حدیث 1262 و جمع‌بندی این باب (موقت)

1262- 9-[1] وَ عَنِ الْوَشّاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنانٍ عَنْ أبی‌عَبْدِاللهِ ع قالَ: کانَتْ لِأمیرِالْمُؤْمِنینَ ع خِرْقَةٌ یمْسَحُ بِها وَجْهَهُ إذا تَوَضَّأ لِلصَّلاةِ ثُمَّ یعَلِّقُها عَلَی وَتِدٍ وَ لا یمَسُّهُ غَیرُهُ.
أقولُ: أحادیثُ التَّمَنْدُلِ تَحْتَمِلُ التَّقیةَ وَ تَحْتَمِلُ إرادَةَ نَفْی التَّحْریمِ وَ بَعْضُها یحْتَمِلُ إرادَةَ الْوُضوءِ بِمَعْنَی غَسْلِ الْیدَینِ وَ الْوَجْهِ لِغَیرِ الصَّلاةِ.
——————————
[1]– المحاسن 429- 249.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام غیر معتبر است.
احمد بن محمد بن خالد البرقی این حدیث را از حسن بن علی الوشاء از محمد بن سنان روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند، مگر محمد بن سنان که از مشاهیر کذابون است.

این حدیث معتبر نیست، اما متنش به قرائن خارجیه از جمله روایات قبلی تأیید می‌شود. در این حدیث آمده است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام پارچه‌ای داشتند که هنگام وضو صورتشان را به آن مسح می‌کردند، سپس به میخی می‌آویختند و کسی غیر ایشان به آن دست نمی‌زد. یعنی هوله مخصوص ایشان و این کار بوده است. خیلی هم خوب و تمیز و بهداشتی.
جالب این جا است که مرحوم شیخ حر این روایات معتبر را چون خلاف فتوای مشهور بوده است، حمل بر چیزهایی کرده‌اند که مورد به مورد بررسی می‌کنیم.
یکی گفته‌اند احتمالا اراده نفی تحریم دارد که قبول داریم و نیاز به احتمال هم نیست و معلوم است.
دیگر این‌که بعضی گفته‌اند شاید منظور از وضوء، شستن دست‌ها و صورت برای غیر نماز بوده است که این دیگر از آن حرف‌ها است. حمل وضو بر غیر وضوی مناسکی خیلی شرایط می‌خواهد و این در حالی است که در بعضی روایات همین باب، تصریح به وضوی صلاتی شده بود.
سوم این‌که احتمال تقیه داده‌اند که این هم از آن احتمال‌های خاص مرحوم شیخ حر است. ببینید ما هیچ نص معتبری نداریم که بگوید نباید آب وضو را خشک کرد که حالا نگران تعارض این روایات با آن‌ها باشیم و بخواهیم به تقیه فکر کنیم. در ضمن مشهور اهل تسنن نظر به خشک نکردن آب وضو دارند و این یعنی این روایات خلاف تقیه می‌شود. واقعا نمی‌دانم این چه احتمالی است. آقایان بر اساس یکی دو روایت غیر معتبر، نظر به استحباب خشک نکردن آب وضو داده‌اند، بعد این نظر مشهور شده است و چه بسا اجماعی، بعد با روایاتی مواجه شده‌اند که گویی امیر مؤمنان علیه‌السلام عادت به این کار داشته‌اند و حالا به چه کنم چه کنم افتاده‌اند و احتمال‌های عجیب و غریب داده‌اند. مگر می‌شود معصوم علیه‌السلام، از باب تقیه، نسبتی دروغ به معصوم دیگری بدهد و به او افترا ببندد. این دیگر از آن حرف‌ها است. همان غلط‌هایی که خودمان می‌کنیم را به معصوم نسبت می‌دهیم و بعد او را معصوم هم می‌دانیم. اعوذ بالله.
 
* جمع‌بندی این باب (موقت):
چند نکته از این باب معلوم شد:
1. از این روایات معلوم شد که اولا خشک کردن آب صورت با پارچه و هوله تمیز، اشکالی ندارد.
2. معلوم شد که خشک نکردن آب وضو استحباب شرعی هم ندارد.
3. خشک کردن آب وضو، عادت بعضی ائمه، از جمله امیر مؤمنان علیه‌السلام هم بوده است، اما این‌که در خشک کردن استحبابی باشد، معلوم نیست.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه