حدیث تکمیلی 6 (4374)

4374- 6-[1] وَ فی حَدیثٍ آخَرَ عَنْ عَمّارٍ عَنْهُ ع فی رَجُلٍ قَصَّ أظْفارَهُ بِالْحَدیدِ أوْ جَزَّ مِنْ شَعْرِهِ أوْ حَلَقَ قَفاهُ فَإنَّ عَلَیهِ أنْ یمْسَحَهُ بِالْماءِ قَبْلَ أنْ یصَلّی سُئِلَ فَإنْ صَلَّی وَ لَمْ یمْسَحْ مِنْ ذَلِکَ بِالْماءِ قالَ یعیدُ الصَّلاةَ لِأنَّ الْحَدیدَ نَجَسٌ وَ قالَ لِأنَّ الْحَدیدَ لِباسُ أهْلِ النّارِ وَ الذَّهَبَ لِباسُ أهْلِ الْجَنَّةِ.
قالَ الشَّیخُ هَذا مَحْمولٌ عَلَی الِاسْتِحْبابِ دونَ الْإیجابِ قالَ لِأنَّهُ شاذٌّ مُخالِفٌ لِلْأخْبارِ الْکَثیرَةِ أقولُ: النَّجاسَةُ هُنا بِمَعْنَی عَدَمِ الطَّهارَةِ اللُّغَویةِ أعْنی النَّظافَةَ لِما مَرَّ وَ لِلِاکْتِفاءِ بِالْمَسْحِ وَ عَدَمِ الْأمْرِ بِالْغَسْلِ وَ لِتَعْلیلِ النَّجاسَةِ بِکَوْنِهِ مِنْ لِباسِ أهْلِ النّارِ وَ غَیرِ ذَلِکَ.
——————————
[1]– تقدم فی الحدیث 5 من الباب 14 من أبواب النواقض.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه صدوق این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به محمد بن احمد بن یحیی که معتبر درجه یک است، از احمد بن حسن بن علی بن فضال از عمرو بن سعید المدائنی از مصدق بن صدقه از عمار بن موسی الساباطی روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند، مگر محمد بن احمد بن یحیی که ثقه مشروط است و البته مشکلی در این‌جا ایجاد نمی‌کند.
البته حدیث مضمره است، اما قاعدتا از امام صادق علیه‌السلام سؤال شده است.

 در این حدیث، درباره فردی که ناخن‌هایش را با ابزار آهنی کوتاه می‌کند یا مویش را می‌چیند یا پشتش را می‌تراشد، می‌فرمایند که قبل آن‌که نماز بخواند، آن را به آب مسح کند. پس اگر آن را با آب مسح نکرد و نماز خواند، نمازش را اعاده کند، چرا که آهن نجس است و همین‌طور فرمودند که آهن، لباس اهل جهنم است، در حالی که طلا لباس اهل بهشت.
و اما چند نکته درباره این روایت؛
1. مسح بالماء، هم می‌تواند به معنای دست‌کشیدن با آب باشد و هم آب ریختن که به نوعی شستن است.
2. طبق مبنای ما، امر به مسح بالماء و اعاده نماز، توصیه و در بین استحباب است و قرائن خارجیه هم آن را تأیید می‌کند.
3. درباره نجاست هم که چند باری صحبت کردیم و به مثل سایر روایات در بیان آلودگی است و نَه نجاست فقهی که آقایان ساخته‌اند.
4. مورد مربوط به طلا را هم در جای خودش عرض خواهم کرد.
خوب است فرمایش شیخ الطائفه را هم از قول شیخ حر العاملی مرور کنیم. ایشان فرموده‌اند که این حمل بر استحباب است و نَه وجوب، چرا که شاذ مخالف اخبار بسیار است. البته بنده اضافه کنم که نَه شاذ است و نَه مخالف اخبار کثیره، بلکه اتفاقا مخالف این دست روایات، ممکن است شاذ باشد. البته بر مبنای ما نَه این‌ها شاذ و مخالف اخبار مثیره است و نَه روایات مقابل آن‌ها شاذ و مخالف اخبار کثیره. همه‌اش در بیان یک معنا است، البته به شرط آن‌که همه‌اش دیده شود و درست فهمیده شود.
بعد خود شیخ حر ادامه می‌دهند که نجاست در این جا به معنای عدم طهارت لغوی، یعنی نظافت است، چنان‌چه گذشت و به جهت اکتفا به مسح و عدم امر به غسل و همین‌طور تعلیل نجاست به این‌که از لباس اهل آتش است.
فرمایش اول ایشان که حرف ما است، با این تفاوت که اگر خود را اجماع و تأثیر حرف بزرگان نجات دهیم، در می‌یابیم که نجاست در آیه قرآن و روایات معتبر، همه‌اش، در مقابل طهارت به معنای لغوی آن یعنی نظافت است. البته گاهی روحی و روانی و معنوی است، مثل آیه قرآن و بعضی روایات و گاهی ظاهری و مادی. سایر موارد را هم که ضمن عرایضم اشاره کرده‌ام.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه