حدیث 1231
1231- 5-[1] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإسْنادِهِ عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبوبٍ عَنْ عَلی بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِباطٍ عَنْ عَبْدِالْأعْلَی مَوْلَی آلِ سامٍ قالَ: قُلْتُ لِأبیعَبْدِاللهِ ع عَثَرْتُ فَانْقَطَعَ ظُفُری فَجَعَلْتُ عَلَی إصْبَعی مَرارَةً- فَکَیفَ أصْنَعُ بِالْوُضوءِ قالَ یعْرَفُ هَذا وَ أشْباهُهُ مِنْ کِتابِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ قالَ اللهُ تَعالَی ما جَعَلَ عَلَیکُمْ فی الدّینِ مِنْ حَرَجٍ[2] امْسَحْ عَلَیهِ.
وَ رَواهُ الْکُلَینی عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أصْحابِنا عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ مِثْلَهُ[3].
——————————
[1]– التهذیب 1- 363- 1097، و الاستبصار 1- 77- 240.
[2]– الحجّ 22- 78.
[3]– الکافی 3- 33- 4.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به احمد بن محمد بن عیسی الاشعری که معتبر درجه یک است، از حسن بن محبوب از علی بن حسن بن رباط از عبدالاعلی بن اعین روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
ثقةالاسلام الکلینی شبیه این حدیث را از عدی من اصحابنا از احمد بن محمد بن عیسی الاشعری به باقی سند روایت کرده است.
* * *
علامه مجلسی: حسن (مر). حسن (مل).
در این حدیث از امام صادق علیهالسلام سؤال میشود که پایم لغزید و ناخمهایم قطع شد. به همین جهت بر انگشتم مرارهای گذاشتم. مراره در لغت به معنای تلخی است، اما در اصطلاح به معنای دارو هم هست. حالا با این وضعیت چگونه وضو بگیرم. امام علیهالسلام هم در جواب میفرمایند که این و مانند این از کتاب الله عز و جل شناخته میشود. آنجا که میفرمید: «ما جَعَلَ عَلَیکُمْ فی الدّینِ مِنْ حَرَجٍ». یعنی ما در دین برای شما سختی قرار ندادیم. بعد هم میفرمایند که بر روی آن مسح کن.
تنها مطلب خاص این روایت، نسبت به روایت قبل، استناد امام به آیه شریفه است که معلوم میشود علت این معافیتها چیست. علی ای حال! مصداق دیگر جباره هم شناخته میشود که دارو و پماد است که صلاح نیست، برداشته شود. مسح روی آن هم دیدیم لزومی نیست و نهایتا از باب توصیه است.