حدیث 1212

1212- 6-[1] وَ عَنْهُ عَنْ حَمّادٍ عَنْ حَریزٍ عَنْ زُرارَةَ عَنْ أبی‌جَعْفَرٍ ع قالَ سَمِعْتُهُ یقولُ جَمَعَ عُمَرُ بْنُ الْخَطّابِ أصْحابَ النَّبی ص وَ فیهِمْ عَلی ع- فَقالَ ما تَقولونَ فی الْمَسْحِ عَلَی الْخُفَّینِ فَقامَ الْمُغیرَةُ بْنُ شُعْبَةَ فَقالَ رَأیتُ رَسولَ اللهِ ص- یمْسَحُ عَلَی الْخُفَّینِ فَقالَ عَلی ع قَبْلَ الْمائِدَةِ أوْ بَعْدَها فَقالَ لا أدْری فَقالَ عَلی ع سَبَقَ الْکِتابُ الْخُفَّینِ إنَّما أُنْزِلَتِ الْمائِدَةُ قَبْلَ أنْ یقْبَضَ بِشَهْرَینِ أوْ ثَلاثَةٍ.
——————————
[1]– التهذیب 1- 361- 1091.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به حسین بن سعید الاهوازی که معتبر درجه یک است، از حماد بن عیسی از حریز بن عبدالله از زراره بن اعین روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
* * *
علامه مجلسی: صحیح (مل).

این حدیث هم نکات جالبی را مشخص می‌کند. ابتدا حدیث را مرور کنیم تا به نکاتش برسیم. امام باقر علیه‌السلام فرمودند که عمر بن خطاب، اصحاب رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله را در حالی که علی علیه‌السلام هم بین ایشان بود، جمع کرد و نظر آن‌ها را درباره مسح بر خفین پرسید. مغیرة بن شعبه گفت که دیده است رسول الله بر خفین مسح می‌کرده است. پس امام علی فرمودند که قبل از مائده بوده یا بعد آن؟ مغیره هم می‌گوید که نمی‌دانم. پس امام علیه‌السلام فرمودند که کتاب بر خفین تقدم دارد و این است و جز این نیست که مائده، دو یا سه ماه قبل از قبض روح ایشان نازل شد.
از همین آخر شروع کنیم، معلوم می‌شود که آیه شش سوره مائده، جزء آخرین آیات نازل شده بر نبی مکرم است. همین‌طور معلوم می‌شود، با این‌که وضو وجود داشته و بنا بر شواهد و قرائن، به همین روال هم بوده است، اما دستور و تعلیم نبی مکرم از باب وحی غیر قرآنی بوده است و آیه وضو، در اواخر عمر ایشان نازل شده است. سوم این‌که حضرت رسول الله، تا پیش از نزول آیه، مسح بر خفین هم داشته‌اند و این مدت، بیش از دو دهه بوده است. این‌جا است که نظر جمع زیادی از اهل تسنن درباره جواز مسح بر خفین قابل درک می‌شود. این‌ها گزارش‌های متعددی بر مسح نبی مکرم بر خفین ندارند، اما یا نمی‌دانند که آیه وضو در اواخر عمر ایشان نازل شده، یا نمی‌دانند از باب ناسخ بوده است. چهارم این‌که معنای «سَبَقَ الْکِتابُ الْخُفَّینِ» که در این روایت داشتیم و پیش از این هم داشتیم و بعد از این هم داریم، به وضوح معلوم می‌شود و براشت حقیر می‌شود که آیه وضو، نسخ حکم قبلی است، یعنی از زمان نزول آیه وضو، لازم شده است که بر خود رجلین مسح شود و مسح بر خفین جایز نیست. البته موارد خاص و استثنایی که قبلا داشتیم، حسابش جدا است.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه