حدیث 1100
1100- 13-[1] وَ بِإسْنادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِاللهِ عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أیوبَ بْنِ نوحٍ قالَ: کَتَبْتُ إلَی أبیالْحَسَنِ ع أسْألُهُ عَنِ الْمَسْحِ عَلَی الْقَدَمَینِ فَقالَ الْوُضوءُ بِالْمَسْحِ وَ لا یجِبُ فیهِ إلّا ذاکَ وَ مَنْ غَسَلَ فَلا بَأْسَ.
أقولُ: حَمَلَهُ الشَّیخُ عَلَی التَّنْظیفِ لِما مَرَّ[2] وَ یمْکِنُ حَمْلُهُ عَلَی التَّقیةِ فَإنَّ مِنْهُمْ مَنْ قالَ بِالتَّخْییرِ.
——————————
[1]– التهذیب 1- 64- 180، و الاستبصار 1- 65- 194.
[2]– مر فی الحدیث 11 من هذا الباب.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به سعد بن عبدالله القمی که معتبر درجه یک است، از احمد بن محمد بن عیسی الاشعری از ایوب بن نوح روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
* * *
علامه مجلسی: صحیح أیضا (مل).
در این حدیث معتبر، سخن از کتابت راوی و مرتکزا کتابت امام علیهالسلام است. این احادیثی که تصریح به کتابت دارند، دقتشان بیشتر احادیثی است که گفت و شنود بوده است، چرا که از همان اول به جهت کتابت دقت در ثبت و ضبط بوده است.
ابوی بن نوح میگوید برای ابوالحسن که در این جا امام هادی علیهالسلام است، در نامهای از درباره مسح بر پاها سؤال کردم. امام علیهالسلام هم فرمودند که وضو به مسح است و چیزی غیر از آن واجب نیست و بعد هم تصریح میکنند که کسی که بشوید هم ایرادی ندارد.
این دقیقا فرازی از همان چیزی است که ما استباط کردیم. آنچه در وضو واجب است، مسح پا است و جایز نیست کسی غیر آن را واجب بداند، اما شستن آن هم ایرادی ندارد.
اینکه مرحوم شیخ آن را حمل بر تقیه کردهاند، قابل قبول نیست. هم شرایط تقیه قطعی نیست، هم مطلب مکتوب است و احتمال تقیه کمتر است و هم این که حتی اگر نامه قابل دسترسی عمال حکومتی و جاسوسان بوده است، شدت و صراحت عبارت «الْوُضوءُ بِالْمَسْحِ وَ لا یجِبُ فیهِ إلّا ذاکَ» آن قدر زهر دارد که تقیه را کلا منتفی کند. اگر امام علیهالسلام میخواستند تقیه کنند، نباید جملهای چنین شدید غلیظ در ذم شستن بفرمایند که بعد بخواهند توجیهش کنند.
تنظیفی هم که شیخ فرمودهاند، محلی از اعراب ندارد. کاملا معلوم است که «لا بأس» امام علیهالسلام به غسل به جای مسح در وضو بر میگردد.