حدیث 1205
1205- 4-[1] وَ عَنْهُ عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ سَعیدٍ عَنِ ابْنِ أبیعُمَیرٍ عَنْ حَمّادِ بْنِ عُثْمانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أبیعَبْدِاللهِ ع فی الرَّجُلِ یحْلِقُ رَأْسَهُ ثُمَّ یطْلیهِ بِالْحِنّاءِ ثُمَ[2] یتَوَضَّأُ لِلصَّلاةِ فَقالَ لا بَأْسَ بِأنْ یمْسَحَ رَأْسَهُ وَ الْحِنّاءُ عَلَیهِ.
أقولُ: هَذا مَحْمولٌ عَلَی حُصولِ الضَّرَرِ بِکَشْفِهِ کَما ذَکَرَهُ صاحِبُ الْمُنْتَقَی[3] وَ غَیرُهُ وَ کَذا الدَّواءُ وَ یمْکِنُ الْحَمْلُ عَلَی إرادَةِ لَوْنِ الْحِنّاءِ.
——————————
[1]– التهذیب 1- 359- 1081، و الاستبصار 1- 75- 233.
[2]– فی التهذیب 1- 359- 1081 و فی نسخة- و.
[3]– منتقی الجمان 1- 164.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به محمد بن علی بن محبوب که معتبر درجه یک است، از احمد بن محمد بن عیسی الاشعری از حسین بن سعید الاهوازی از محمد بن ابیعمیر از حماد بن عثمان از محمد بن مسلم روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
* * *
علامه مجلسی: صحیح (مل).
این روایت به نوعی شبیه روایت قبل است، اما دو تفاوت مهم دارد. اول اینکه تصریح شده است که تصریح شده است طرف سرش را تراشیده و با لایهای از حنا پوشانده است. «یطلیه بالحناء»، دقیقا یعنی با لایهای از حنا روکش کرده است. دیگر اینکه امام علیهالسلام تصریح میفرمایند که مشکلی نیست، برای اینکه سرش را مسح کرده است و حنا روی آن بوده است، یعنی همینکه صدق مسح سر کند، کافی است. انصافا مطلب خیلی واضح است. واثعا نمیدانم چرا آقایان برای حفظ نظر مشهور دست به توجیح و تأویلهایی میزنند که بعضا عجیب و غریب است. مثلا همانطور که ملاحظه کنید، بعضی گفتهاند شاید به جهت ضرر باشد که اگر حنا را بردارد، موجب ضرری باشد و مثلا امام از باب ضرورت فرمودهاند. خداوکیلی، برداشتن حنا، چه ضرری ممکن است داشته باشد که بتوان قاعده ضرر و اضطرار و اینها را در این اینجا جاری کرد. یا مثلا حمل بر این کردهاند که اید منظور رنگ حنا بوده است و نَه خود حنا که این توجیه با «یطلیه بالحناء» هماهنگ نیست. قضاوت با خودتان.