چرا این بحث و این کتاب

و اما مقدمه آخر، چرا این بحث و این کتاب؟

بنده و عموم مخاطبان بنده، باورمندان به فردی هستیم که در نیمه‌های قرن سوم هجری، فرزند امام یازدهم ما علیه‌السلام است  و بیش از هزاره‌ای است که با کیفیتی که به طور دقیق بر ما معلوم نیست، به نوعی در حیات دنیوی است و روزی قیام خواهد کرد و سعی می‌کنیم، یا حداقل ادعا داریم از منتظران او هستیم و هر چند زمان ظهور او را نمی‌دانیم و به هیچ شکلی هم وقت‌گذاری نمی‌کنیم، اما چشم امید داریم که هر چه زودتر محقق شود. در مورد مفهوم «وقاتون»، ذیل حدیثی به زودی صحبت خواهیم کرد.

از طرف دیگر در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که مثل بعضی دوره‌های قبل، افراد مختلفی، از علما گرفته تا مدعیان علم، وقایع منطقه و جهان را به وقایعی که تصور می‌کنند مربوط به امام عصر علیه‌السلام زمان ظهور ایشان است، نسبت می دهند. بعضی از دوستان در جریان هستند که تابستان امسال، چند جلسه نسبتا طولانی را با محوریت بخش «الیهود و دورهم فی عصر الظهور» کتاب «عصر الظهور» مرحوم آقای کورانی داشتیم و مطالب ایشان را در این بخش، کلمه به کلمه و عبارت به عبارت مرور کردیم.

این دو موضوع انگیزه‌ای شد تا جلسه‌ای را درباره موضوع مهدویت از سر بگیریم.

از طرفی، از آن‌جایی که بحث تفسیری قبلی تمام شده بود و می‌خواستیم هم چنان با مباحثات قرآنی را هم داشته باشیم، قرار شد جلسه‌ای را که سال 98 شروع کرده بودیم و متأسفانه نیمه کاره رها شده بود، بعد از چند سال مجددا از سر بگیریم، تا هم در کنار قرآن باشیم و هم موضوع مهدویت را داشته باشیم.

این‌گونه هم با بعضی آیات قرآن، بیش‌تر مأنوس خواهیم بود و هم ویژگی‌ها، وقایع و معارف مربوط به امام عصر علیه‌السلام را مورد بررسی قرار خواهیم داد تا ببینیم کدام‌ها معتبر است و کدام‌ها غیر معتبر و روی کدام‌ها باید کمابیش حساب باز کنیم و کدام‌ها را لازم نیست، حساب خاصی روی آن باز کنیم.

به هر حال! ما إن شاء الله منتظر ایشان هستیم و باید ضمن دانستن ویژگی‌ها و وظایف منتظران و خیلی مطالب مهم دیگر که خوش‌بختانه افراد مختلفی به آن پرداخته‌اند، این دست اطلاعات خود را هم زیاد کنیم و منطقه و دنیا را هم با دقت رصد کنیم، تا نَه از مهدی حقیقی وا بمانیم و نَه گرفتار مدعیان دروغین شویم.

یکی از مشکلات بسیاری از ما این است که منتظر امام موعودی هستیم که موافق طبع و میل باشد. باورهای ما را در امور مذهبی و سیاسی تأیید کند و مخالفان ما را بکوبد و اگر کسی بیاید که نشانه های موعود را هم داشته باشد، اما ما را و حزب و نحله ما را تأیید نکند، او را تکذیب می‌کنیم و چه بسا در مقابلش می‌ایستیم و از سر جنگ با او در خواهیم آمد. یعنی عملا خود را و باورهای خود را معیار تشخیص حق از باطل قرار داده‌ایم و هر چند بطلان این امر، واضح است، اما بدون تعارف، در عمل بسیاری از ما چنین هستیم.

یکی از اهداف بنده در این سلسله مباحثات این است که با محوریت کلام الله، باورهایمان را بر اساس روایاتی که انتسابشان به معصومین علیهم‌السلام معتبر است، اصلاح و بازسازی کنیم و اگر می‌بینیم باوری نادرست است، آن را کنار بگذاریم، ولو ده‌ها سال از زندگی خود را بر اساس آن گذرانده باشیم و با آن خو گرفته باشیم، تا مبادا از مصادیق افرادی باشیم که وقتی الله تعالی آن‌ها را به تبعیت از ما انزل الله دعوت می‌کند، گفتند: «بَلْ نَتَّبِعُ ما ألْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا» و حتی ادعا کنیم که «وَ اللهُ أمَرَنا بِها» و نهایت حرفمان این باشد که «رَبَّنا إنّا أطَعْنا سادَتَنا وَ کُبرَاءَنا فَأضَلّونا السَّبیلا» و حسرت بخوریم که «یالَیْتَنا أطَعْنا اللهَ وَ أطَعْنا الرَّسولا». پس بیاییم تلاش کنیم در حد وسع خود، باورهای درونی و اعمال و رفتار خود را بر اساس اطاعت از الله و رسولش بسازیم، به امید آن که مورد رحمت او قرار گیریم. و السلام علی من اتبع الهدی.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه