حدیث 1109

1109- 6-[1] وَ بِهَذا الْإسْنادِ عَنْ أبی‌عَبْدِاللهِ ع قالَ: إنَّ رَجُلاً تَوَضَّأ وَ صَلَّی فَقالَ لَهُ رَسولُ اللهِ ص- أعِدْ وُضوءَکَ وَ صَلاتَکَ فَفَعَلَ فَتَوَضَّأ وَ صَلَّی فَقالَ لَهُ النَّبی ص أعِدْ وُضوءَکَ وَ صَلاتَکَ فَفَعَلَ فَتَوَضَّأ وَ صَلَّی فَقالَ لَهُ النَّبی ص أعِدْ وُضوءَکَ وَ صَلاتَکَ فَأتَی أمیرَالْمُؤْمِنینَ ع فَشَکا ذَلِکَ إلَیهِ فَقالَ لَهُ هَلْ سَمَّیتَ حَیثُ تَوَضَّأْتَ قالَ لا قالَ سَمِّ عَلَی وُضوئِکَ فَسَمَّی وَ تَوَضَّأ وَ صَلَّی فَأتَی النَّبی ص فَلَمْ یأْمُرْهُ أنْ یعیدَ.
أقولُ: حَمَلَ الشَّیخُ التَّسْمیةَ هُنا عَلَی النّیةِ لِما تَقَدَّمَ[2] وَ یأْتی[3] مِمّا یدُلُّ عَلَی نَفْی وُجوبِ التَّسْمیةِ وَ یمْکِنُ حَمْلُ الْإعادَةِ عَلَی الِاسْتِحْبابِ وَ یحْتَمِلُ کَوْنُهُ مَنْسوخاً.
——————————
[1]– التهذیب 1- 358- 1075، و الاستبصار 1- 68- 206.
[2]– تقدم فی الأحادیث 2 و 3 و 4 و 5 من هذا الباب.
[3]– یأتی فی الأحادیث 8 و 9 و 10 و 11 من هذا الباب.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام معتبر درجه دو است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به حسین بن سعید الاهوازی که معتبر درجه یک است، از محمد بن ابی‌عمیر از بعض اصحابنا روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند، مگر بعض اصحابن که ابتداء مجهول هستند، اما به واسطه ابن ابی‌عمیر، توثیق درجه دو می‌شود.
* * *
علامه مجلسی: صحیح (مل).

فعلا گرفتار احادیث درجه دو هستیم. ببینیم این یکی چه می‌گوید و چه وضعیتی دارد.
آمده است که فردی وضو گرفت و نماز خواند. حضرت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله به او فرمودند که هم وضو و هم نمازت را اعاده کن. او هم اطاعت کرد و وضو گرفت و نماز خواند. باز نبی مکرم به او فرمودند که وضو و نمازت را اعاده کن. او باز هم اطاعت کرد و وضو و نماز را مجددا خواند. اما باز هم نبی مکرم به او فرمودند که مجددا اعاده کن. بعد از این که سه بار وضو گرفت و نماز را اعاده کرد و باز هم مقبول نبی مکرم قرار نگرفت، نزد امیر مؤمنان آمد و شکایت کرد. ایشان فرمودند که آیا هنگام وضویت «سَمَّیتَ»؟ او هم گفت که خیر. ایشان فرمودند که هنگام وضویت این کار را انجام بده، وضو بگیر و نماز بخوان. وقتی این کار را انجام داد، دیگر نبی مکرم فرمان به اعاده ندادند.
ببینید اگر «سَمَّیتَ» را مانند روایت قبل به «بسم الله»، یا حتی «ذکر الله» معنی کنیم، انصافا از این حدیث، لزوم و وجوب این کار به هنگام وضو در می‌آید و نَه حمل بر استحباب زیاد و نَه نسخ و … که جناب شیخ حر مطرح کرده‌اند. ناسخ و منسوخ دلیل حسابی می‌خواهد.
اما اگر «سَمَّیتَ» را به طور خاص، نیت بگیریم، خب! حرفی نیست، به هر حال انسان وقتی کاری عبادی را انجام می‌دهند، بنا بر مشهور، باید بداند و به خاطر داشته باشد که این کار را به یاد و به خاطر خدا و قرب او انجام می‌دهد. این هم یکی از احتمالاتی که جناب شیخ حر فرموده‌اند.
فقط کلیت حدیث برای من سؤال برانگیز است که چرا نبی رحمت، خودشان تکلیف این بنده خدا را واضح نگفتند که این قدر به زحمت نیفتد که چند بار وضوی بی‌خودی نگیرد و نماز بی‌خودی نخواند؟ البته می‌شود توجیه کرد که مثلا می‌خواستند جایگاه علی بن ابی‌طالب و علم او معلوم شود، اما انصافا این دست توجیهات، فقاهتی نیست، منبری است. یا این‌که چرا خود این فرد از نبی مکرم سؤال نمی‌کند و شکایت را پیش امیر مؤمنان می‌برد. حضرت رسول الله نَه بدخلق بودند و نَه این حیاها از پرسش در آن عصر رایج بوده است. هم مردم راحت بودند و هم برخورد نبی مکرم با آن‌ها به گونه‌ای بوده که چنان احساس راحتی می‌کردند که گاهی پا را از گلیم خود، چنان دراز می‌کردند که الله تعالی آن ها توبیخ می‌کند. علی ای حال! حدیث ابتداء غیر معتبر بود و ما با توثیق درجه دو آن را موقتا معتبر کردیم، تا ببینیم چه می‌شود. به نظر من این حدیث یا کلا درست نیست و جعلی است، یا تحریف شده است و اضافاتی به آن افزوده شده است.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه