حدیث تکمیلی 4 (4372)
4372- 4-[1] مُحَمَّدُ بْنُ یعْقوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یحْیی عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قالَ: أرانی أبوالْحَسَنِ ع میلاً مِنْ حَدیدٍ وَ مُکْحُلَةً مِنْ عِظامٍ فَقالَ هَذا کانَ لِأبیالْحَسَنِ ع فَاکْتَحِلْ بِهِ فَاکْتَحَلْتُ.
أقولُ: الْمیلُ لا بُدَّ مِنْ مُلاقاتِهِ لِرُطوبَةِ داخِلِ الْعَینِ وَ الدَّمْعِ وَ لِظاهِرِ الْأجْفانِ وَ الْأهْدابِ وَ الْکُحْلِ الَّذی فی الْمُکْحُلَةِ وَ غَیرِ ذَلِکَ وَ لَمْ یؤْمَرْ بِتَطْهیرِ شَیءٍ مِنْ ذَلِکَ وَ الْأحادیثُ فی هَذا الْمَعْنَی کَثیرَةٌ جِدّاً تَقَدَّمَ بَعْضُها فی النَّواقِضِ وَ یأْتی بَعْضُها فی اسْتِصْحابِ الْحَدیدِ فی الصَّلاةِ وَ فی جَوازِ الصَّلاةِ فی السَّیفِ وَ فی الْحَلْقِ وَ التَّقْصیرِ فی الْحَجِّ وَ غَیرِ ذَلِکَ وَ قَدْ نَقَلَ جَماعَةٌ مِنْ عُلَمائِنا إجْماعَ الْإمامیةِ عَلَی الْعَمَلِ بِمَضْمونِها[2].
——————————
[1]– الکافی 6- 494- 2، أورده أیضا فی الحدیث 1 من الباب 58 من أبواب آداب الحمام.
[2]– تقدم فی الباب 14 من النواقض و یأتی فی الباب 32 و 57 من لباس المصلی و فی الباب 11 من أبواب الحلق و التقصیر، و فی الباب 13 من أبواب أحکام المساجد و فی الحدیث 5 من الباب 34 من أبواب الاطعمة المحرمة.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
ثقةالاسلام الکلینی این حدیث را از محمد بن یحیی العطار از احمد بن محمد بن عیسی از حسن بن علی بن فضال از حسن بن جهم روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند
* * *
علامه مجلسی: موثق کالصحیح (مر)
این حدیث آمده است که امام رضا علیهالسلام میلهای نازک از آهن و سرمهدانی از استخوان نشان حسن بن جهم دادند و فرمودند که اینها از امام کاظم است، تو هم با آن سرمه بکش و حسن بن جهم هم سرمه میکشد.
فکر کنم توضیح مرحوم شیخ حر را مرور کنیم، کافی باشد ایشان میفرمایند که میلِ سرمه، ناگزیر است با رطوبت داخل چشم، اشک، روی پلکها، مژهها و سرمهای که در سرمهدان است و چیزهای دیگر تماس پیدا کند، در حالی که دستور داده نشده است که هیچکدام از اینها تطهیر شوند. روایات در این معنا بسیار زیاد است، برخی از آنها پیشتر در بحث نواقض گذشت و برخی دیگر در بحث همراه داشتن آهن در نماز، و در مورد جایز بودن نماز در حالی که شخص شمشیر همراه دارد و در مورد تراشیدن و کوتاه کردن مو در حج و موارد دیگر خواهد آمد. و گروهی از علمای ما، اجماع امامیه را بر عمل به محتوای این روایات نقل کردهاند.
جالب است که مرحوم شیخ هم آخرش گریزی به اجماع زدهاند.
علی ای حال، از معدود احادیثی است که به صراحت خیالمان را راحت میکند که آهن نجس نیست و نجس هم در روایات چه معنایی میتواند داشته باشد.
نکته آخر را هم عرض کنم و برویم سراغ روایت بعدی.
عبارت مرحوم شیخ حر ذیل این حدیث، یعنی عبارت «وَ لَمْ یؤْمَرْ بِتَطْهیرِ شَیءٍ مِنْ ذَلِکَ» را در بحث طهارت و نجاست، خیلی استفاده کردیم و برای ما معیار مهمی در تشخیص نجاسات بود.