حدیث 1228
1228- 2-[1] وَ عَنْ عَلی بْنِ إبْراهیمَ عَنْ أبیهِ عَنِ ابْنِ أبیعُمَیرٍ عَنْ حَمّادِ بْنِ عُثْمانَ عَنِ الْحَلَبی عَنْ أبیعَبْدِاللهِ ع أنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ تَکونُ بِهِ الْقَرْحَةُ فی ذِراعِهِ أوْ نَحْوِ ذَلِکَ مِنْ[2] مَوْضِعِ الْوُضوءِ فَیعْصِبُها بِالْخِرْقَةِ وَ یتَوَضَّأُ وَ یمْسَحُ عَلَیها إذا تَوَضَّأ فَقالَ إنْ کانَ یؤْذیهِ الْماءُ فَلْیمْسَحْ عَلَی الْخِرْقَةِ وَ إنْ کانَ لا یؤْذیهِ الْماءُ فَلْینْزِعِ الْخِرْقَةَ ثُمَّ لْیغْسِلْها قالَ وَ سَألْتُهُ عَنِ الْجُرْحِ کَیفَ أصْنَعُ بِهِ فی غَسْلِهِ قالَ اغْسِلْ ما حَوْلَهُ.
وَ رَواهُ الشَّیخُ بِإسْنادِهِ عَنْ عَلی بْنِ إبْراهیمَ[3]
وَ بِإسْنادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یعْقوبَ[4] وَ کَذا الَّذی قَبْلَهُ.
——————————
[1]– الکافی 3- 33- 3.
[2]– فی المصدر- فی.
[3]– التهذیب 1- 362- 1095.
[4]– الاستبصار 1- 77- 239.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
ثقةالاسلام الکلینی این حدیث را از علی بن ابراهیم القمی از پدرش از محمد بن ابیعمیر از حماد بن عثمان از عبیدالله بن علی الحلبی روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
شیخ الطائفه شبیه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به علی بن ابراهیم القمی که معتبر درجه یک است، به باقی سند روایت کرده است.
ایشان این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به ثقةالاسلام الکلینی که معتبر درجه یک است، به باقی سند روایت کرده است.
* * *
علامه مجلسی: حسن (مر). حسن (مل).
در این حدیث از امام صادق علیهالسلام درباره فردی سؤال میشود که زخمی در ذراعش یا مانند آن از مواضع وضو دارد و آن را با پارچهای بسته است و وضو میگیرد و هنگامی که وضو میگیرد، بر روی آن مسح میکند. امام علیهالسلام هم میفرمایند که اگر آب او را اذیت میکند، پس روی پارچه را مسح کند و اگر آب او را اذیت نمیکند، پس خرقه را بردارد و آن را بشوید. در ادامه از جراحت سؤال میشود که در شستن چه کنند؟ و پاسخ این است که اطراف آن را بشویند.
حدیث تکلیف را کاملا روشن میکند. با در نظر گرفتن این حدیث و آیه وضو و احادیث قبلی در بابهای قبل، به نظر میرسد بتوان گفت که دستور امام در این حدیث، جنبه لزومی دارد، اگر میشود جباره، یا همان پارچه را برداشت و ضرری متوجه فرد نیست، باید آن را برداشت و نهایتا شستن خود زخم که آب برای آن ضرر دارد، معاف است و شستن اطراف آن لازم است.
بعضی آمدهاند و گفتهاند که مسح جباره لازم است، در حالی که در روایت قبلی داشتیم که به صراحت گفته بودند آن را رها کن، لذا حتی اینجا سراغ تقیید هم نمیتوان رفت و راه جمع درست بین این حدیث و حدیث قبلی این است که شستن یا حتی مسح جباره لازم نیست، اما نهایتا توصیه شده است، جنبه استحبابی دارد.
نکته مهم این که بعضی به نوعی گفتهاند اگر روی جبیره را مسح نکنید، به آیه عمل نشده است و این در حالی است که آیه میفرماید: «فَاغْسِلوا وُجوهَکُمْ وَ أیْدیَکُمْ إلَی الْمَرافِقِ»، یعنی صورتها و دستهایتان را تا آرنجها بشویید، لذا اگر کسی این دو موضع را از روی جباره هم مسح کند، شستن نیست، لذا اگر کسی ملتزم به این فرمایش آقایان باشد، باز هم به آیه عمل نکرده است.
طبیعی است که وقتی دستور آمده که صورت و دستها شسته شود، آن مقدار که مقدور است باید شسته شود و بقیه معاف است. حالا شاید امام به جهت آنکه راوی مسح روی جباره را گفته، ایشان هم آن را بیان کردهاند، چرا که به هر حال ضرری به وضو نمیزند، شاید هم از باب استحباب گفته باشند. جمعبندی اینکه حتی تا اینجا درباره استحباب آن هم نمیتوان مطمئن بود.