بحثی پیرامون وضوی ارتماسی

همان‌طور که ملاحظه فرمودید، ما هیچ روایت مستقیمی درباره وضوی ارتماسی نداشتیم. البته یکی دو روایت داریم که شاید بتوان برای این موضوع استفاده کرد.

این خودش نکته جالبی است که چرا در مورد بعضی موارد غیر مهم روایت داریم. حالا یا راوی سؤال کرده است، یا خود امام مطلبی فرموده‌اند، اما در مورد وضوی ارتماسی مطلبی نداریم. آیا صحت و شرایطش آن برایشان خیلی معلوم بوده است، یا عدم جواز آن چنان قطعی بوده است که سؤال و جوابی نشده است. شاید هم شده و به دست ما نرسیده است. یا احتمالات دیگری که ممکن است به ذهن شما برسد.

علی ای حال! باید ببینیم حکم وضوی ارتماسی چیست؟

وضوی ارتماسی می‌تواند انواع مختلفی داشته باشد. مثلا صورت و دست را زیر آب بگیرد، یا در آب فرو کند و بعد صورت و دست‌ها را دست بکشد یا این که وقتی صورت و دست را زیر آب گرفت، یا در آب فرو کرد و کاملا خیس شد، کفایت از دست کشیدن کند.

هر چند قرار ما خواندن متن سایر فقها نبود و فقط بدون ذکر نام، از ادله آن‌ها استفاده می‌کردیم تا کم‌تر تحت تأثیر نام و نشان آن‌ها باشیم و با استقلال بهتری موضوع را بررسی کنیم، اما این جا به پیش‌نهاد دوستان، متن مرحوم آقای فاضل را که شرح بر تحریرالوسیله امام است، از کتاب تفصیل الشریعة برایتان ترجمه می‌کنم و پیش می‌رویم.

 ایشان فرموده‌اند که «درباره صحت وضوی ارتماسی، علاوه بر ادعای اجماع بر آن، چنان‌که در کتاب البرهان و ظاهر جواهر آمده، اطلاقِ آیات قرآن و سایر ادله شستن بر آن دلالت دارد، چرا که بر اساس این ادله، آن‌چه واجب است، عنوان «شستن» است و همان‌طور که شستن با ریختن آب بر عضو محقق می‌شود، با فرو بردن آن در آب نیز حاصل می‌گردد، زیرا شستن چیزی جز چیره شدن و فرا گرفتنِ آب بر عضو نیست. اعتبار جریان آب در مفهوم شستن نیز، بر فرض که معتبر باشد، صرفاً برای آن است که آب با وصفِ جاری بودن به تمام اجزاء برسد، زیرا تنها احتمالی که در اعتبار جریان وجود دارد، همین نحو است. اما اعتبار جریان به گونه‌ای که آب از عضو جدا شده و بر زمین یا جزء دیگری جاری شود، اصلاً جای احتمال ندارد. بنابراین جریان به آن نحوی که احتمال اعتبارش می‌رود، با صحت وضوی ارتماسی منافاتی ندارد، چرا که این نحو از جریان در ارتماس نیز محقق است.» پایان فرمایش مرحوم فاضل.

از ادعای اجماع که بگذریم، تا این جا کاملا با ایشان موافق هستیم و آن چه در وضو مهم است، صدق شسته شدن صورت و دست‌ها و حداقل مسح سر و پاها در محدوده مشخص شده است، حالا به هر شکلی که می‌خواهد باشد، فرقی نمی‌کند.

ایشان در ادامه می‌فرایند: «گواه بر آن‌چه گفتیم، تصریح فقها، به پیروی از روایت است که قرار دادن عضو دارای جبیره در آب را تا جایی که آب به پوست برسد کافی دانسته‌اند، هرچند برخی عبارت‌ها ممکن است این توهم را ایجاد کند که فرو بردن عضو در آب کافی نیست، مگر در صورت تعذر باز کردن جبیره، با این استدلال که جریان معتبر در مفهوم غسل حاصل نمی‌شود، اما این سخن ضعیف و برخلاف فتاوا و نصوص است. دانستید که اعتبار جریان بر فرض اعتبار، تنها در مقابل مسح کردن به وسیله دست مرطوب است، در غیر این صورت، شکی در کفایت مجرد استیلای آب بر عضو بدون حرکت جریانی نیست، همان‌طور که قرار دادن یک قطره آب بر بخشی از عضو به گونه‌ای که از جای خود حرکت نکند، اما آن جزء را فرا بگیرد، کافی است. بر این اساس، مناقشه در وضوی ارتماسی از این جهت، سزاوار اعتنا نیست.» پایان فرمایش مرحوم فاضل.

البته وضوی جبیره، وضوی شرایط خاص است و تعمیم آن به شرایط عادی، جای تأمل دارد، هر چند ما نیازی به این گواه و قرینه نداریم و دانستیم که آن‌چه مهم است، صدق عرفی شسته شدن و مسح شدن است. نکته جالب در این چند سطری که از ابتدا تا این‌جا خواندیم، جایگاه فتوای و استدلال ایشان به آن است که انصافا منحصر به ایشان هم نیست و خیلی فقها، عملا این‌گونه هستند.

تا این‌جا، ایشان اصل وضوی اتماسی را اثبات کرده‌اند و ما هم موافق هستیم و خلاصه‌اش این‌که صدق شستن عرفی کفایت می‌کند و دلیلی بر لزوم دست‌کشیدن یا جریان‌دادن آب به هر شکلی نداریم.

اما قسمت دوم؛

ایشان در ادامه؛ متعرض جهت در شست و شوی دست در وضوی ارتماسی شده و می‌فرمایند: «اما درباره لزوم رعایت شستن از بالا به پایین، دلیل آن همان ادله‌ای است که پیش‌تر گذشت، لیکن در این‌جا باید ملاحظه کرد که آیا رعایت این ترتیب، تنها با نیت حاصل می‌شود یا رعایت عملی هم لازم است؟ به این صورت که مثلاً ابتدا آرنج در آب فرو رود و سپس بخش‌های پایین‌تر و به همین ترتیب. ظاهر امر، قول دوم است، زیرا ظاهر ادله‌ای که بر اعتبار ترتیب و رعایت از بالا به پایین دلالت دارند، رعایت در مقام عمل است. پس اگر کسی صورتش را برای خنک شدن بشوید و سپس بدون خشک کردن، نیت کند که همان رطوبت باقی‌مانده غسل وضو باشد، کافی نیست، بلکه باید دست را بر صورت بکشد به گونه‌ای که با حرکت دادن آب از محلی به محل دیگر، شستن دوباره‌ محقق شود. بنابراین در ارتماس، باید یکی از این دو راه صورت گیرد: یا فرو بردن در آب به صورت تدریجی از بالاترین نقطه عضو باشد و یا این‌که عضو فرو رفته در آب، به تدریج در زیر آب حرکت داده شود تا شستن اجزاء از بالا به پایین به صورت تدریجی حاصل گردد.» پایان فرمایش مرحوم فاضل.

از آن جایی که ایشان مانند مشهور، جهت بالا به پایین را در شستن دست‌ها لازم می‌دانند، این‌جا هم آن را لازم دانسته‌اند و وارد این موضوع شده‌اند که چگونه این ترتیب شستن از بالا به پایین محقق می‌شود، اما ما دانستیم که ادله این نظر، یعنی لزوم شستن از بالا به پایین، تمام نیست و اتفاقا ادله‌ای بر عدم اهمیت جهت شستن وجود دارد، لذا طبق آن‌چه برای ما معلوم شد، در این‌جا هم جهت شستن مهم نیست. به همین جهت هم وارد نقد و بررسی طرقی که ایشان برای شستن از بالا به پایین مطرح کرده‌اند، نمی‌شویم.

ایشان در ادامه متعرض نوعی دیگر از وضوی ارتماسی شده و می‌فرمایند: «از آن‌چه گفتیم، صحت وضو در صورتی که فرد با تمام بدن ارتماس کند، البته به نیت وضو نیز روشن می‌شود، البته به شرط رعایت ترتیب مذکور، یعنی حرکتی صورت گیرد که هم ترتیب میانِ اجزاءِ هر عضو و هم ترتیب میانِ خودِ اعضا حاصل شود که چه بسا بعداً به آن پرداخته شود.» پایان فرمایش مرحوم فاضل.

اگر خاطرتان باشد، ما هم به لزوم ترتیب در وضوی عادی رسیدیم، اما این‌جا چند سؤال پیش می‌آید. اول این‌که اگر  کسی با تمام بدن ارتماس کرد، آیا باز هم ترتیب لازم است و اگر بله، چگونه حاصل می‌شود؟ دیگر این‌که اگر کسی نظر به فتوای مشهور فقها داشته باشد که مسح و سر و پاها لازم است و نَه شستن آن‌ها، تازه مسح باید بر سر و پایی باشد که خیلی خیس نباشد، در ارتماس کل بدن تکلیفش چیست؟ نتیجه ارتماس کامل بدن، خیس شدن همه سر و پاها است. مرحوم آقای فاضل متوجه ترتیب برای وضوی ارتماسی کل بدن بوده‌اند، اما مطلبی در باب خشک بودن موضع سر و پا ندارند که جای سؤال است. نکته این‌جا است که وقتی ارتماس کل بدن بود، سر و پا هم خیس می‌شود و ایشان که نظر مشهور را در این زمینه پذیرفته‌اند، با این مسأله و موالات و غیر این‌ها چه می‌کنند؟

موضوع خشک بودن و سر و پا برای مسح را که بعدا و در مطلبی مستقل بررسی می‌کنیم، اما بحث ترتیب جدا است. اجازه بفرمایید این موضوع را هم به غسل ارتماسی و جایگاه نیت در آن واگذار کنیم، چرا که ارتماس همه بدن، شبیه غسل ارتماسی است و اگر الآن بخواهیم وارد آن شویم، بحث چندین جلسه‌ای که باید در جای خودش مطرح و بررسی شود.

ایشان در ادامه فرموده‌اند: «اما درباره ویژگی دست‌ها که در متن ذکر شد، مبنی بر این‌که باید هنگام بیرون کشیدن، قصد شستن کند، وجه آن همان است که در متن گفته شد، یعنی بدون این قصد، لازم می‌آید که مسح سر و پا با آب جدید انجام شود، در حالی که معتبر است مسح با باقیمانده آب وضو باشد. لیکن رعایت این نکته که در مسح معتبر است، لزوماً به این معنا نیست که نیت شستن فقط باید هنگام بیرون کشیدن باشد، بلکه اگر هم هنگام داخل کردن و هم هنگام بیرون کشیدن، قصد شستن کند نیز محقق می‌شود. نهایتاً به این نحو که قصدش از داخل کردن، همان شستنِ اولِ واجب باشد و قصدش از بیرون کشیدن، شستنِ دومِ مستحب باشد، بنا بر آن‌چه از استحباب شستن دوم در آینده خواهد آمد. هم‌چنین می‌توان ادعا کرد که وضو با هر دو حرکت محقق می‌شود، به این قصد که مجموع داخل کردن و بیرون کشیدن یک عمل واحد باشد، به گونه‌ای که عرفاً بیرون کشیدن، عملی جدا از داخل کردن به حساب نیاید. چنان‌که فهمِ عرفی نیز مؤید همین یک‌پارچه بودن عمل است و در این صورت قصد شستن در زمان داخل کردن، موجب نمی‌شود که آب روی دست، آب جدید تلقی شود، پس تامل کن. و چه بسا همین نکته، منشأ اشکال صاحب جامع المقاصد باشد که به اکتفا به قصد شستن، فقط هنگام بیرون کشیدن ایراد گرفته و معتقد است که عرفاً در عمل ارتماس، از سر گرفتن و جدا کردن عمل دوم صدق نمی‌کند. به هر حال، ملاک این است که شستن به گونه‌ای انجام شود که منجر به مسح با آب جدید نگردد.» پایان فرمایشات مرحوم فاضل در این مورد.

خب! ایشان چون مانند مشهور فقها، نظر بر این دارند که مسح سر و پاها، حتما باید با باقی‌مانده آب وضو باشد، مانند سایر فقهایی که به این مسأله پرداخته‌اند، گرفتار این مسائل شده‌اند، اما ما بر اساس روایات معتبر دانستیم که گرفتن آب جدید برای مسح سر و پاها ممنوعیتی ندارد، لذا گرفتار این مطالب هم نیستیم و فرد بعد از آن‌که دست چپ را هم از آب خارج کرد، یا مسح سر و پا را می‌کشد، یا از باب استحباب، آن‌ها را می‌شوید.

 

* جمع‌بندی این قسمت:

وضوی ارتماسی جزء به جزء، با رعایت ترتیبی که در آیه وضو آمده است، اشکالی ندارد، چه بعد از ارتماس، دست کشیده شود و چه بدون دست کشیدن، شستن حاصل شود. مسح سر و پا هم با همان آبی که بر دست‌ها هست، مشکلی ندارد. غمس یا همان فرو بردن سر و پا به جهت شستن آن‌ها به نیت وضو هم که بلااشکال می‌شود. فقط می‌ماند ارتماس کل بدن که گذاشتیم برای بحث غسل ارتماسی که روایاتی درباره آن داریم. هر چند تا این‌جا با توجه به روایت مطر، می‌توان گفت که اگر کل بدن، زیر باران، یا به هر نحو دیگری شسته شود، ولو ترتیب حفظ نشود که معمولا هم نمی‌شود، کفایت از وضو می‌کند.

نکته‌ای هم ذیل این بحث مطرح شد و پیش از این صحبت نکرده بودیم و آن این‌که آیا لزومی بر خشک بودن سر و پا برای مواضع مسح هست یا خیر که مستقلا بررسی می‌کنیم.

کلیدواژه‌ها:

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه