حدیث 1064
1064- 8-[1] مُحَمَّدُ بْنُ عَلی بْنِ الْحُسَینِ قالَ: قالَ الصّادِقُ ع إنْ نَسیتَ مَسْحَ رَأْسِکَ فَامْسَحْ عَلَیهِ وَ عَلَی رِجْلَیکَ مِنْ بِلَّةِ وُضوئِکَ فَإنْ لَمْ یکُنْ بَقی فی یدِکَ مِنْ نَداوَةِ وُضوئِکَ شَیءٌ فَخُذْ ما[2] بَقی مِنْهُ فی لِحْیتِکَ وَ امْسَحْ بِهِ رَأْسَکَ وَ رِجْلَیکَ وَ إنْ لَمْ یکُنْ لَکَ لِحْیةٌ فَخُذْ مِنْ حاجِبَیکَ وَ أشْفارِ عَینَیکَ وَ امْسَحْ بِهِ رَأْسَکَ وَ رِجْلَیکَ وَ إنْ لَمْ یبْقَ مِنْ بِلَّةِ وُضوئِکَ شَیءٌ أعَدْتَ الْوُضوءَ.
——————————
[1]– الفقیه 1- 60- 134 و أورده فی الحدیث 5 من الباب 33 من أبواب الوضوء، و صدره فی الحدیث 12 من الباب 35 من هذه الأبواب.
[2]– فی المصدر- مما.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام غیر معتبر است.
شیخ صدوق این حدیث را البته با تفاوتهایی در الفقیه به صورت مرسل نقل کرده است که مرسلات ایشان هم از قاعده کلی مرسلات خارج نیست. (مرسلات کتب اربعه)
این روایت مرسل است و مرسلات شیخ هم برای ما از قاعده کلی مرسلات استثنا نیست، اما با این حال یک بار متن روایت را مرور کنیم. آمده است که اگر فراموش کردی سرت را مسح کنی، پس بر آن و بر پاهایت از رطوبت وضویت مسح کن و اگر اگر بر دستت چیزی از رطوبت وضویت نیست، از باقی مانده آن در ریشت و مسح کن با آن سرت را و دو پایت را و اگر رطوبتی در ریشت هم نبود، پس از ابرو یا مزههای چشمت بگیر و سر و پایت را مسح کن و اگر از باقیمانده وضو، کلا چیزی نمانده بود، وضویت را اعاده کن.
ببینید، حتی اگر این روایت معتبر باشد، در ما نحن فیه، چیزی شبیه روایت قبل است و توضیحات ما هم همان، اما خب! روایت برای معتبر نیست، لازم به توضیح و تفسیر و جمع و … نیست، لیکن آقایانی که آن را معتبر میدانند، یا به هر علتی آن را مستند فتوا قرار میدهند و ظهور اولیه اوامر و نواهی را در لزوم میدانند، خوب است به این نکته توجه کنند که انصافا این عبارات، در بیان ترتیب است. یعنی اول باید از رطوبت دستت بگیری و اگر نبود، از رطوبت محاسن و اگر نبود، از رطوبت ابرو و مژه و چنانچه رطوبت دست بود، نمیتوان از رطوبت محاسن استفاده کرد. حالا آقایان لطف کنند و هم به این ترتیب لزومی فتوا بدهند و هم راهی برای جمع این روایت، با دو سه روایت اول باب بگویند که البته کار سختی برای آقایان نیست.