حدیث 5581

5581- 1-[1] مُحَمَّدُ بْنُ یعْقوبَ عَنِ عَلی بْنِ إبْراهیمَ عَنِ أبیهِ عَنِ النَّوْفَلی عَنِ السَّکونی عَنْ أبی‌عَبْدِاللهِ ع قالَ: قالَ رَسولُ اللهِ ص لا یصَلّی الرَّجُلُ وَ فی یدِهِ خاتَمُ حَدیدٍ.
وَ رَواهُ الشَّیخُ بِإسْنادِهِ عَنْ عَلی بْنِ إبْراهیمَ[2]
وَ رَواهُ الصَّدوقُ فی الْعِلَلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الصَّفّارِ عَنْ إبْراهیمَ بْنِ هاشِمٍ عَنِ النَّوْفَلی مِثْلَهُ[3].
——————————
[1]– الکافی 3- 404- 35.
[2]– التهذیب 2- 227- 895.
[3]– علل الشرائع- 348- 2.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام معتبر درجه یک است.
ثقةالاسلام الکلینی این حدیث را از علی بن ابراهیم القمی از پدرش از حسین بن یزید النوفلی از اسماعیل بن مسلم السکونی روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
شیخ الطائفه هم این حدیث را به طریق خود به علی بن ابراهیم که معتبر درجه یک است، با باقی سند روایت کرده است.
شیخ صدوق هم شبیه این روایت را از محمد بن حسن بن احمد بن ولید از محمد بن حسن الصفار از ابراهیم بن هاشم، به باقی سند روایت کرده است.

در این حدیث از قول حضرت رسول الله، آمده است که رجل در حالی که انگشتر خاتم در دست دارد، نماز نمی‌خواند.
در این‌جا لازم است در مورد چند اصطلاح و نکته صحبت کنیم.
1. پیش از این، بارها گفته‌ایم که «رجل» در ادبیات عرب، در اصل باید به فرد معنا شود، مگر معلوم باشد که جنس مذکر، مورد نظر است. لذا این‌جا هم باید به فرد معنا می‌شود، مگر بعدا معلوم شود که جنس مذکر مورد نظر بوده است. در نتیجه این نهی از هر نوعی که باشد، هم مربوط به همه جنسیت‌ها و همه سنین است.
2. «حدید»، در اصطلاح به معنای آهن است. خوب است همین جا به اختصار عرض کنم که ما ذیل سوره حدید، بحث خوبی در این مورد داشتیم و خلاصه‌اش این بود که حدید، از ریشه «ح‌دد» است به معنای حدّ و مرز. حدید، بر وزن فعیل، گاهی صفت مشبهه است و گاهی صیغه مبالغه و معمولا از نظر لغوی به معنای چیزی است کارش حفظ حد و مرز است. به همین جهت به شمشیر هم که با آن حد و مرز را حفظ می‌کردند، حدید گفته‌اند و از آن‌جا که شمشیر هم از آهن بوده و هم تیز و برنده، در اصطلاح، برای این دو معنا هم استفاده شده است. علی ای حال! در این‌جا، به معنای آهن یا همان «Fe» است.
3. در این جمله خبری که جنبه انشایی دارد، عملا فرموده شده است که انسان در نماز از انگشتر آهن استفاده نکند که این آهن، هم می‌تواند در نگین انگشتر باشد و هم در رکاب آن.
4. حالا، اگر ما باشیم و فقط این روایت و قرینه دیگری نداشته باشیم که این انهی را به واسطه آن، حمل بر وجوب یا کراهت کنیم، باید به اصل مراجعه کنیم. اصل مشهور بین فقها این است که اوامر و نواهی، ظهور در وجوب و حرمت دارند، پس این نهی هم وجوبی می‌شود و استفاده از انگشتر آهنی در نماز ممنوع است. ولو مبطل هم نباشد، ممنوع و حرام است. اما اگر به اصل خودمان در اوامر و نواهی مراجعه کنیم، استفاده از انگشتر آهنی در نماز، ممنوع و حرام نیست، بلکه مکروه است. البته غیر از بعضی از اخباری‌ها و معدودی از اصولیون، کسی استفاده از انگشتر آهن را در نماز ممنوع ندانسته است که این یعنی خلاف قاعده عمل کرده‌اند. ظاهرا علت اصلی آن هم اجماع بوده است که برای ما معتبر نیست. تأکید می‌کنم، بعضی از اخباری‌ها، کما این‌که همین‌جا می‌بینیم که مرحوم شیخ حر، حرام نمی‌دانند.
5. حالا این‌که چرا منع شده است و فلسفه آن چیست را تا پایان این باب خواهیم فهمید.
6. نکته آخر این‌که این حدیث برای حالت نماز است و تعمیم آن به حالت عادی و غیر نماز، جای تأمل دارد.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه