآن و در شرایط معمول امثال ما کراهت دارد یا خیر، محل دقت و بررسی است.
در مورد ظروفی هم که نشانی از اشرافیگری دارند، تکلیف روشن است و هر چند اسلام با اصل ثروت مشکلی ندارد، اما موافق اشرافیگری نیست، خصوصا در مواردی که پای دین و اعمال دینی وسط است.
این را هم اضافه کنم که حداقل در مناطق شهری، شاید کم‌تر کسی برای وضو از ظروف نقره و طلا یا هر نوع ظرف اشرافی استفاده کند و عملا شیرآلات جای آن را گرفته‌اند. این شیرآلات ممکن است کیفیت خیلی خوبی هم داشته باشند، اما جنبه اشرافی نداشته باشد، در مقابل ممکن است کیفیت بالا و پایین داشته باشند، اما ظاهرشان اشرافی باشد. نمی‌خواهم از بحث خودمان که وضو است، خارج شوم، لذا فقط عرض می‌کنم که این‌ها نکاتی است که خوب است مد نظر قرار گیرد.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه