معرفی کتاب المحجة و نویسنده آن
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین
و صلی الله علی محمد و آله
الحمد لله رب العالمین، الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن أبیطالب و الحجج من ولده
بحث ما در مورد امام مهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف در قرآن، با محوریت کتاب «المحجة فی ما نزل فی القائم الحجة» اثر مرحوم علامه سید هاشم البحرانی است.
ابتدا معرفی از این کتاب و این فقیه محدث خواهیم داشت و بعد هم چند مقدمه عرض میکنم، تا بعد از آن وارد اصل مطلب شویم.
سید هاشم، فرزند سلیمان بن اسماعیل بودند که نسبشان به امام موسی کاظم علیهالسلام میرسد. ایشان اهل روستایی به نام کتکان از توابع منطقهای در توبل در ناحیه بحرین بودند و به همین جهت به الکتکتانی، التوبلی و البحرانی مشهور شدند، اما آن چه رایج است، همین مورد آخر است، یعنی ایشان را با عنوان سید هاشم البحرانی میشناسند.
تولد ایشان را حدود سال 1050 هجری قمری دانستهاند، یعنی حدود سالهای 1019 هجری شمسی که نزدیک چهارصد سال قبل میشود.
آنچه در کتابهای تراجم آمده و بعضا از آثار ایشان هم معلوم است، جزو محدثین و مفسرین پرکار مکتب اهل بیت علیهمالسلام بودند که بنا بر شهادت بعضی بزرگان، در فقاهت هم صاحب رأی و نظر بودند. البته با توجه به گرایش اخباری ایشان، طبیعتا نوع اجتهاد و استنباط ایشان با امثال ما اصولیها تفاوتهایی داشته است که نمونه آن را در محدث و فقیه اخباری دیگری مانند شیخ حر العاملی میبینیم.
درباره میزان زهد و تقوا و احتیاط ایشان در امور، سخنهای زیادی گفته شده است که شاید فرمایش مرحوم صاحب جواهر، به تنهایی، گویای همه چیز باشد. مرحوم محمدحسن النجفی الاصفهانی، معروف به صاحب جواهر، از اعاظم فقهای اصولی ما هستند و از این جهت در مقابل مرحوم سید هاشم قرار دارند، در همین کتاب جواهر الکلام (ج 7، ص 223)، وقتی میخواهند درباره عدالت و ملکه عدالت در غیر معصومین علیهمالسلام مثال بیاورند، گویی از بین این همه فقیه، محدث، مفسر، عالم و افراد مختلفی که تا زمان ایشان میزیستند، تنها سید هاشم البحرانی و مقدس اردبیلی را واجد ملکه عدالت میداند که به خوبی بیانگر جایگاه تقوا و عدالت ایشان در منظر صاحب جواهر است.
مرحوم علامه بحرانی کتابهای بسیاری نوشتهاند، اما تا جایی که بنده سراغ دارم، تا به حال غیر از تألیف، اثر دیگری از ایشان به دست ما نرسیده است و با اینکه بر مسند فتوا قرار داشته، ظاهراً تعمد داشتهاند که نظرات و استنباطهای شخصی خود را هیچگاه مکتوب نکند.
مرحوم سید هاشم البحرانی، پس از استادشان، شیخ محمد بن ماجد که ایشان هم بحرانی بودند، مرجع امور شرعیه شدند و دامنه مرجعیتشان از بحرین فراتر رفته و بنا بر گزارشها، در بسیاری بلاد شیعه مردم از ایشان تقلید میکردند. مرحوم محقق بحرانی و شیخ حر عاملی را از شاگردان ایشان دانستهاند.
وی جهت استماع حدیث سفرهایی به نجف و مشهد مقدس داشتند.
سخن صاحب اعیانالشیعه درباره ایشان بسیار جالب توجه است که مینویسند: «او کوهی از علم و دریایی از معرفت بود، در کثرت تحقیق و وسعت اطلاع، کسی بر او سبقت نگرفته و در آینده نیز سبقت نخواهدگرفت…»
جالب آنکه در کنار بزرگان و مشاهیری مانند صاحب جواهر، یا سیدمحسن امین و بسیاری دیگر که علم و فقاهت او را ستودهاند، عدهای هستند که بضاعت علمی و فقهی ایشان را اندک دانسته و عدم وجود کتابهای فقهی استدلالی در بین آثار ایشان را دلیل بر مدعای خود میدانند. شاید این افراد فعلا از جایگاه و شهرت ویژهای برخوردار نباشند، اما باید دید آیا غیر از این نشانه، دلیل دیگری دارند یا خیر. علی ای حال! یکی از نشانههای گستره علمی ایشان، از جمله در فقه، شاگردانی مانند شیخ حر العاملی، صاحب وسائل الشیعه، یا شیخ عبدالله البحرانی صاحب کتاب «الرسائل المتشتتة» است که از علم استاد و شیخ اجازه خود تعریف و تمجید کردهاند.
مشهورترین اثر ایشان، «البرهان فی تفسیر القرآن» است که یکی از بزرگترین تفاسیر روایی قرآن میباشد، اما چند تألیف قرآنی دیگر نیز به شیوه روایی دارند که بعضی از آنها عبارتند از:
1- نور الانوار فی تفسیر القرآن.
2- تفسیر الهدایه القرآنیه.
3- تفسیر الهادی و ضیاء النادی.
4- المحجه فی ما نزل من القرآن فی القائم الحُجه.
5- اللوامع النورانیة فی أسماء علی و أهل بیته النورانیة.
مرحوم میرزا عبدالله افندی اصفهانی، صاحب کتاب ریاض العماء، در همین کتاب (ج 5، ص 300)، تعداد کتابهای ایشان را 75 عنوان نوشتهاند که طبیعتا بنده اندکی از آن را دیدهام.
وفات ایشان را در سال 1107 یا 1109 هجری قمری در همان توبل بحرین دانستهاند که مرقدی هم به نام ایشان در توبل موجود است و مورد احترام مردم، اعم از شیعه و سنی و حتی حاکمان بحرین است.
نکته بسیار مهم در مورد ایشان که در بحث فعلی ما هم اهمیت زیادی دارد، این است که ایشان، مانند مرحوم شیخ حر عاملی، در زمره اخباریهای افراطی بودند که این در آثار ایشان به خوبی ملاحظه میشود.
دوستانی که در مباحثات دیگر حضور داشتند، خاطرشان هست که یکی از ویژگیهای اخباریهای دوره صفویه، نگاهشان به اعتبارسنجی اخبار و احادیث بود و در این زمینه، در مقابل رجالیون قرار داشتند. آنچه مسلم است اینکه اخباریها در پذیرش و اعتبارسنجی احادیث، بسیار سهلگیرتر از ما رجالیها هستند، اما خودشان هم انواعی داشتهاند. مثلا طبق برداشت بنده، مرحوم علامه بحرانی نسبت به مرحوم شیخ حر عاملی و علامه مجلسی، بسیار سهلگیرتر بودند. با این مقدمه و با عنایت به اینکه ما، ضمن تمام احترامی که برای همه فقها و محدثین و علما، از جمله اخباریها قائل هستیم، باید آماده باشید که وقتی به بررسی احادیث رسیدیم، ابتدا سند و اعتبار انتساب آنها به معصومین علیهمالسلام را بررسی میکنیم و بعد هم به متن حدیث میپردازیم. البته تمرکز ما بیشتر روی احادیثی است که انتسابشان به معصوم علیهالسلام معتبر است، اما ممکن است به بهانه احادیث غیر معتبر هم نکاتی را خدمتتان تقدیم کنم.
حالا برویم و معرفی اجمالی هم از کتاب مورد نظر داشته باشیم.
کتاب «المحجة فی ما نزل فی القائم الحجة» که ما به اختصار در این مباحثات آن را «المحجة» مینامیم، در زمره کتب تفسیر روایی قرآن است.
مرحوم علامه بحرانی، آمدهاند و آیاتی را که ذیل آن روایتی مربوط به امام عصر علیهالسلام بوده است، در این کتاب جمعآوری کردهاند.
البته همانطور که عرض کردم، با توجه به روش اخباری ایشان، قرار نیست همه آنها برای ما هم معتبر باشد.
این کتاب تقریبا در صد و بیست قسمت تنظیم شده است که ابتدای هر قسمت، یک یا چند آیه از قرآن آمده و بعد از آن روایات ذیل آن بدون هیچ توضیح و تفسیری بیان شده است. قسمتهای تنظیم شده بر اساس ترتیب قرآن موجود است.
فارغ از اعتبار یا عدم اعتبار روایات، ما با گستره بزرگی از مطالب در این تفسیر مواجه هستیم. از تأویل بعضی کلمات و عبارات قرآن به امام عصر علیهالسلام و مهدویت بگیرید، تا ویژگیهای ایشان و یارانشان، حتی نام و نشان و نسب اصحاب خاص ایشان، همینطور علائم ظهور، اتفاقات پیش از ظهور تا بعد از آن و بسیاری مطالب دیگر معرفتی از اصول عقائد تا فروع فقهی و تاریخی. لذا مرور و مداقه در این کتاب میتواند تصویر نسبتا خوبی از موضوع مهدویت به ما بدهد. هر چند اگر توفیق الهی باشد، قرار ما بر این است که بعد پایان این سلسله مباحثات که البته طولانی هم خواهد بود، به کتاب الغیبة مرحوم نعمانی بپردازیم و بحث مهدویت را ادامه دهیم.
من از کتاب «سیمای حضرت مهدی در قرآن» استفاده میکنم که ترجمه کتاب «المحجة» توسط آقای مهدی حائری قزوینی است که توسط انتشارات آفاق چاپ شده است.
البته من خودم روایات را ترجمه میکنم و عرایضم را هم ذیلش تقدیم خواهم کرد و از آنجایی که این کتاب به صورت رایگان در فضای اینترنت موجود است، پیشنهاد میکنم، تهیه کنید که هم همراهی بیشتری با بنده داشته باشید، هم ترجمه حقیر را با ترجمه کتاب مقایسه کنید.
یکی از ویژگیهای این نسخه تصحیح خوبی است که روی آن انجام شده است و مستدرکی هم دارد که آن را هم در نظر خواهیم داشت.
طبیعتا از آنجایی که قرار ما متن خوانی این کتاب نیست، از دو فصل بخش اول آن، که با عنوان «سخن مترجم» و «مقدمه محقق» مشخص شده است، میگذریم و اگر خودتان خواستید مطالعه کنید و اگر مطلبی بود، من در حد وسعم در خدمتتان هستم.
از متن اصلی کتاب «المحجة» هم، «پیشگفتار مؤلف» را کاری نداریم و مستقیما به سراغ اصل موضوع میرویم که آیه 1 تا 3 سوره بقره است.
قبل از اینکه مقدمههایی را که وعده داده بودم، خدمتتان عرض کنم، این را یادآوری کنم که روایات موجود در این کتاب، همانطور که خود علامه بحرانی هم در مقدمه کوتاه خود اشاره کردهاند، همه روایات ذیل آیات انتخاب شده نیست، بلکه با توجه به موضوع کتاب، فقط روایاتی است که به نوعی به موضوع مهدویت مربوط میشود. لذا اگر دنبال سایر روایات بودید، باید به «البرهان» و سایر کتابهای تفسیر روایی، مانند «کنز الدقائق» و «نور الثقلین» یا سایر تفاسیر روایی جامع مراجعه بفرمایید.
و اما برویم سراغ مقدمات که در چهار عنوان خدمتتان تقدیم میکنم.
1. در اهمیت تفسیر روایی
2. جایگاه عقل و تعقل در تفسیر روایی
3 و 4. مقدمه اول و دوم درباره روایات معتبر و غیر معتبر اگر بعضی از این مطالب برای بعضی از دوستان تکراری است، لطفا عفو بفرمایند.