حدیث 1266

1266- 1-[1] مُحَمَّدُ بْنُ یعْقوبَ عَنْ عَلی بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللهِ عَنْ إبْراهیمَ بْنِ إسْحاقَ الْأحْمَرِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلی الْوَشّاءِ قالَ: دَخَلْتُ عَلَی الرِّضا ع وَ بَینَ یدَیهِ إبْریقٌ یریدُ أنْ یتَهَیأ مِنْهُ لِلصَّلاةِ فَدَنَوْتُ مِنْهُ لِأصُبَّ عَلَیهِ فَأبَی ذَلِکَ فَقالَ مَهْ یا حَسَنُ- فَقُلْتُ لَهُ لِمَ تَنْهانی أنْ أصُبَّ عَلَی یدَیکَ تَکْرَهُ أنْ أُؤْجَرَ قالَ تُؤْجَرُ أنْتَ وَ أوزَرُ أنا فَقُلْتُ وَ کَیفَ ذَلِکَ فَقالَ أ ما سَمِعْتَ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ یقولُ فَمَنْ کانَ یرْجوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أحَداً[2]– وَ ها أنا ذا أتَوَضَّأُ لِلصَّلاةِ وَ هی الْعِبادَةُ فَأکْرَهُ أنْ یشْرَکَنی فیها أحَدٌ.
وَ رَواهُ الشَّیخُ بِإسْنادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یعْقوبَ مِثْلَهُ[3].
——————————
[1]– الکافی 3- 69- 1.
[2]– الکهف 18- 110.
[3]– التهذیب 1- 365- 1107.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام غیر معتبر است.
ثقةالاسلام الکلینی این حدیث را از علی بن محمد بن عبدالله ماجیلویه از ابراهیم بن اسحاق الاحمر از حسن بن علی الوشاء روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند، مگر ابراهیم بن اسحاق الاحمر که ضعیف در حدیث است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به ثقةالاسلام الکلینی که معتبر درجه یک است، به باقی سند الکافی روایت کرده است.
* * *
علامه مجلسی: ضعیف (مر). صحیح (مل).

حدیث معتبر نیست، اما یک بر متنش را مرور کنیم، چون بعدا کارش داریم.
در این حدیث ادعا شده است که حسن بن علی الوشاء خدمت امام رضا علیه‌السلام وارد شد و پیش روی ایشان ابریقی بود که می‌خواستند با آن برای نماز آماده شوند. راوی نزدیک می‌شود که آب برای ایشان بریزد. اما حضرت ابا فرمودند و گفتند که دست نگه دار. راوی سؤال می‌کند که چرا اجازه نمی‌دهید آب بریزم؟ آیا کراهت دارید اجری ببرم؟ امام علیه‌السلام هم در پاسخ می‌فرمایند که تو اجر ببری و «وِزرش» با من باشد؟ راوی سؤال می‌کند چطور؟ و ایشان آیه 110 سوره کهف را می‌خوانند که «پس کسی که امید داشته باشد لقای پروردگارش را، پس عمل می‌کند عملی نیکو و شریک نمی‌گرداند به بندگی پروردگارش احدی را.» و بعد ادامه می‌دهند که من برای نماز وضو می‌گیرم و آن عبادت است و کراهت دارم که کسی را در آن شریک گردانم.
«وِزر» به معنای سنگینی است و گاهی هم معنای گناه می‌دهد. اگر کسی این روایت را معتبر بداند، باید ببیند «وزر» کدام است؟ گناه یا کراهت شدید. ممکن است کسی به واسطه مشتقات کراهت که در روایت آمده، وزر را نشان از کراهت بداند. شاید هم کسی وزر را گناه بداند و کراهت‌های این روایت را کراهت روحی و نَه فقهی. یعنی امام علیه‌السلام بدشان می‌آید گناه کنند. اما نکته مهم برای ما این است که این حدیث معتبر نیست و ما نمی‌توانیم به آن استناد کنیم و لذا این بحث‌ها هم اهمیت خاصی ندارد.
این را هم اضافه کنم که عبارت قرآنی «لا یشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أحَداً» مربوط به خلوص نیت است و آن‌چه در این روایت به آن استناد شده، انصافا غریب است و چه بسا حدیث را مظنون به جعل کند. به هر حال! معتبر نیست و از این قسمتش هم می‌گذریم. در ضمن این را هم یادآور شوم از آن‌جایی که معمولا مفسرین و محدثین از این آیه برداشت شرک کرده‌اند و شرک حرام است، بعضا نظر به حرمت آب ریختن برای وضو پیدا کرده‌اند.
نکته آخر این‌که اگر این دست موارد را شرک در عبادت بدانیم، آن وقت با «تعاونوا علی البر و التقوی» به مشکل می‌خوریم و بالاخره باید یکی را توجیه کرد. باز هم یادآوری می‌کنم که چون حدیث معتبر نیست، از این حرف‌ها هم می‌گذریم.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه