حدیث 1063
1063- 7-[1] وَ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ سَعیدٍ عَنْ عُثْمانَ عَنِ ابْنِ مُسْکانَ عَنْ مالِکِ بْنِ أعْینَ عَنْ أبیعَبْدِاللهِ ع قالَ: مَنْ نَسی مَسْحَ رَأْسِهِ ثُمَّ ذَکَرَ أنَّهُ لَمْ یمْسَحْ رَأْسَهُ فَإنْ کانَ فی لِحْیتِهِ بَلَلٌ فَلْیأْخُذْ مِنْهُ وَ لْیمْسَحْ رَأْسَهُ وَ إنْ لَمْ یکُنْ فی لِحْیتِهِ بَلَلٌ فَلْینْصَرِفْ وَ لْیعِدِ الْوُضوءَ.
——————————
[1]– التهذیب 2- 201- 788.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه دو است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به حسین بن سعید الاهوازی که معتبر درجه یک است، از عثمان بن عیسی از عبدالله بن سنان از مالک بن اعین روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند، مگر نفر آخر که از ثقات درجه دو است. این مالک بن اعین، قاعدتا برادر زراره نیست، بلکه قاعدتا مالک بن اعین الجهنی، یا شاید کس دیگری است که به هر حال برای ما ثقه درجه دو است.
* * *
علامه مجلسی: مجهول (مل).
بر خلاف ما که این حدیث را معتبر، البته از نوع درجه دو میدانیم، این حدیث، از نظر رجالی و انتساب به معصوم، برای بیشتر آقایان معتبر نیست، اما بر اساس آن فتوا هم دادهاند.
در این حدیث آمده است که کسی که مسح سرش را فراموش کرد. بعد یادش آمد و رطوبتی در ریشش هست، از آن بگیرد و سرش را مسح کند و اگر در ریشش رطوبتی نیست،منصرف شود و وضو را اعاده کند.
اگر کسی مبنایش به لزوم اوامر و نواهی شرعی باشد، نَه اینکه نشود، اما جمع بین این روایت، با روایتهای قبلی سخت میشود، اما راه دارد، در حالی که اگر کسی مثل ما، ظهور اولیه اوامر و نواهی را در تنزیه و استحباب بداند، هیچ مشکلی نیست. عملا جمع بین روایات این می شود که میتوان برای مسحها از باقیمانده آب وضو بر بدن استفاده کرد، اما بهتر است یا وضو را از سر بگیری، یا از آب جدیدی استفاده کنی. و السلام.