حدیث 1221

1221- 15-[1] قالَ: وَ لَمْ یعْرَفْ لِلنَّبی ص خُفٌّ إلّا خُفّاً أهْداهُ لَهُ النَّجاشی- وَ کانَ مَوْضِعُ ظَهْرِ الْقَدَمَینِ مِنْهُ مَشْقوقاً فَمَسَحَ النَّبی ص عَلَی رِجْلَیهِ وَ عَلَیهِ خُفّاهُ فَقالَ النّاسُ إنَّهُ مَسَحَ عَلَی خُفَّیهِ.
عَلَی أنَّ الْحَدیثَ فی ذَلِکَ غَیرُ صَحیحِ الْإسْنادِ.
——————————
[1]– الفقیه 1- 48- 97 فی ضمن الحدیث.
[1]– ؟؟؟

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام غیر معتبر است.
شیخ صدوق این حدیث را در الفقیه به صورت مرسل نقل کرده است که مرسلات ایشان هم از قاعده کلی مرسلات خارج نیست. (مرسلات کتب اربعه)

این روایت هم معتبر نیست، لذا فقط معنا می‌کنم و یک نکته هم عرض می‌کنم و اگر خواستید خودتان مباحثه کنید. گفته شده که برای نبی مکرم اسلام، خفی به جز خفی که نجاشی به ایشان اهدا کرده بود، شناخته نشده است که روی آن شکاف داشت. پس نبی مکرم در حالی که این خف را به پا داشتند، روی پایشان را مسح می‌کردند و مردم تصور می‌کردند که بر خفینش مسح می‌کند.
متن این حدیث به شواهد خارجیه، نَه تنها تأیید نمی‌شود، بلکه شواهدی بر خلاف آن وجود دارد.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه