حدیث 1241

1241- 2-[1] وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أصْحابِنا عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلی بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ أبی‌الْعَلاءِ قالَ: سَألْتُ أباعَبْدِاللهِ ع عَنِ الْخاتَمِ إذا اغْتَسَلْتُ قالَ حَوِّلْهُ مِنْ مَکانِهِ وَ قالَ فی الْوُضوءِ تُدیرُهُ فَإنْ نَسیتَ حَتَّی تَقومَ فی الصَّلاةِ فَلا آمُرُکَ أنْ تُعیدَ الصَّلاةَ.
——————————
[1]– الکافی 3- 45- 14.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام معتبر درجه یک است.
ثقةالاسلام الکلینی این حدیث را از عدة من اصحابنا از احمد بن محمد بن عیسی الاشعری از علی بن حکم از حسین بن ابی‌العلاء روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
* * *
مجلسی اول: حسن (رو).

در این حدیث، حسین بن ابی‌العلاء، از امام صادق علیه‌السلام درباره انگشتر هنگام غسل سؤال می‌کند. امام هم می‌فرمایند که آن را از مکانش جابه‌جا کن. این قسمت که درباره غسل است و ما فعلا کاری به آن نداریم.
اما در قسمت دوم، امام علیه‌السلام خیلی واضح می‌فرمایند که در وضو آن را بچرخان، اما اگر فراموش کردی و به نماز ایستادی، پس تو را امر نمی‌کنم که نمازت را اعاده کنی.
خوب دقت بفرمایید! اگر وضو خراب بود، باید دستور به اعاده نماز داده می‌شد، چرا که دانستیم نماز بی‌وضو، نَه تنها باطل است که اگر حرام نباشد، بسیار بسیار مکروه است و مگر می‌شود امام علیه‌السلام چنین دستوری بدهند و نماز باطلی را تأیید کنند. این‌ها را در باب دوم و سوم بررسی کردیم. پس چرخاندن انگشتر مستحب است، البته احتمالا مستحب مؤکد.
حالا، ممکن است کسی بگوید که شاید آب زیر آن رفته و چون این احتمال وجود دارد، امام دستور به اعاده نماز نداده‌اند. این فرمایش، نَه تنها خالی از وجه نیست، بلکه بی‌ربط هم نیست، اما سؤال این‌جا است که در این صورت، آیا امام علیه‌السلام نباید تفصیل قائل می‌شدند که اگر اطمینان داری، آب زیر آن نرفته است، وضو و نماز را اعاده کن، اما اگر شک داری، توجه نکن، نَه این که ین گونه مطلق بیان کنند. در ضمن برداشت من از عبارت «فَلا آمُرُکَ أنْ تُعیدَ الصَّلاةَ»، این است که من به تو امر نمی‌کنم نمازت را اعاده کنی، اما اگر خودت خواستی بکن، در حالی که می‌دانیم اگر صرفا پای شک و تردید به میان بود، اصلا نیازی به اعاده نبود.
در ضمن فراموش نکنیم که قاعدتا حساسیت ما روی خیس شدن پوست در وضو، ناشی از آموزه‌های دوران کودکی تا کنون است، اما دیدیم نَه تنها دلیلی بر خسین شدن پوست مواضع غسل در وضئ نداشتیم که اتفاقا روایات واضحی داشتیم که در مواردی که نَه ضرورت بودند و نَه اضطرار و مانند این‌ها، باز هم خیس شدن دست، غیر لازم شمرده شده بود.
حالا، ممکن است کسی بگوید، شاید امام گفته است و راوی‌ها جا انداخته‌اند. نمی‌خواهم بگویم این شاید، قطعا غیر ممکن است، خیر، اما این شاید و اما و اگرها، در صورتی در فقه مهم است که بتواند پای احتمالی را وسط بکشد که استدلال را به حکم «إذا جاء الإحتمال، بطل الإستدلال» باطل کند‌ و نَه یک احتمال ضعیف که ممکن است در هر جایی مطرح باشد. از این دست احتمالات در آیات قرآن و روایات بسیاری می‌توانمطرح کرد، اما دانستیم که هر احتمالی را نباید جدی گرفت، مگر برای فردی، ایجاد ظن کند و به خاطر آن نوبت «إذا جاء الإحتمال، بطل الإستدلال» برسد. حالا شما ببینید این احتمال برایتان جدی است یا خیر و بر همان اساس عمل کنید.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه