حدیث 1297و جمعبندی این باب (موقت)
1297- 1-[1] مُحَمَّدُ بْنُ یعْقوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یحْیی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ یعْنی الصَّفّارَ أنَّهُ کَتَبَ إلَی أبیمُحَمَّدٍ ع یجوزُ أنْ یغَسَّلَ الْمَیتُ وَ ماؤُهُ الَّذی یصَبُّ عَلَیهِ یدْخُلُ إلَی بِئْرِ کَنیفٍ أوِ الرَّجُلُ یتَوَضَّأُ وُضوءَ الصَّلاةِ ینْصَبُّ ماءُ وُضوئِهِ فی کَنیفٍ فَوَقَّعَ ع یکونُ ذَلِکَ فی بَلالیعَ.
وَ رَواهُ الشَّیخُ بِإسْنادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفّارِ[2].
——————————
[1]– الکافی 3- 150- 3 و أورده فی الحدیث 1 من الباب 29 من أبواب غسل المیت. و أورد صدره فی الحدیث 1 من الباب 27 من أبواب غسل المیت.
[2]– التهذیب 1- 431- 1378، لیس فیه ذکر الوضوء.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
ثقةالاسلام الکلینی این حدیث را از محمد بن یحیی العطار از محمد بن حسن الصفار روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در الفقیه به محمد بن حسن الصفار که معتبر درجه یک است، روایت کرده است.
* * *
علامه مجلسی: صحیح (مر). صحیح (مل).
در این حدیث آمده است که مرحوم صفار به ابومحمد، امام عسکری علیهالسلام نامه نوشت که آیا مجاز است میت را غسل داد و آبی که بر او ریخته میشود، در چاه کنیف ریخت؟ یا فردی برای نماز وضو بگیرد و آب وضویش را در کنیف بریزد. امام علیهالسلام هم در جواب مینویسند که آن باید در بلالیع ریخت.
اینجا باید ببینیم کنیف چیست و بلالیع چیست؟
کنیف در اصل به معنای پوشش است، لذا به کت یا لباسی که روی سایر لباسها پوشیده میشود، کنیف میگویند. گاهی به سپرهای بزرگ هم کنیف گفتهاند. به پوششهای پارچهای یا برگ و شاخه روی اتاقهای کوچک هم کنیف میگویند. یکی از معانی آن هم مستراح است، چرا که اطراف و بالای آن را میپوشاندند. در این حدیث، قاعدتا منظور همین مورد اخیر است. یعنی آیا مجاز است که آب غسل میت یا آب وضو در محلی که ادرار و مدفوع است، ریخته شود؟
اما بلالیع که جمع بالوعة یا بلوعة است. بالوعه یا بلوعه، چاهی بوده که برای جمعآمری آب باران میکندند و سرش را تنگ میگرفتند که چیز دیگری داخل آن نیافتند. علت نامگذاریش هم این بوده که آب را میبلعیده. از این آب، بسته به کیفیت آن، برای موارد مختلفی استفاده میشده است.
حالا معلوم میشود که امام علیهالسلام، ریختن آب غسل میت و آب وضو را در فاضلاب انسانی که عملا هدر دادن آب است، جایز نمیدانند و در عوض توصیه ایشان کاری است که به قول امروزیها، امکان بازیافت آن باشد.
با این توضیحات، تکلیف روشن است و انسان نباید آب را هدر بدهد و حتی الامکان باید کاری کند که این دست آبها، قابل استفاده مجدد باشد.
خاطرم هست یکی از بزرگان میفرمودند، قدیمیها، وضویشان را پای درختان و گیاهان میگرفتند و آب آن را پای آنها میریختند، اما ما آن را در فاضلاب میریزیم و بعد فاضلاب را که الآن آلودگیهای شیمیایی بدی هم دارد، پای درختان و گیاهان. اینها نکتههایی است که به نظر حقیر هم قابل تأمل است.
* جمعبندی این باب (موقت):
مکروه و بلکه گاهی حرام است که انسان آب تمیزی را که استفاده کرده است و هنوز تمیز است و قابل استفاده، به هر شکلی هدر دهد که از جمله اینها آب وضو است که آلوده نشده است.