حدیث 1210
1210- 4-[1] وَ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلی عَنْ سَماعَةَ بْنِ مِهْرانَ عَنِ الْکَلْبی النَّسّابَةِ عَنِ الصّادِقِ ع فی حَدیثٍ قالَ: قُلْتُ لَهُ ما تَقولُ فی الْمَسْحِ عَلَی الْخُفَّینِ فَتَبَسَّمَ ثُمَّ قالَ إذا کانَ یوْمُ الْقیامَةِ- وَ رَدَّ اللهُ کُلَّ شَیءٍ إلَی شَیئِهِ وَ رَدَّ الْجِلْدَ إلَی الْغَنَمِ فَتَرَی أصْحابَ الْمَسْحِ أینَ یذْهَبُ وُضوؤُهُمْ.
——————————
[1]– الکافی 1- 348- 6.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام غیر معتبر است.
ثقةالاسلام الکلینی این حدیث را از حسین بن محمد بن عامر از معلی بن محمد از محمد بن علی، ابوسمینه از سماعه بن مهران از محمد بن سائب الکلبی النسابه روایت کرده است که نفر اول و دو نفر آخر از ثقات درجه یک هستند، مگر دو نفر، یکی معلی بن محمد که مضطرب الحدیث است و دیگری ابوسمینه که بسیار ضعیف است.
* * *
علامه مجلسی: ضعیف علی المشهور (مر).
انتساب این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر نیست، اما متنش را مرور کنیم و نکتهای هم عرض کنم و برویم سراغ روایت بعدی.
در این حدیث آمده است که راوی از امام صادق علیهالسلام درباره مسح بر خفین سؤال میکند. امام هم لبخندی میزنند و میفرمایند که چون زمان فرا رسد و الله هر چیزی را بر چیز خودش برگرداند و پوست را به گوسفند، میبینی که اصحاب مسح، وضویشان کجا رفته است.
اگر کسی این روایت را معتبر بداند، اولا ممکن است دلیل بر حرمت نباشد و نوعی قباحت را بیان کند. دیگر اینکه اگر خفین، از جنسی غیر از پوست گوسفند و گاو و شتر و مانند اینها بود، مثلا از الیاف طبیعی بود و حتی مصنوعی بود، تکلیف چیست؟
علی ای حال چون انتساب روایت معتبر نیست، از آن میگذریم.