حدیث 1291
1291- 4-[1] وَ فی عُیونِ الْأخْبارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلی الشّاهِ الْمَرْوَزی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللهِ النَّیسابوری عَنْ عُبَیدِاللهِ[2] بْنِ أحْمَدَ بْنِ عامِرٍ الطّائی عَنْ أبیهِ عَنِ الرِّضا ع وَ عَنْ أحْمَدَ بْنِ إبْراهیمَ بْنِ بَکْرٍ الْخوزی عَنْ إبْراهیمَ بْنِ هارونَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْخوزی عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ زیادٍ الْفَقیهِ عَنْ أحْمَدَ بْنِ عَبْدِاللهِ الْهَرَوی عَنِ الرِّضا ع وَ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْعَدْلِ عَنْ عَلی بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَهْرَوَیهِ الْقَزْوینی عَنْ داوُدَ بْنِ سُلَیمانَ الْفَرّاءِ عَنِ الرِّضا عَنْ آبائِهِ ع فی حَدیثٍ طَویلٍ قالَ: قالَ رَسولُ اللهِ ص إنّا أهْلُ بَیتٍ لا تَحِلُّ لَنا الصَّدَقَةُ وَ أُمِرْنا بِإسْباغِ الطَّهورِ وَ لا نُنْزی[3] حِماراً عَلَی عَتیقَةٍ[4].
——————————
[1]– عیون أخبار الرضا (علیهالسلام) 2- 29- 32 و أورد مثله عن صحیفة الرضا (علیهالسلام) فی الحدیث 6 من الباب 29 من أبواب المستحقین للزکاة.
[2]– فی المصدر-” عبدالله”.
[3]– فی المصدر- و أن لا تنزی.
[4]– العتاق ککتاب، من الطیر- الجوارح و من الخیل- النجائب و منه” نهی أن ینزی حمار علی عتیقة” یعنی الفرس النجیبة (مجمع البحرین 5- 210).
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه دو است.
شیخ صدوق این حدیث را به چند طریق روایت کرده است.
1. از محمد بن علی بن شاه المروزی از محمد بن عبدالله بن محمد النبسابوری از عبدالله بن احمد بن عامر الطائی
2. احمد بن ابراهیم بن بکر الخوزی از ابراهیم بن هارون بن محمد الخوزی از جعفر بن محمد بن زیاد الفقیه از احمد بن عبدالله الهروی
3. از حسین بن محمد العدل از علی بن محمد بن مهرویه القزوینی از داود بن سلیمان الفراء
که دذ طریق اول، نفر اول از ثقات درجه یک و نفر دوم از ثقات درجه دو هستند، اما نفر آخر مجهول است. در طریق دوم، نفر اول از ثقات درجه دو و سه نفر بعدی مجهول هستند. در طریق سوم، نفر اول از ثقات درجه یک و دو نفر بعدی از ثقات درجه دو هستند.
در فرازی از این حدیث طولانی که باز هم طریقش معتبر نیست، آمده است که نبی مکرم اسلام صلیاللهعلیهوآله فرمودند که ما اهل بیتی هستیم که صدقه بر ما حلال نیست و دستور یافتهایم به کامل و شاداب گرفتن طهور و این خَر را بر مادیان بااصالت نجهانیم.
فقط یادآوری کنم که مورد اول را مفصلا ذیل مباحثات خمس بحث کردیم. مورد دوم که به قرینه روایت معتبری که داشتیم، قابل قبول است و مورد سوم هم نکته مهمی دارد و آن حفظ اصالت در نسلکشی از حیوانات است که وقتی در مورد طهارت و نجاست سگ کار میکردم و با دوستان زیستشناس و دامپزشک صحبت میکردم، نکات جالبی داشتن که فعلا از آن میگذریم. آن سالهایی هم که سوارکاری میرفتم، مطالبی میشنیدم، اما تصور میکردم صرفا جنبه اقتصادی آن مد نظر است.