حدیث 1206 و جمع‌بندی این باب (موقت)

1206- 5-[1] عَلی بْنُ جَعْفَرٍ فی کِتابِهِ عَنْ أخیهِ ع قالَ: سَألْتُهُ عَنِ الْمَرْأةِ هَلْ یصْلُحُ لَها أنْ تَمْسَحَ عَلَی الْخِمارِ قالَ لا یصْلُحُ حَتَّی تَمْسَحَ عَلَی رَأْسِها.
أقولُ: وَ یأْتی ما یدُلُّ عَلَی حُکْمِ الْعِمامَةِ[2] وَ تَقَدَّمَ ما یدُلُّ عَلَی الْمَقْصودِ فی کَیفیةِ الْوُضوءِ[3].
——————————
[1]– مسائل علی بن جعفر 110- 22.
[2]– یأتی فی الحدیث 8، 9 من الباب 38 من أبواب الوضوء.
[3]– تقدم فی الباب 15 و 16 و 21 و 22 من هذه الأبواب.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام غیر معتبر است.
این حدیث در کتاب علی بن جعفر العریضی است که انتساب این کتاب به ایشان معتبر نیست.

می‌بینیم که انتساب این سؤال جواب، به علی بن جعفر و امام کاظم علیه‌السلام معتبر نیست و از آن می‌گذریم.
 
* جمع‌بندی این باب (موقت):
جمع‌بندی که تا این‌جا داریم این می‌شود که اگر مانعی روی دست یا سر باشد، به گونه‌ای که وقتی شستن یا مسح کشیدن روی آن انجام می‌شود، عرفا بپذیرد که صدق شستن دست یا مسح سر شده است، منعی ندارد. حالا این مانع و لایه می‌خواهد حنا باشد، یا هر چیز طبیعی و مصنوعی دیگری، حتی چیزهایی مانند لاک دارویی یا تزیینی. مهم این است که صدق شستن و مسح کردن کند که این موافقت با آیه کریمه هم هست و قید لزوم شسته‌شدن پوست دست یا مسح شدن پوست سر، به دو دلیل قابل قبول نیست. اول این‌که هر قیدی که در متن نباشد، دلیل می‌خواهد و دیگر این‌که نَه تنها دلیلی بر این قید نیست، بلکه اتفاقا بر عدم این قید تصریح واضح شده است، البته اگر اجماع و شهرت و مانند این ها اجازه بدهد که آقایان این مطلب را بپذیرند.
در مورد شستن وجه و مسح پا هم قاعدتا همین حکم جاری است و حتی از عبارت «لا بَأْسَ بِأنْ یمْسَحَ رَأْسَهُ وَ الْحِنّاءُ عَلَیهِ»، به راحتی می‌توان تنقیح مناط کرد.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه