حدیث 1208
1208- 2-[1] وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أصْحابِنا عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ سَعیدٍ عَنْ فَضالَةَ بْنِ أیوبَ عَنْ أبانٍ عَنْ إسْحاقَ بْنِ عَمّارٍ قالَ: سَألْتُ أباعَبْدِاللهِ ع عَنِ الْمَریضِ هَلْ لَهُ رُخْصَةٌ فی الْمَسْحِ فَقالَ لا.
أقولُ: هَذا مَحْمولٌ عَلَی إمْکانِ مَسْحِ الْقَدَمَینِ وَ لَوْ بِمَشَقَّةٍ فَلا یجوزُ الْعُدولُ إلَی مَسْحِ الْخُفَّینِ لِما یأْتی[2].
——————————
[1]– الکافی 3- 32- 1.
[2]– یأتی فی الحدیث 5 من نفس الباب.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
ثقةالاسلام الکلینی این حدیث را از عدة من اصحابنا از احمد بن محمد بن عیسی الاشعری از حسین بن سعید الاهوازی از فضاله بن ایوب از ابان بن عثمان از اسحاق بن عمار روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
* * *
علامه مجلسی: موثق (مر).
در این حدیث درباره بیمار سؤال شده است که آیا او در مسح رخصت و اجازه دارد؟ پاسخ هم خیر است. میتوان گفت روایت کمی ابهام دارد. یعنی سؤال از رخصت و معافیت بیمار از کل مسح است؟ یا از مسح بر پوست؟ یا چیز دیگری؟ آیا مربوط به مسح سر است، یا مسح پا، یا هر دو؟ معمول آقایان به جهاتی که میدانید، این روایت را مربوط به مسح روی پوست آن هم پوست پا دانستهاند. حال حتی اگر این را هم قبول کنیم، با توجه به احادیث جبیره، خواهیم دید که این فرمایش و نهی امام، ملاحظات خود را دارد و یک نهی کامل و مطلق و همیشگی نیست و مثلا میخواهند بفرمایند تا جایی که امکان دارد، چنین نکند. خصوصا این را داشته باشید که جبیره، خیلی از اوقات مربوط به بیمار است. مثلا کسی که سر پایش به هر شکلی و هر دلیلی جراحت داخلی یا ظاهری برداشته و رویش را بستهاند. اگر هم مسح سر را در این جا وارد کنیم که قبلا بحثش را داشتیم.
در آینده به بحث جبیره خواهیم رسید، اما اینجا، با توجه به ابهاماتی که درباره این حدیث داریم، از آن میگذریم.