حدیث 1085
1085- 4-[1] وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أصْحابِنا عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أبینَصْرٍ عَنْ أبیالْحَسَنِ الرِّضا ع قالَ: سَألْتُهُ عَنِ الْمَسْحِ عَلَی الْقَدَمَینِ کَیفَ هُوَ فَوَضَعَ کَفَّهُ عَلَی الْأصابِعِ فَمَسَحَها إلَی الْکَعْبَینِ إلَی ظاهِرِ الْقَدَمِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِداکَ لَوْ أنَّ رَجُلاً قالَ بِإصْبَعَینِ مِنْ أصابِعِهِ هَکَذا فَقالَ لا إلّا بِکَفِّهِ[2] کُلِّها.
وَ رَواهُ الشَّیخُ بِإسْنادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یعْقوبَ[3]
وَ کَذا ما قَبْلَهُ وَ رَواهُ أیضاً بِإسْنادِهِ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ سَعیدٍ عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ نَحْوَهُ[4]
وَ رَواهُ الْحِمْیری فی قُرْبِ الْإسْنادِ عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ[5]
أقولُ: حَمَلَهُ الشَّیخُ عَلَی الِاسْتِحْبابِ لِما مَضَی[6] وَ یأْتی[7].
——————————
[1]– الکافی 3- 30- 6.
[2]– فی التهذیب 1- 91- 243 بکفیه (منه قده).
[3]– التهذیب 1- 91- 243، و الاستبصار 1- 62- 184.
[4]– التهذیب 1- 64- 179.
[5]– قرب الإسناد 162.
[6]– مضی فی الحدیث 1 و 2 و 3 من الباب 24 و الحدیث 2 و 3 من الباب 23 من هذه الأبواب.
[7]– یأتی فی الحدیث 6 من هذا الباب.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
ثقةالاسلام الکلینی این حدیث را از عدة من اصحابنا از احمد بن محمد بن عیسی الاشعری از احمد بن محمد بن ابینصر روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
شیخ الطائفه هم شبیه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به ثقةالاسلام الکلینی که معتبر درجه یک است، به باقی سند روایت کرده است.
ایشان این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به حسین بن سعید الاهوازی که معتبر درجه یک است، از احمد بن محمد بن ابینصر روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
عبدالله بن جعفر الحمیری هم شبیه این حدیث را از احمد بن محمد بن عیسی الاشعری به باقی سند روایت کرده است.
* * *
علامه مجلسی: صحیح (مر). صحیح أیضا (مل).
این حدیث با احادیث قبلی در باب مسح پا، تفاوت دارد. در این حدیث آمده است که درباره مسح پا از امام رضا علیهالسلام سؤال شد و ایشان کف دستشان را بر انگشتان نهادند و تا کعبین، روی ظاهر پا را مسح کردند. بعد سؤال میشود که اگر کسی قائل به دو انگشت از انگشتانش بود، چه؟ امام علیهالسلام هم میفرمایند که خیر، مگر به همه کف دستش. یعنی نظر امام علیهالسلام مسح همه روی پا با همه کف دست است.
اگر کسی از این جواب منفی امام علیهالسلام، برداشت لزوم دارد، تازه اول ماجرا است که با احادیث قبلی چه کند. اینجا دو شرط گفته شده است، همه کف دست و همه روی پا، پس صرف همه روی پا، ولو با بعضی انگشتان، یا بخشی از روی پا، ولو با همه کف دست، قبول نیست.
اما اگر کسی مثل بنده و شیخ الطائفه، برداشت لزوم نداشته باشد، معلوم میشود که مسح همه روی پا، با همه کف دست، به شدت توصیه شده است و جواب منفی امام علیهالسلام از باب شدت توصیه است و نَه لزوم. خصوصا این را در نظر بگیرید که مخاطب امام علیهالسلام در اینجا یکی از اعاظم فقهای شیعه است، لذا چه بسا امام از او خواستهاند که مسح کامل را انجام دهند و حداقل حداقل اکتفا نکند. چه این مطلب درست باشد و چه نباشد، فرقی ندارد، به هر حال مسح کل روی پا با همه کف دست، استحباب ندارد و حداقل مسح واجب نیست.