حدیث 1081 و جمع‌بندی این باب (موقت)

1081- 9-[1] قالَ وَ قالَ أمیرُالْمُؤْمِنینَ ع لَوْ لا أنّی رَأیتُ رَسولَ اللهِ ص یمْسَحُ ظاهِرَ قَدَمَیهِ لَظَنَنْتُ أنَّ باطِنَهُما أوْلَی بِالْمَسْحِ مِنْ ظاهِرِهِما.
أقولُ: وَ تَقَدَّمَ ما یدُلُّ عَلَی مَضْمونِ الْبابِ[2] وَ یأْتی ما یدُلُّ عَلَیهِ[3].
——————————
[1]– الفقیه 1- 47- 93.
[2]– تقدم ما یدلّ علی ذلک فی الباب 15 و 17 و 19 و 22 من هذه الأبواب.
[3]– یأتی فی الباب 24 من هذه الأبواب و فی الحدیث 1 و 15 من الباب 25 و الحدیث 3 من الباب 32 و الحدیث 15 و 16 من الباب 38 و الحدیث 5 من الباب 39 من هذه الأبواب.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام غیر معتبر است.
شیخ صدوق این حدیث را در الفقیه به صورت مرسل نقل کرده است که مرسلات ایشان هم از قاعده کلی مرسلات خارج نیست. (مرسلات کتب اربعه)

 خب! حدیث که بر مبنای ما معتبر نیست، اما آن‌هایی که مرسلات شیخ صدوق در الفقیه را معتبر می‌دانند، باید فکری برای تأویل و توجیه این حدیث داشته باشند.
 
* جمع‌بندی این باب (موقت):
با توجه به این باب و ابواب قبلی، دانستیم که شستن سر و پاها، مطلوب اولیه الله تعالی بوده است و به جهت «أقل الناس طاقة»، تخفیفی دادند و این تخفیف این بود که هر مقدار از مقدم سر، ولو به پهانی یک انگشت، یا کم‌تر و درازایی کم‌تر از یک سانت باشد، کفایت می‌کند و مسح پاها هم چنین است، یعنی به پهنای یک انگشت و بلکه کم‌تر و دارایی کم تر یک سانتی‌متر، در محدوده نوک انگشتان تا کعبین باشد، کافی است، اما هر چه بیش‌تر مسح کند، مثلا همه مقدم سر، یا حتی پشت آن و بیش‌تر و در مسح پا، همه روی آن از نوک همه انگشتان تا کعبین، استحباب بیش‌تری دارد و شستن آن، در صورتی که سخت نباشد، حد اعلای استحباب است. البته بهتر است عجله نکنیم، چرا که باز هم احادیثی در این زمینه داریم که شاید در این جمع‌بندی، اصلاحی ایجاد کند.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه