حدیث 1056 و جمعبندی این باب (موقت)
1056- 3-[1] مُحَمَّدُ بْنُ یعْقوبَ عَنْ أحْمَدَ بْنِ إدْریسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عیسَی عَنْ یونُسَ قالَ: أخْبَرَنی مَنْ رَأی أباالْحَسَنِ ع بِمِنًی- یمْسَحُ ظَهْرَ قَدَمَیهِ مِنْ أعْلَی الْقَدَمِ إلَی الْکَعْبِ وَ مِنَ الْکَعْبِ إلَی أعْلَی الْقَدَمِ وَ یقولُ الْأمْرُ فی مَسْحِ الرِّجْلَینِ مُوَسَّعٌ مَنْ شاءَ مَسَحَ مُقْبِلاً وَ مَنْ شاءَ مَسَحَ مُدْبِراً فَإنَّهُ مِنَ الْأمْرِ الْمُوَسَّعِ إنْ شاءَ اللهُ.
وَ رَواهُ الْحِمْیری فی قُرْبِ الْإسْنادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عیسَی مِثْلَهُ[2]
وَ رَواهُ الشَّیخُ بِإسْنادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یعْقوبَ مِثْلَهُ إلَی قَوْلِهِ إلَی أعْلَی الْقَدَمِ[3]
——————————
[1]– الکافی 3- 31- 7.
[2]– قرب الإسناد 126 قطعة منه.
[3]– التهذیب 1- 57- 160، و فی التهذیب 1- 65- 183، و فی التهذیب 1- 83- 216 و الاستبصار 1- 58- 170.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه دو است.
ثقةالاسلام الکلینی این حدیث را به طریق خود در الفقیه به احمد بن ادریس از محمد بن احمد بن یحیی بن عمران از محمد بن عیسی بن عبید الیقطینی از یونس بن عبدالرحمن از فردی ناشناس روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند، مگر محمد بن احمد بن یحیی بن عمران و ابن عبید القطینی که از ثقه مشروط است که البته مشکلی در اینجا ایجاد نمیکنند و البته نفر آخر که مجهول است و به واسطه اعتماد یونس بن عبدالرحمن، فعلا توثیق درجه دو میشود، تا ببینیم متن حدیث چه میگوید.
عبدالله بن جعفر الحمیری هم شبیه این حدیث را از ابن عبید الیقطینی به باقی سند روایت کرده است.
شیخ الطائفه هم شبیه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به ثقةالاسلام الکلینی که معتبر درجه یک است، به باقی سند روایت کرده است.
* * *
علامه مجلسی: مرسل (مر). مرسل (مل).
این حدیث هم حدیث جالب است و نکات خاصی درباره متنش هست. یونس بن عبدالرحمن میگوید کسی که ابوالحسن را در منی دیده بود، مرا خبر کرد که ایشان روی قدمشان را از اعلای قدم به سمت قوزک و از قوزک به سمت اعلای قدم مسح میکردند و میفرمودند که مسح دو پا موسع است، کسی که خواست به سمت جلو مسح کند و کسی که خواست، به سمت عقب. تا اینجا که مشابه روایات قبل است و حرفی ندارد. البته ادامه روایت هم در توضیح بیشتر همین مطلب است، اما نکته خاصی دارد و آن اینکه آیه عبارت «فَإنَّهُ مِنَ الْأمْرِ الْمُوَسَّعِ إنْ شاءَ اللهُ»، آنگونه که دیگان فهمیدهاند، ادامه فرمایش امام علیه السلام است، یا جمله توضیحی یونس بن عبدالرحمن. یعنی یونس بن عبدالرحمن نتیجهگیری میکند که این مطلب، یعنی جهت در مسح پا، از امور موسع است.
نکته آخری را هم عرض کنم و جمعبندی کنیم. ممکن است کسی به قرینه این روایت و عبارات آن بگوید که وقتی اینگوه تأکید بر موسع بودن جهت مسح پا میشود، پس جهت شستن در دست، موسع نیست. اولا که چنین چیزی در به نظر من قطعی نیستف اما مهمتر آنکه اگر کسی به چنین نظری اصرار دارد، پسباید شستن صورت و مسح سر را هم غیر موسع بداند، در حالی دانستیم حداقل جهت مسح سر هم موسع است، پس این روایت در بیان حصر نیست.
* جمعبندی این باب (موقت):
در این روایات، تصریح شده است که جهت مسح سر و پا، مهم نیست که خب، پیش از این استنباطا به آن رسیده بودیم.