حدیث 1102

1102- 15-[1] وَ بِإسْنادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفّارِ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ الْمُنَبِّهِ [2] عَنِ الْحُسَینِ بْنِ عُلْوانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خالِدٍ عَنْ زَیدِ بْنِ عَلی عَنْ آبائِهِ عَنْ عَلی ع قالَ: جَلَسْتُ أتَوَضَّأُ فَأقْبَلَ رَسولُ اللهِ حینَ ابْتَدَأْتُ فی الْوُضوءِ فَقالَ لی تَمَضْمَضْ وَ اسْتَنْشِقْ وَ اسْتَنَّ ثُمَّ غَسَلْتُ وَجْهی ثَلاثاً فَقالَ قَدْ یجْزیکَ مِنْ ذَلِکَ الْمَرَّتانِ قالَ فَغَسَلْتُ ذِراعَی وَ مَسَحْتُ بِرَأْسی مَرَّتَینِ فَقالَ قَدْ یجْزیکَ مِنْ ذَلِکَ الْمَرَّةُ وَ غَسَلْتُ قَدَمَی قالَ فَقالَ لی یا عَلی- خَلِّلْ بَینَ الْأصابِعِ لا تُخَلَّلْ بِالنّارِ.
قالَ الشَّیخُ هَذا هُوَ موافِقٌ لِلْعامَّةِ وَ قَدْ وَرَدَ مَوْرِدَ التَّقیةِ وَ رواتُهُ کُلُّهُمْ عامَّةٌ وَ زَیدیةٌ وَ الْمَعْلومُ مِنْ مَذاهِبِ أئِمَّتِنا ع الْقَوْلُ بِالْمَسْحِ
أقولُ: وَ قَدْ تَواتَرَ ذَلِکَ کَما فی أحادیثِ کَیفیةِ الْوُضوءِ[3] وَ غَیرِها[4] وَ هَذا یحْتَمِلُ النَّسْخَ وَ یکونُ نَقْلُهُ لِلتَّقیةِ وَ یحْتَمِلُ کَوْنَ الْغَسْلِ لِلتَّنْظیفِ لا مِنَ الْوُضوءِ.
——————————
[1]– التهذیب 1- 93- 248، و الاستبصار 1- 65- 196.
[2]– فی هامش المخطوط-” فی الرجال- المنبه بن عبدالله ثقة”، (منه قده).
[3]– تقدم فی الباب 15 من أبواب کیفیة الوضوء.
[4]– تقدم فی الأحادیث 1، 2، 3، 4 من الباب 23 من أبواب الوضوء.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به محمد بن حسن الصفار که معتبر درجه یک است، از منبه بن عبدالله که در این جا بر عکس نوشته شده است، از حسین بن علوان از عمرو بن خالد الواسطی از زید بن علی الشهید روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
* * *
علامه مجلسی: موثق (مل).

در این حدیث از قول امیر مؤمنان علیه‌السلام است، چند فراز وجود دارد که یک به یک مرور می‌کنیم.
1. در ابتدا آمده است که برای وضو نشستم، همین‌که خواستم شروع کنم، رسول الله رسیدند و به من فرمودند که مضمضه کن، استنشاق کن و دندان‌هایت را هم بشور. خب! تا این‌جا ما دلیل عقلی بر حسن انجام این کارها پیش از وضو داشتیم. این‌جا دلیل نصی و توصیه شخص حضرت رسول الله را هم دیدیم.
2. بعد می‌فرمایند که صورتم را سه بار شستم و ایشان فرمودند دو بار هم مجاز است. یعنی لزومی ندارد سه بار بشویی، اما اشکالی هم ندارد. پیش از این دیدم که یک بار هم کافی است، شاید بتوان از این قسمت حدیث برداشت کرد اولا سه و بار کراهت دارد، حالا از باب اسراف است یا چیز دیگری، می‌شود فکر کرد و دیگر این‌که شاید دو بار مستحب‌تر از یک بار است که همین هم محل تردید است.
3. بعد دو دستم را شستم و سرم را دو بار مسح کردم و ایشان فرمودند که یک بار هم کافی است. قاعدتا این می‌شود که دو بار هم اشکالی ندارد، و الا باید منع می‌کردند، اما یک بار کافی است، مثلا چرا باید دو بار انجام دهی.
4. و در نهایت می‌فرمایند که پایم را هم شستم و ایشان فرمودند که بین انگشتانت را هم خلال کند. بین انگشتان پا، از آن قسمت‌هایی است کثیفی و عرق و آلودگی را جمع می‌کند، لذا قاعدتا منظور این است که خوب و کامل و تمیز پایت را بشوی.
جناب شیخ این را به جهت موافقت با عامه، زیدیه و سایر روایت، حمل بر تقیه کرده‌اند. اولا دیدیم که نَه تنها روایت معتبر واضح الدلاله‌ای بر ممنوعیت شستن به جای مسح نداریم که اتفاقا چندین روایت معتبر بر جواز آن داریم. زیدیه‌ای هم ربطی ندارد. شما یک راوی زیدی سند این حدیث نمی‌بینید. حتی خود زید الشهید، زیدی نیست. نَه او ادعای امامت به معنای مورد نظر ما داشت و نَه فرزندانش. زیدیه سال‌ها بعد از او به وجود آمد. در ضمن این روایت از امام سجاد علیه السلام به واسطه پدرانشان به امیر مؤمنان علیه‌السلام نسبت داده می‌شود. آیا قبول می‌کنید که این بزرگواران عملی را به جهت تقیه یا هر چیز دیگری، به دروغ به امیر مؤمنان علیه‌السلام نسبت بدهند؟ معاذ الله. ایشان اگر می‌خواستند تقیه کنند، لازم نبود به ایشان دروغ ببندند. خود امام علی هم که در زمان رسول الله تقیه نمی‌کردند! راویان که همه، حتی خود زید الشهید، با تمام اشتبهاتی که در زندگی شخصی و قیامش داشت، ثقه است، یعنی مطلب را درست از پدرش نقل می‌کند. پس چرا باید به صرف موافقت با عامه، آن را حمل بر تقیه کنیم. مگر نعوذ بالله می‌خواهیم لج‌بازی کنیم. توجیهات شیخ حر را هم که قبلا توضیح داده‌ایم.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه