حدیث 1226 و جمعبندی این باب (موقت)
1226- 20-[1] مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمانِ الْمُفیدُ فی الْإرْشادِ عَنْ مُخَوَّلِ بْنِ إبْراهیمَ عَنْ قَیسِ بْنِ الرَّبیعِ (الأسدی) قالَ سَألْتُ أباإسْحاقَ عَنِ الْمَسْحِ یعْنی الْمَسْحَ عَلَی الْخُفَّینِ فَقالَ أدْرَکْتُ النّاسَ یمْسَحونَ حَتَّی لَقیتُ رَجُلاً مِنْ بَنی هاشِمٍ- لَمْ أرَ مِثْلَهُ قَطُّ یقالُ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلی بْنِ الْحُسَینِ ع- فَسَألْتُهُ عَنِ الْمَسْحِ فَنَهانی عَنْهُ وَ قالَ لَمْ یکُنْ عَلی أمیرُالْمُؤْمِنینَ ع یمْسَحُ (عَلَی الْخُفَّینِ) [2] وَ کانَ یقولُ سَبَقَ الْکِتابُ الْمَسْحَ عَلَی الْخُفَّینِ قالَ فَما مَسَحْتُ مُنْذُ نَهانی عَنْهُ.
أقولُ: وَ الْأحادیثُ فی ذَلِکَ کَثیرَةٌ وَ فی أحادیثِ کَیفیةِ الْوُضوءِ وَ غَیرِها مِمّا مَضَی[3] وَ یأْتی دَلالَةٌ عَلَی ذَلِکَ[4] وَ فی أحادیثِ التَّقیةِ وَ الضَّرورَةِ الْآتیةِ[5] عُمومٌ شامِلٌ لِمَسْحِ الْخُفَّینِ مَعَ النَّصِّ الْخاصِّ السّابِقِ.
——————————
[1]– إرشاد المفید 263.
[2]– لیس فی المصدر.
[3]– تقدم فی الحدیث 18 من الباب 15 و فی الحدیث 25 من الباب 31 من أبواب الوضوء.
[4]– یأتی فی الحدیث 2 من الباب 33 من أبواب صلاة الجمعة و فی الحدیث 6 من الباب 29 من أبواب المستحقین للزکاة و فی الحدیث 5 من الباب 3 من أبواب أقسام الحجّ.
[5]– و فی الحدیث 3، 5 من الباب 25 من أبواب الأمر بالمعروف.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام غیر معتبر است.
شیخ مفید این حدیث را به صورت مرسل از مخول بن ابراهیم النهدی از قیس بن ربیع الاسدی از ابواسحاق الربیعی روایت کرده است که مخول بن ابراهیم و قیس بن ربیع از ثقات درجه دو و نفر آخر از ثقات درجه یک است، اما حدیث مرسل است.
حدیث مرسل است و بیشتر شبیه گزارش تاریخی است. علی ای حال متن را یک بیار مرور کنیم و اگر خواستید خودتان تحلیلش کنیم.
قیس بن ربیع از ابواسحاق السبیعی درباره مسح سؤال میکند، یعنی مسح بر خفین. ابواسحاق هم میگوید که مردم را یافتم که مسح میکنند، تا اینکه فردی از بنی هاشم را ملاقات کردم که هرگز مانند او را ندیده بودم و به او محمد بن علی بن حسین میگفتند. پس از ایشان درباره مسح سؤال کردم و فرمودند که امیر مؤمنان، علی علیهالسلام بر خفین مسح نمیکرد و میفرمود که کتاب بر مسح بر خفین تقدم دارد. بعد راوی ادامه میدهد که من هم از زمانی نهیم کرد، مسح نکردم.
* جمعبندی این باب (موقت):
جمعبندی بحث خیلی روان و ساده است. مسح پا باید به گونهای باشد که بخشی از روی خود پا، تا کعبین مسح شود و اگر همه روی پا پوشیده باشد، مسح بر آن قبول نیست. حالا اگر کسی خفینی به پا داشت و شست و شوی این خفین موجب شد که پا هم شسته شود، بر مبنای آنچه ما، پیش از این به آن رسیدیم، بلامانع است.