حدیث 1237 و جمعبندی این باب (موقت)
1237- 11-[1] مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعودٍ الْعَیاشی فی تَفْسیرِهِ عَنْ إسْحاقَ بْنِ عَبْدِاللهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلی بْنِ الْحُسَینِ ع عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زَیدٍ عَنْ أبیهِ عَنْ عَلی بْنِ أبیطالِبٍ قالَ: سَألْتُ رَسولَ اللهِ ص عَنِ الْجَبائِرِ تَکونُ عَلَی الْکَسیرِ کَیفَ یتَوَضَّأُ صاحِبُها وَ کَیفَ یغْتَسِلُ إذا أجْنَبَ قالَ یجْزیهِ الْمَسْحُ عَلَیها فی الْجَنابَةِ وَ الْوُضوءِ قُلْتُ فَإنْ کانَ فی بَرْدٍ یخافُ عَلَی نَفْسِهِ إذا أفْرَغَ الْماءَ عَلَی جَسَدِهِ فَقَرَأ رَسولُ اللهِ ص وَ لا تَقْتُلوا أنْفُسَکُمْ إنَّ اللهَ کانَ بِکُمْ رَحیماً[2].
——————————
[1]– تفسیر العیاشی 1- 236- 102.
[2]– النساء 4- 29.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام غیر معتبر است.
محمد بن مسعود العیاشی این حدیث را به صورت مرسل از اسحاق بن عبدالله بن محمد بن علی بن حسین علیهالسلام از احتمالا حسن بن زید بن حسن المجتبی از پدرش از امیر مؤمنان روایت کرده است که خود مرحوم العیاشی از ثقات مشروط است و سایرین همه مجهول هستند.
نکته اینجا است که زید در اینجا، با زید الشهید فرق دارد.
البته ممکن است حسین بن زید عن أبیه درست باشد که باز هم در اعتبار حدیث تفاوتی ندارد، زیرا حدیث مرسل است.
حدیث هم در مورد وضو است و هم درباره غسل، اما از آنجایی که مرسل است، از آن میگذریم.
* جمعبندی این باب (موقت):
معلوم شد که:
1. اگر مواضع شستن در وضو، به هر شکلی آسیب دیده بود و لازم بود به هر شکلی روی آن پوشیده شود و برداشتن آن هم ضرر داشت، یا حتی ترس از ضرر بود، یا امکانش نبود و قس علی هذا، باید از برداشتن آن خودداری کرد و بهتر است که روی آن را مسح کند، هر چند لزومی ندارد.
2. این پوشش ممکن است گچ، پارچه یا حتی دارو و ضماد و اینجور چیزها باشد و فرقی نمیکند.
3. اگر این پوشش به گونهای است که آب به آن نفوذ میکند و برای زخم و آسیب هم ضرری ندارد، بهتر است که قسمت پوشیده شده را در آب قرار دهیم، تا آب به پوست برسد، اما لزومی ندارد.
4. اگر برداشتن این پوشش، حالا از هر نوعی که هست، مقدور است و ضرری هم از آب یا برداشتن، متوجه فرد نیست و ترسی هم ندارد، لازم است بردارد و دست را بشوید و نهایتا از شستن خود زخم معاف است، ولی باید تا اطراف آن را که ضرری ندارد، بشوید.
5. از باب تنقیح مناط، میتوان این احکام را به مسح هم تعمیم داد، اما نکته در ایناست که دانستیم مسح اندکی از مقدم سر یا روی پا، بین نوک یکی از انگشتان، تا کعبین، کافی است، لذا شاید این احکام در مورد مواضع مسح، کمتر به کار آید، مگر جایی که همه مقدم سر، یا روی پا را جباره فرا گرفته باشد.