حدیث 1211
1211- 5-[1] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإسْنادِهِ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ سَعیدٍ عَنْ فَضالَةَ عَنْ حَمّادِ بْنِ عُثْمانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمانِ عَنْ أبیالْوَرْدِ قالَ: قُلْتُ لِأبیجَعْفَرٍ ع إنَّ أباظَبْیانَ حَدَّثَنی أنَّهُ رَأی عَلیاً ع- أراقَ الْماءَ ثُمَّ مَسَحَ عَلَی الْخُفَّینِ فَقالَ کَذَبَ أبوظَبْیانَ- أ ما بَلَغَکَ[2] قَوْلُ عَلی ع فیکُمْ سَبَقَ الْکِتابُ الْخُفَّینِ فَقُلْتُ فَهَلْ فیهِما رُخْصَةٌ فَقالَ لا إلّا مِنْ عَدُوٍّ تَتَّقیهِ أوْ ثَلْجٍ تَخافُ عَلَی رِجْلَیکَ.
——————————
[1]– التهذیب 1- 362- 1092، و الاستبصار 1- 76- 236.
[2]– فی التهذیب 1- 362- 1092 و فی نسخة (منه قده)- بلغکم.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به حسین بن محمد الاهوازی که معتبر درجه یک است، از فضاله بن ایوب از حماد بن عثمان از محمد بن نعمان الطاق از ابوالورد روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
* * *
علامه مجلسی: حسن (مل).
در این حدیث آمده است که راوی به امام باقر علیهالسلام میگوید که ابوظبیان برای من روایت کرده است که علی علیهالسلام را دیده است که آب ریخته، سپس بر خفین مسح کرده است. امام علیهالسلام هم میفرمایند که ابوظبیان دروغ گفته است. آیا سخن علی علیهالسلام به تمامه به شما نرسیده است که کتاب بر نعلین تقدم دارد؟ راوی سؤال میکند که آیا در این دو رخصتی هست؟ امام هم میفرمایند خیر، مگر از دشمن، آن هم از روی تقیه یا برفی که بر پاهایت میترسی.
به نظر حقیر این روایت تکلیف خیلی چیزها را روشن میکند. اول اینکه مجموعه جواب اول و دوم امام، ظهور در ممنوعیت مسح بر خفین، در شرایط معمول دارد و اینجا تکلیف معنای حرمت در دو روایت قبل، معلوم میشود. دوم اینکه تکلیف روایت اول و نظر زراره هم معلوم میشود که ائمه در اینها تقیه نمیکنند، اما این را بر دیگران ممنوع نکردهاند، لذا در شرایط تقیه از دشمن، میتوان بر خفین مسح کرد. سوم اینکه استثنا فقط در تقیه نیست، بلکه در مورد برفی که برای پاهایت از آن میترسی هم هست. چهارم اینکه اگر مثل بنده، با تنقیح مناط موافق باشید، این استثنای دوم، حصر در برف ندارد و هر چیزی را که مسح بر رجلین، مایه خوف باشد را شامل میشود. البته طبیعی است که هر خوفی مد نظر نیست و تشخیص این با خود مکلف است و پاسخگویی در محضر الهی هم بر عهده خود او. پنجم اینکه خوف در اینجا مهم است و نَه یقین، یعنی اینکه حتی اگر ترس داری که ضرری هم داشته باشد، البته طبیعتا ترس باید معقول باشد، میتوانی بر خفین مسح کنی و نکته آخر اینکه این وضو صحیح است و همه کارهایی که نیاز به وضو دارد را میشود با آن انجام داد و اعاده لازم ندارد.