حدیث 1062
1062- 6-[1] وَ بِإسْنادِهِ عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعیدِ بْنِ عُقْدَةَ عَنْ فَضْلِ بْنِ یوسُفَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُکّاشَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عُمارَةَ بْنِ أبیعُمارَةَ قالَ: سَألْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع أمْسَحُ رَأْسی بِبَلَلِ یدی قالَ خُذْ لِرَأْسِکَ ماءً جَدیداً.
قالَ الشَّیخُ الْوَجْهُ فیهِ أیضاً التَّقیةُ لِأنَّ رواتَهُ رِجالُ الْعامَّةِ وَ الزَّیدیةِ.
——————————
[1]– التهذیب 1- 59- 166.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام غیر معتبر است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به احمد بن محمد بن سعید بن عقده که معتبر درجه یک است، از فضل بم یوسف القصبانی از محمد بن عکاشه از جعفر بن عماره بن ابیعماره الهمدانی روایت کرده است که نفر اول از ثقات درجه یک و فضل بن یوسف از ثقات درجه دو است، اما محمد بن عکاشه مجهول و جعفر بن عماره الهمدانی مهمل است.
* * *
علامه مجلسی: ضعیف (مل).
در این روایت هم گرفتن آب از دست برای مسح سر به نوعی نفی شده است و گفته شده که آب جدید بگیر. جناب شیخ و به تبع ایشان دیگران، این حدیث را به جهت رجال عامه و زیدیه، حمل بر تقیه کردهاند. هر چند حدیث مؤید برداشت ما تا این جا است، اما برای ما معتبر نیست و کاری به آن نداریم، فقط این نکته را عرض کنم که زیدیه در جنگ با خلفا بودهاند و تقیه را به نوعی بر نمیتافتند، لذا اگر رجال آن و به طور خاص جعفر بن عماره، زیدی بوده باشد، اصلا دلیلی برای تقیه نبوده است. فتأمل.