حدیث تکمیلی 1 (5453)
5453- 6-[1] وَ فی الْخِصالِ عَنْ أحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْقَطّانِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلی الْعَسْکَری عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زَکَریا الْبَصْری عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمارَةَ عَنْ أبیهِ عَنْ جابِرٍ الْجُعْفی قالَ سَمِعْتُ أباجَعْفَرٍ ع یقولُ لَیسَ عَلَی النِّساءِ أذانٌ إلَی أنْ قالَ وَ یجوزُ لِلْمَرْأةِ لُبْسُ الدّیباجِ وَ الْحَریرِ فی غَیرِ صَلاةٍ وَ إحْرامٍ وَ حُرِّمَ ذَلِکَ عَلَی الرِّجالِ إلّا فی الْجِهادِ وَ یجوزُ أنْ تَتَخَتَّمَ بِالذَّهَبِ وَ تُصَلّی فیهِ وَ حُرِّمَ ذَلِکَ عَلَی الرِّجالِ إلّا فی الْجِهادِ.
——————————
[1]– الخصال- 588- 12 أورده بتمامه فی الحدیث 1 من الباب 123 من أبواب مقدمات النکاح.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام غیر معتبر است.
شیخ صدوق این حدیث را از احمد بن حسن القطان از حسن بن علی بن حسین العسکری یا السکری، از محمد بن زکریا بن الدینار البصری از جعفر بن محمد بن عماره از پدرش از جابر بن یزید الجعفی روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند، مگر سه نفر. حسن بن علی السکری و جعفر بن محمد بن عماره که هر چند از منظر بسیاری از رجالیون، مجهول هستند، اما بر مبنای ما توثیق درجه دو دارند. لیکن خود محمد بن عماره، بلاخلاف مجهول است.
در این حدیث غیر معتبر که مفصل هم هست و مرحوم شیخ حر فقط فرازی از آن نقل کردهاند، آمده است که بر زنان اذان نیست، تا آنجا که میفرمایند: «جایز است برای زنان لباس دیبا و حریر، البته در غیر نماز و احرام، در حالی که آن بر مردان حرام است، مگر در جهاد و بر زنان جایز است تختم به طلا و نماز در آن، در حالی که آن بر مردان حرام است، مگر در جهاد.»
این حدیث معتبر نیست و به کل و جزء آن نمیتوانیم استناد کنیم. البته کل حدیث را مرور کنید، مواردی از آن به قرینه قرآن یا روایات معتبر تأیید میشود که اینها نیازی به این روایت غیر معتبر ندارند، آنها هم مؤید خارجی ندارند، تکلیفشان روشن است. اما اگر کسی اخباری بود، یا به هر دلیلی میخواست به این روایت و از جمله این فراز آن اعتماد کند، خوب است درباره تختم بالذهب در جهاد تأمل کند، چرا که به وضوح معلوم است که «إلا فی الجهاد» در این روایت به تختم بالذهب بر میگردد و نَه چیز دیگری، پس استفاده از طلا در جهاد جایز میشود.