حدیث 1232
1232- 6-[1] وَ بِإسْنادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أحْمَدَ بْنِ یحْیی عَنْ أحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعیدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمّارٍ قالَ: سُئِلَ أبوعَبْدِاللهِ ع عَنِ الرَّجُلِ ینْقَطِعُ ظُفُرُهُ هَلْ یجوزُ لَهُ أنْ یجْعَلَ عَلَیهِ عِلْکاً قالَ لا وَ لا یجْعَلُ عَلَیهِ إلّا ما یقْدِرُ عَلَی أخْذِهِ عَنْهُ عِنْدَ الْوُضوءِ وَ لا یجْعَلُ عَلَیهِ ما لا یصِلُ إلَیهِ الْماءُ.
قالَ الشَّیخُ الْوَجْهُ فیهِ أنَّهُ لا یجوزُ ذَلِکَ عِنْدَ الِاخْتیارِ فَأمّا مَعَ الضَّرورَةِ فَلا بَأْسَ بِهِ.
——————————
[1]– التهذیب 1- 425- 1352، و الاستبصار 1- 78- 241.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به محمد بن احمد بن یحیی بن عمران که معتبر درجه یک است، از احمد بن حسن بن علی بن فضال از غمرو بن سعید المدائنی از مصدق بن صدقه از عمار بن موسی روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
* * *
علامه مجلسی: موثق (مل).
در این حدیث، از امام صادق علیهالسلام درباره فردی سؤال میشود که ناخنش قطع شده و اینکه آیا جایز است که بر آن علکی بگذارند؟ «علک» همان صمغ است. الآن هم بعضی جاها به آدامس، علک میگویند. امام در جواب میفرمایند که خیر و چیزی بر آن قرار ندهد، مگر مقدور باشد که هنگام وضو برداشته شود و چیزی که آب به آن نمیرسد، روی آن قرار ندهد.
توضیح این روایت، همان است که شیخ الطائفه فرمودهاند. یعنی با عنایت به روایت قبل، این در مورد اختیار و عدم لزوم پوشاندن زخم است، و الا اگر لازم بود، مثلا اگر روی آن را نپوشند، عفونت میکند، یا به به هر شکلی آب برای آن ضرر دارد، این دستور امام علیهالسلام، لازم الاجرا نیست. اگر هم این دستور امام علیهالسلام را از باب توصیه بگیریم که تکلیفش روشن است.