حدیث 1192

1192- 7-[1] وَ بِإسْنادِهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ موسَی بْنِ الْقاسِمِ وَ أبی‌قَتادَةَ عَنْ عَلی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أخیهِ موسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قالَ: سَألْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَوَضَّأ وَ نَسی غَسْلَ یسارِهِ فَقالَ یغْسِلُ یسارَهُ وَحْدَها وَ لا یعیدُ وُضوءَ شَیءٍ غَیرِها.
وَ رَواهُ الْحِمْیری فی قُرْبِ الْإسْنادِ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ جَدِّهِ عَلی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أخیهِ مِثْلَهُ[2]
قالَ الشَّیخُ مَعْناهُ لا یعیدُ شَیئاً مِمّا تَقَدَّمَ قَبْلَ غَسْلِ یسارِهِ وَ إنَّما یجِبُ عَلَیهِ إتْمامُ ما یلی هَذا الْعُضْوَ
أقولُ: وَ یمْکِنُ حَمْلُهُ عَلَی التَّقیةِ لِموافَقَتِهِ لِلْعامَّةِ وَ یؤَیدُ قَوْلَ الشَّیخِ أنَّ الْوُضوءَ یطْلَقُ عَلَی غَسْلِ الْعُضْوِ کَثیراً وَ لا یطْلَقُ عَلَی مُجَرَّدِ الْمَسْحِ.
——————————
[1]– التهذیب 1- 98- 257 و الاستبصار 1- 73- 226.
[2]– قرب الإسناد 83.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به سعد بن عبدالله القمی که معتبر درجه یک است، از احمد بن محمد بن عیسی الاشعری از موسی بن قاسم البجلی از ابوقتاده، علی بن محمد القمی از علی بن جعفر العریضی روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
عبدالله بن جعفر الحمیری هم شبیه این حدیث را از عبدالله بن حسن بن علی بن جعفر العریضی به باقی سند روایت روایت کرده است.
* * *
علامه مجلسی: صحیح (مل).

این حدیث برای خودش معرکه آرا است. علی بن جعفر العریضی که از اعاظم فقها و محدثین است، از برادرشان امام کاظم علیه‌السلام درباره فردی سؤال می‌کنند که وض ومی‌گیرد و شستن چپ را فراموش می‌کند. امام هم در پاسخ می‌فرمایند که فقط سمت چپ را می‌شوید و لازم نیست چیزی از وضو را اعاده کند. ظاهر این این روایت کاملا در مقابل روایات قبل و برداشت و استنباط ما و مشهور است.
آقایان به تکاپو افتاده‌اند و برای حل این تفاوت راه کارهایی گفته‌اند. مثلا جناب شیخ الطائفه فرموده‌اند که منظور عدم لزوم اعاده قبل شستن یسار است و بعد هم فرموده‌اند که معلوم است که بعد آن را باید انجام دهد. یعنی حکم را صادر کرد‌اند و روایت را توجیه کرده‌اند. اگر به متن روایت دقت شود، می‌بینیم که این توجیه شیخ با «شَیءٍ غَیرِها» در عبارت «لا یعیدُ وُضوءَ شَیءٍ غَیرِها» اصلا نمی‌خواند و این عبارت کاملا واضح است.
جناب شیخ حر هم طبق معمول احتمال حمل بر تقیه را مطرح کرده اند که این هم انصافا مثل بسیاری از موارد دیگری است که حمل بر تقیه کرده‌اند. تا جایی که من سراغ دارم بیش‌تر عامه، ترتیب را در وضو واجب می‌دانند، آن‌هایی هم که لازم و واجب نمی‌دانند، مستحب مؤکد می‌دانند، حالا چرا امام باید تقیه کنند، از خود شیخ حر بپرسید.
بعضی هم احتمالا توجیخ شیخ الطائفه و شیخ حر، خیلی برایشان مقبول نبوده است، به جهت اعراض علما از این روایت، آن را کنار گذاشته‌اند.
ببینید، اگر یک ابهام برای من معلوم می‌شد، می‌شد به ضرس قاطع گفت که فقط شستن دست چپ کفایت می‌کند و بیش از آن لازم نیست که به نوعی عدم لزوم ترتیب در قسمتی از وضو است.
روایت همه جایش کاملا واضح است، جز معنای «یسار» که اگر آن را دست چپ معنا کنیم، یعنی همان دست چپ را بشوید و کار دیگری لازم نیست، یعنی از مسح‌ها معاف است. اما مشکل در این‌جا است که «یسار» را می‌توان به سمت چپ هم معنا کرد و با این حساب به پای چپ هم مربوط می‌شود. حالا با عنایت به این‌که شستن پای چپ را بلااشکال دیدیم، این امکان وجود دارد که سؤال از پای چپ باشد و نَه ست چپ و اگر چنین باشد، با روایت‌های قبلی هماهنگ می‌شود، چرا که فقط شستن پای چپ، یا معادل حداقلی آن که مسح پای چپ است، کفایت می‌کند و نیازی به اعاده قسمت‌های قبلی نیست. البته مشهور نمی‌توانند این توضیح و توجیه را بپذیرند، چرا که آن‌ها شستن پا را جایز نمی‌دانند و ناچار هستند به قرینه شستن، «یسار» را به دست چپ معنا کنند.
البته اگر صبر کنید، دو روایت بعد از این، تکلیف این ابهام روشن می‌شود.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه